هرگز بر نمي گردم
I’ll Never Return
Download: Download MP3 3.51MB - 3:48 Min

I’m the woman who has awoken
I’ve arisen and become a tempest through the ashes of my burnt children
I’ve arisen from the rivulets of my brother’s blood
My nation’s wrath has empowered me
My ruined and burnt villages fill me with hatred against the enemy,
I’m the woman who has awoken,
I’ve found my path and will never return.
I’ve opened closed doors of ignorance
I’ve said farewell to all golden bracelets
Oh compatriot, I’m not what I was
I’m the woman who has awoken
I’ve found my path and will never return.
I’ve seen barefoot, wandering and homeless children
I’ve seen henna-handed brides with mourning clothes
I’ve seen giant walls of the prisons swallow freedom in their ravenous stomach
I’ve been reborn amidst epics of resistance and courage
I’ve learned the song of freedom in the last breaths, in the waves of blood and in victory
Oh compatriot, Oh brother, no longer regard me as weak and incapable
With all my strength I’m with you on the path of my land’s liberation.
My voice has mingled with thousands of arisen women
My fists are clenched with the fists of thousands compatriots
Along with you I’ve stepped up to the path of my nation,
To break all these sufferings all these fetters of slavery,
Oh compatriot, Oh brother, I’m not what I was
I’m the woman who has awoken
I’ve found my path and will never return.

من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ ام
از خاكستر اجساد سوخته‌ي‌ كودكانم‌ برخاستم‌ و توفان‌ گشته‌ام
از جويبار خون‌ برادرانم‌ سر بلند كرده‌ ام
از توفان‌ خشم‌ ملتم‌ نيرو گرفته‌ ام
از ديوارها و دهكده‌هاي‌ سوخته‌ كشورم‌ نفرت‌ به‌ دشمن‌ برداشته‌ام
حالا دگر مرا زار و ناتوان‌ مپندارهموطن،
من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ام
راه‌ خود را يافته‌ام‌ و هرگز بر نمي‌گردم

من‌ ديگر آن‌ زنجير ها را از پا گسسته‌ام
من‌ درهاي‌ بسته‌ي‌ بي‌خبري‌ ها را گشوده‌ام
من‌ از همه‌ چوري‌ هاي‌ زر وداع‌ كرده‌ام

هموطن‌ واي‌ برادر، ديگر آن‌ نيستم‌ كه‌ بودم
من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ ام
من‌ راه‌ خود را يافته‌ ام‌ و هرگز برنمي‌گردم

با نگاه‌ تيز بينم‌ همه‌ چيز را در شب‌ سياه‌ كشورم‌ ديده‌ام
فرياد هاي‌ نيمه‌ شبي‌ مادران‌ بي‌فرزند در گوشهايم‌ غوغا كرده‌ اند
من‌ كودكان‌ پا برهنه‌، آواره‌ و بي‌لانه‌ را ديده‌ام
من‌ عروساني‌ را ديده‌ام‌ كه‌ با دستان‌ حنا بسته،
لباس‌ سياه‌ بيوگي‌ بر‌ تن‌ نموده‌اند
من‌ ديوار هاي‌ قد كشيده‌ي‌ زندان‌ ها را ديده‌ام
كه‌ آزادي‌ را در شكم‌ هاي‌ گرسنه‌ي‌ خود بلعيده‌ اند
من‌ در ميان‌ مقاومت‌ ها، دليري‌ ها و حماسه‌ ها دوباره‌ زاده‌ شدم
من‌ در آخرين‌ نفس‌ ها در ميان‌ امواج‌ خون‌ و در فتح‌ و پيروزي
سرود آزادي‌ را آموخته‌ام
حالا ديگر مرا زار و ناتوان‌ مپندار
هموطن‌ واي‌ برادر،
من‌ در كنار تو و با تو در راه‌ نجات‌ وطنم‌ همنوا و همصدا گشته‌ام
صدايم‌ با فرياد هزاران‌ زن‌ برپا گشته‌ پيوند خورده‌ است
مشتم‌ با مشت‌ هزاران‌ هموطنم‌ گره‌ خورده‌ است
من‌ در كنار تو و در راه‌ ملتم‌ قدم‌ گذاشته‌ام
تا يكجا بشكنيم‌ اين همه‌ رنج‌ زندگي‌ و همه‌ بند بندگي
من‌ آن‌ نيستم‌ كه‌ بودم
هموطن‌ واي‌ برادر،
من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ام
من‌ راه‌ خود را يافته‌ام‌ و هرگز بر نمي‌گردم