۸ ثور که ادامه خونبارتر ۷ ثور نکبت‌بار بود، جرثومه‌های جهل و جنایت بیمار جهادی را بر سرنوشت مردم ما حاکم ساخته و با تبدیل کابل به جهنم روی زمین سرآغاز فجایع، کشتار، ویرانی، غارت، تجاوز به زنان و مادران، سگ‌جنگی‌های تنظیمی بین لاشخوران هفت‌گانه و هشت‌گانه، تعمیق نفاق ملیتی و مذهبی و زبانی و هزاران رذالت و فلاکت دیگر گشت که عاملان آن تا امروز سوار بر سرپنجه امریکا از داخل قصرهای اعمار شده با پول «سیا» بر ملت سوگوار ما تاخته و پیهم و بی‌محابا بر خیانت و میهن‌فروشی‌شان ادامه می‌دهند.

سرتبهکاران جهادی بعد از فرار به پاکستان و همین ‌که دست نوازش جنرال بابر بر سرشان را حس کردند، بی‌درنگ چون پاپی‌گک‌های مادر و پدر گم‌کرده‌ خود را در زیر پای آی‌اس‌آی انداخته و به چشم و گوش و بازوی پاکستان و در نهایت متجاوزان امریکا و ناتو بر افغانستان مبدل شدند. دالر امریکا و عربستان و تربیه سازمان‌های جهنمی آی‌اس‌آی، واواک و موساد از اینان چنان نوکران مطیع و سرسخت در راه تامین منافع ارباب بار آورد که با حلول روح شیطانی «سیا» بر کالبد طاعونی شان، افغانستان را به کشتارگاه و آشوویتس دهه نود جهان تبدل نمودند.

امریکا وقتی استعداد عجیب چاکران جهادی‌اش در معامله و میهن‌فروشی و جنون آنان در کشتار و تباهی را دید و سران تنظیم‌ها را بیش از آنچه تصور می‌کرد برده دالر و مقام و چوکی یافت بلافاصله از طریق آی‌اس‌آی وظیفه‌ شکار روشنفکران انقلابی و میهن‌دوست افغان را به اینان سپرد تا با پایان جنگ سرد مقاومت مردمی ضدنوکران امریکا، پاکستان و ایران شکل نگرفته و امکان روی‌کار آمدن دولت ملی-دموکراتیک به صفر برسد.

برعکس نظرات پنتاگون‌پسند قلم‌بدستان اجیر و بی‌کله، امریکا افغانستان زیر ساطور خونچکان امارت جهادی را «فراموش» نکرد و «تنها» نگذاشت بلکه منتظر فرصت مانده و با جنگاندن احزاب جهادی و بعد باز هم با کمک انگلیس، آی‌اس‌آی و عربستان موجودات قرون‌وسطی‌اندیش طالبی را بر گرده‌های پرزخم مردم ما تحمیل و از طریق نوکرانش تمامی مظاهر تمدن و انسانیت را در افغانستان نابود و شیرازه‌ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را از هم پاشاند تا ورود در کشور مصیبت‌زده‌ی اسیر آدم‌خواران جهادی-طالبی با مردم خسته و بیزار از جنگ و فلاکت آسان شود. بالاخره، ۱۱ سپتامبر بهانه‌ا‌ی شد برای اشغال و حضور مستقیم در گورستانی بنام افغانستان.

امریکا نوکران جهادی‌اش را از غارها کشیده با «دموکرات» آراستن ظاهری، آنان را با پشتاره‌ای از جنایت و رذالت بار دیگر بر سرنوشت مردم ما حاکم ساخت. امروز از برکت چاکری به امریکا هر کدام به قدرت بی‌حدوحصر مافیایی دست یافته‌‌ و عطا، خلیلی، دوستم، محقق، یونس قانونی و... از طریق حضور مستقیم یا فرستادن نورچشمی‌‌های شان در دوحه و مسکو در صدد معامله با طالب اند تا با خروج نظامی امریکا ضمن حفظ دارایی‌ها قارونی خویش از شیرینی قدرت نیز بی‌نصیب نمانند.

حال که ظاهرا امریکا حرف از خروج عساکرش می‌زند، از ارگ تا سرجنایتکاران جهادی به شمول گلبدین فاشیست و اعضای پارلمان و رسانه‌ها و تحلیل‌گران کرایی از ترس قطع ادامه چور و چپاول‌شان یک‌صدا فریاد می‌زنند که امریکا با حفظ «جمهوریت» و «دستاوردهای ۲۰ سال» باید «مسوولانه» بیرون شود. دولت تروریست‌پرور امریکا تحت فشار افکار عامه، بحران اقتصادی، تضمین منافع‌اش از سوی مزدوران طالبی و کاستن هزینه جنگ ممکن عساکرش را بیرون بکشد که در عوض حضور استخباراتی‌اش تقویه خواهد شد و لذا شکل حضور امریکا تغییر خواهد کرد. بدیهیست که امریکا با بنابر تضاد‌هایش با چین و روسیه و ایران هرگز به این آسانی دست از لقمه چرب افغانستان بر نخواهد داشت. رسانه‌ها «خروج امریکا» را با هیاهوی زیاد دارای «تبعات مختلف» و «خطیر» وانمود می‌سازند که هدف از آن بیشتر تحمیق مردم و تحمیل دوباره ویروس طالبی است.

درامه مذاکرات «صلح» از چند سال بدینسو جریان دارد که غیر از دستاورد برای طالبان جانی هیچ سودی برای مردم نداشته است. و حال از کنفرانس نامعلوم استانبول عصای موسی تبلیغ می‌کنند که گویا «معضل» افغانستان را حل خواهد کرد. چنانچه در دوحه و مسکو معجزه نشد، در استانبول نیز -که برگزارکنندگان آن دشمنان مردم افغانستان اند و برای تحمیل گروه ماورای ارتجاعی طالبی بر مردم ما بحث می‌شود- معجزه‌ی اتفاق نخواهد افتاد. کنفرانس استانبول نیز ادامه دروغ و نیرنگ زیر نام «صلح» و بردن مردم به سوی سراب است. مذاکرات ارباب و نوکر چه در دوحه و مسکو و یا استانبول که با مضمون جورآمد و تضمین منافع طرفین جاری است به هر چیز می‌انجامد جز صلح پایدار و واقعی. صلح در یک کشور مانند کسب استقلال و آزادی، فقط با مبارزه متحدانه ضدامپریالیستی و ضد چاکرانش می‌تواند تامین شود، لذا چشم‌داشت «صلح» از اشغالگران امریکایی که مسبب اصلی جنگ و بدبختی در کشور ما و پدر تمامی گروه‌های تروریستی و جنایتکار جهادی و طالبی و داعشی است، حماقت است.

«جمعیت انقلابی زنان افغانستان» (راوا) مکررا تاکید می‌نماید که هرنوع انتظار و امید از امریکا و دولت دست‌نشانده برای آوردن صلح خودفریبی‌ای بیش نیست، فقط با اتکا بر بازوان خود و قیام سرتاسری علیه اشغالگران امریکایی، ناتو، ارتجاع پاکستان و ایران و ترکیه و سرنگونی رژیم پوشالی حاکم می‌توان به امنیت، رفاه و آسایش دست یافت.

«جمعیت انقلابی زنان افغانستان» (راوا)
۲۸ اپریل ۲۰۲۱- ۸ ثور ۱۴۰۰

دیگر به عزا ننشینیم، دشمن را عزادار سازیم!

بیش از چهل سال است که از ۸ مارچ در افغانستان بی‌دفاع و پی‌هم خیانت‌شده‌، یادبود به عمل می‌آوریم. اما امسال روزگار ملت ما فاجعه‌بارتر از هر زمان دیگریست چون امریکا و مشخصا گرگ هارش زلمی خلیل‌زاد می‌خواهد مزدوران قرون وسطایی طالبی‌اش را دوباره به جان مردم افغانستان اندازد تا به دنیا نشان دهد که افغان‌ها فقط شایسته حاکمیت توحشی کثیف‌تر از بنیادگرایی جهادی اند؛ با دامن زدن بیشتر به جنگ قومی و سمتی و مذهبی در افغانستان، هم در رقابت با چین و روسیه در منطقه و در تنازع با فاشیست‌های خونخوار دینی مسلط در ایران، دست بالا را داشته باشد، هم نظارتش بر لوله گاز «تاپی» تضمین گردد، و بدینتریب از استقرار دموکراسی، تامین حقوق زنان و بر سر پا ایستادن و پیشرفت میهن ما جلو گیرد تا آن را به مثابه لاشه‌ای نظیر عراق، سوریه و لیبیا، از طریق به «امارت» رساندن طالبان به عنوان یکی از صدها پایگاهش در جهان نگهدارد. امریکا با نادیده‌ گرفتن کامل دولت دست‌نشانده غنی، رها کردن هزاران طالب زندانی و تبلیغ و تکریم و تزیین این گروه آدمکش، بی‌سواد و به طرزی بیمارگونه زن‌ستیز و ضد علم و تمدن که بدون حمایت آی‌اس‌آی توان مقابله حتی با نیروی نظامی دولت فاسد غنی را ندارد، در سطحی بین‌المللی وجهه‌ی سیاسی و دیپلماتیک خرید.

این خیانت دولت امریکا اگر چه به بهای گرانی برای مردم افغانستان تمام شده ولی جنبه مثبتی هم داشته است: مردم ما پی برده‌اند که ادعای امریکا دایر بر آوردن دموکراسی، حقوق زن و ترقی در هر کشوری دروغ فاحشی بیش نمی‌باشد و این ابرقدرت جهت تامین منافع‌اش حاضر به ارتکاب هر گونه خیانت و جنایت علیه مردمان دیگر و منجمله افغانستان است. از همه مهم‌تر اشغال افغانستان توسط امریکا و متحدان ثابت نمود که ملت‌ها برای کسب آزادی، دموکراسی و رفاه جز اتکا به نیروی خود راهی ندارند و چشم دوختن به وعده و وعید ریاکارانه‌ی امریکا یا هر کشور دیگر اشتباهی جبران‌ناپذیر و فراموشی این هشدارباش معروف هنری کسینجر خواهد بود که «دشمنی با امریکا خطرناک و دوستی با آن مهلک است.» به استثنای گروه‌های جنایت‌کار جهادی و عوامل «سیا»، اغلب مردم افغانستان به حد کافی معنی دوستی با امریکا را دریافته‌اند.

امریکا علاوه بر طالبان، دوستان دیگرش مانند گلبدین، مجیب‌الرحمن انصاری، کریم خلیلی، برخی از سران جانی جمعیت اسلامی (عبدالله عبدالله، صلاح‌الدین ربانی، رحمان رحمانی، ضیا مسعود) وغیره هرویین‌سالاران بنیادگرا را مستقیم یا به اشاره‌ی پاکستان، به زور تطمیع پولی و مقام، همراه طالبان کرده است. البته تردیدی نمی‌توان داشت که وقتی تاریخ مصرف این فرومایگان برای امریکا به سر آید، از دم شان گرفته و آنان را همانند نوریگای پانامه و محمدرضاشاه دور خواهد انداخت. اما هرگز نباید منتظر آن روز نشست. ما تاریخ جنگ‌های دلاورانه‌ی استقلال‌طلبانه علیه انگلیس‌ها و روس‌ها را داریم. و امروز بر مردم و به خصوص زنان ماست که با برخاستن رزمجویانه‌ی سرتاسری بر ضد مزدوران پاکستان چه طالب و چه داعش پاسخ خیانت امریکا را دهند. صرف‌نظر از گذشته‌های دور، شاهد بودیم که زنان کوبانی چگونه پوزه داعشیان را به خاک مالیدند؛ و در ولایت غور، قمرگل و برادرکوچکش با برداشتن تفنگ، از تروریست‌های طالبی که به خانه شان حمله کرده بودند انتقام خون اعضای خانواده خود را گرفتند؛ تسلیم‌ناپذیری زنان مبارز ایران در شکنجه‌گاه‌های مخوف جمهوری دژخیمان ولایت فقیهی نیز سرمشق و منبع الهام ما باید باشند. مسئله به همین سادگی است: اگر نترس، مصمم و قاطعانه برخیزیم، مولودات طالبی آی‌اس‌آی را تا بغل پدران پاکستانی شان خواهیم دواند.

دشمنان با کشتار جوانان، تحصیل‌کردگان، خبرنگاران زن و مرد و داکتران و کودکان و مادران در شفاخانه و... (ترور وحشیانه سه کارمند یک تلویزیون و زنی داکتر در ننگرهار در هفته اول مارچ همین سال)، می‌خواهند مخصوصا زنان را مرعوب سازند. ولی ما زنان همراه مردان شرافتمند می‌توانیم با خیزش برضد دشمنان، طلسم ترس و محافظه‌کاری را شکسته و آنان را در محاصره آتش مقاومت قرار دهیم. ما زنان بیش‌تر از مردان در معرض حق‌تلفی و ستم‌های بنیادگرایان از هر جنس بوده‌ایم و حالا باید طلیعه‌دار مقاومت ضد طالبان و شرکا باشیم.

مذاکرات به اصطلاح صلح دوحه جز تبلیغ و نمایش «صلح‌خواهی» طالبان توسط امریکا و خلیلزادش نیست. مردان و زنان هیئت دولت، کسانی اند که در خودفروختگی، سازش، فساد، و قاچاق هرویین از بدنام‌ترین‌ها به شمار می‌روند وهیچ احمقی از آنان انتظار ایستادگی در برابر طالبان میهن‌فروش را ندارد.

«جمعیت انقلابی زنان افغانستان» (راوا) راجع به خودسوزی‌های زنان و دختران ما در اعلامیه‌ی «خواهران، خودکشی نکنید، به دشمن‌کشی برخیزید!» گفته بود که بدون پاسخ دادن به هر نوع مشت با مشت، ستم‌کشی ما را پایانی نخواهد بود. امروز هم ضمن درخواست ایجاد جبهه‌ی دموکراتیک ضدطالبان، ما به تمام نیروهای دموکراسی‌خواه، سکیولر و ضدبنیادگرایی و اشغال، به کلیه زنان و دختران و مردان عذاب‌دیده‌ی ما ندا سر می‌دهیم که از ماتم گرفتن‌ و برپایی مجلس‌های سوگواری هیچ کاری ساخته نبوده و نیست، باید به هر صورت و هر سطح ممکن به مقاومت ضد طالبان برخیزیم و پیش از آن که بیش‌تر از این قلب ناکام ما داغدار شود، طعم سوگ و شکست را بر طالبان و شرکای فکری آنان بچشانیم.

جمعیت انقلابی زنان افغانستان «راوا»
۸ مارچ ۲۰۲۱

پر افغانستان د امریکا تیري نولسم تلین په مناسبت د «افغانستان ښځو انقلابي جمعیت» اعلامیه




نن ورځ د «راوا» ددې ادعا سموالی له هر وخت څخه ډیر ثابت شوی چې پر افغانستان د امریکا د یرغل موخه «د ترهګرۍ پر وړاندې جګړې» څخه د ترهګرو ډلو له منځه وړل نه وه او یوازې دا حرموني بچیان یې پلمه کړل ترڅو زمونږ پر خاوره یرغل وکړي. له دوه لسیزو وژنو وروسته، افغانستان لا د ترهګرۍ او مخدره توکو کندې ته لویدلی، اوس غواړي داړونکي طالبان له خپلو «دیني ورونو» سره پخلا او بیاځلی زمونږ پر خلکو واکمن کړي. امریکا ته دا مهمه نده چې زمونږ د بې‎ګناه خلکو وینې دې د ترهګرو بانډونو له منګولو فواره کوي او د هغوي ژوند دې په بې‎ساری توګه تر پښو لاندی وي، اړینه داده چې باید له دیني فاشیستانو سره جوړجاړی وشي ترڅو ټرامپ خپل ټاکنیز هدف ته ورسېږي او له بل پلوه د امریکا دولت چې زمونږ هیواد یې په ډیر لږ لګښت په خپلو منګلو کې نیولی باید خپلو پوځي او اقتصادي سیالانو ته سترګې برګې کړي. په همدې دلیل، د ۵۰۰۰ ځناورو طالب بندیانو په خوشې کولو کې هیڅ ځنډ ونکړ او چمتو ده چې هر ډول شرمناکه او خطرناکه معامله ترسره کړي په دې شرط چې راټوکیدلی حکومت باید په سیمه کې د امریکا د ګټو ساتونکی وي.

اعلامیه «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» به مناسبت نزدهمین سالروز تجاوز امریکا


مبارزه سازش‌ناپذیر علیه امریکا و غلامانش،
تنها راه رهایی و صلح پایدار در افغانستان!

امروز نسبت به هر زمان دیگری، صحت این ادعای «راوا» به اثبات می‌رسد که لشکرکشی امریکا به افغانستان هرگز «جنگ علیه تروریزم» و به هدف محو شبکه‌های تروریستی‌ نبوده و فقط این مولودات حرامی‌اش را دستاویزی ساخت جهت اشغال سرزمین ویران ما. سرانجام هم بعد از دو دهه کشتار مردم بی‌دفاع، افغانستان را شدیدتر به کام تروریزم و مافیای موادمخدر افکنده، اینک طالبان درنده را با «برادران دینی»شان آشتی داده بار دیگر بر مردم ما مسلط می‌سازد. برای‌ امریکا مهم‌ نیست كه‌ خون مردم‌ بی‌گناه ما از چنگال ‌باندهای‌ تروریستی‌ فوران زده و زندگی‌شان‌ به‌ طرز بی‌نظیری پامال‌ می‌گردد، مهم‌ این‌ است كه‌ باید با فاشیست‌های‌ دینی‌ ساخت‌ تا ترامپ به اهداف انتخاباتی خود برسد و از جانب دیگر برای دولت امریکا که با کم‌ترین هزینه ممکن وطن ما را در چنگش نگهداشته به رقبای نظامی و اقتصادی‌اش زهرچشم نشان دهد. به همین دلیل، در رهایی ٥٠٠٠ زندانی جانی طالبان هیچ تعللی به خرج نداده و حاضر است به هر معامله ننگین و خطرناک تن دهد مشروط بر این که دولت برخاسته از آن حافظ منافع امریکا در منطقه باشد.



روزهای ماتم ملی هفت و هشت ثور امسال همزمان است با انجام غداری عظیم دیگر امریکا پس از بر تخت نشاندن سرسفاکان جهادی سیاف، ربانی، فهیم، ظاهر قدیر، عبدالله، دوستم، اسماعیل، عطامحمد، محقق، قانونی،‌ خلیلی وغیره به دنبال سقوط مزدوران طالبی.

همان طوری که از سوی ما و دیگر نیروهای آزادیخواه پیشبینی می‌شد، امریکا پس از حذف طالبان از لیست دشمنانش حال تلاش دارد تا زیر نام صلح این قاتلان جانی هزاران جوان افغان و پادوان پلید پاکستان و قطر و عربستان را در کنار برادران جهادی شان در افغانستان نصب نماید تا مانند باند تروریست گلبدین هار نقش پاسدار سرسپرده و همیشگی منافع سیاسی و اقتصادی دولت تجاوزگر را در سرزمین ما به عهده گیرند. بدون تریدی مردم ما در آرزوی صلح می‌سوزند اما صلحی که بین آدمکشان و دزدان بوده و به قیمت تضرع و امتیاز دادن به مزدوران بیگانه مثل طالبان تمام شود، به معنی باز شدن مجدد دروازه دوزخیست که طالبان طی امارت اسلامی خود مردم ما را در آن عذابکش کرده بودند. این گونه «صلح» از همان ابتدا آبستن جنگ‌های خانمانسوزتر و برباددهنده‌تر خواهد بود. امریکا خیانت جدیدش را توسط خلیلزاد و دلالی کرزی، جلادان جهادی و عناصر فرومایه‌ای چون انورالحق احدی، عزیز رفیع، شهنواز‌تنی، ثریا دلیل، حبیبه سرابی، عمر زاخیلوال، نیلاب مبارز، حفیظ منصور، اورزلا اشرف، غفور لیوال، لطیف پدرام، زلمی رسول، داکتر عالمه، جاوید کوهستانی، شهلا فرید، نورالحق علومی، رنگین سپنتا، سیما سمر و... عمله جامعه مدنی و نظایر آنان چه در مسکو و چه در دوحه یا هر مکان دیگر عملی می‌سازد. خلاف ادعای بیشرمانه و رذیلانه‌ی فوزیه کوفی طالبان خون‌آشام‌ ذره‌ای فرق ماهوی ننموده و به قول این زن زینت‌المجلسی«جالب» نشده‌اند. پلنگ هیچگاه خال‌هایش را تغییر نمی‌دهد. وقتی طالبان به صورت مشترک یا مستقل به حکومت برسند، چنانچه سیاف در سال‌های خون و خیانت جهادی‌ها گفت کابلِ کافر باید بسوزد، با تکیه بر امربالمعروف و سایر نهادها و فرامین خود از زنان و مردان پیر و جوان به سختی انتقام خواهند گرفت. برخورد برده‌وار عناصر سرکاری و خودفروخته‌ که برای رسیدن به مقام و چوکی از هرگونه ناموس و شرف و حیثیت خود تیر بوده و با بیشرافتی کم‌مانندی به امر ارباب و پدرخوانده خود خلیلزاد مقابل طالبان زانو زده و پس از کمایی افتخار فشردن دست خونپر طالبان، پشت آنان نماز می‌خوانند، این جلادان را جری‌تر ساخته و به حمله بر مردم ما و تقدیم کامل افغانستان به مالکان پاکستانی شان ترغیب می‌کند. در این میان اشرف غنی که مزه سیلی پرتحقیر امریکا به رویش را چشیده و ساخت و پاخت‌های زبونانه‌اش با باند عطا و محقق کاری را از پیش نبرده، در حالی که وطنفروشان طالبی روزانه ده‌ها و صدها تن سرباز و افراد غیرنظامی را کشته و ولسوالی‌هایی را یکی بعد دیگری سوزانده و چاپیده و اهالی بی‌پناه را آواره و دربدر می‌کنند، او و مشاوران احمقش با تقلای رقت‌انگیزی برای نشستن بر سر میز مذاکره با طالبان هر دری را کوبیده و به اندازه‌ای در این تگدی دست‌پاچه پیش می‌روند که کار به تعیین گروه ۲۵۰ نفره می‌انجامد که در نتیجه حتی مورد تمسخر طالبان «آی‌اس‌آی» قرار می‌گیرند. البته هیچکس از دولتی پوشالی فاقد پایه توده‌ای و حداقل رنگ ملی و آغشته با مکروب بنیادگرایان و تکنوکرات‌های شیر «سیا» خورده که فقط بلدند نکتایی هر چه کلانتر زده و حتی شیوه حرف زدن شان را از سخنگویان امریکایی میمون‌وار تقلید کنند، توقع ندارد که بخواهد یا بتواند ضمن تصفیه قاطع تبهکاران و فاسدان در دولت، مردم را مسلح ساخته و به جنگی فیصله‌کن برای پاک کردن دامان افغانستان از لوث طالبان و داعشیان و سایر تروریست‌ها فرا بخواند. این کار تنها با قیام سرتاسری مردم ما تحقق یافتنی است که با طرد و قلع و قمع بی‌دریغ کلیه سرجانیان چهار دهه از صفوف خود، بیرق استقلال، آزادی و دموکراسی را بر فراز افغانستان اسیر و زخمی دست اراذل مذهبی و غیرمذهبی که پستان «سیا» و «آی‌اس‌آی» و رژیم‌های مخوف فاشیستی دینی ایران و عربستان و قطر را در حلق دارند برافرازند. این محض شعار دادن نیست. هم اکنون در سودان و الجزایر توده‌های مردم و زن و مرد با نترسیدن از نیروی‌های سرکوبگر دولتی و پافشاری روی مبارزه می‌خواهند رژیم‌های مستبد و بنیادگرابوی را به زباله‌دان تاریخ بیندازند، ملت ما که از سنن خجسته‌ی مقاومت ضد انگلیسی و ضد تجاوز روسی برخوردار است چرا نتواند مشتی آدمکشان طالبی و داعشی و همفکران نکتایی‌پوش آنان را تار و مار کرده و برای همیشه تا زیر پای ولینعمتان شان بدواند؟


عمر زاخیلوال شرفباخته که از عزا گرفتن برای "امیرالمومنین" اش عار نکرد، پوز گرفتن با یک ملای آدمکش را باید افتخارش بشمارد.

ما پیوسته می‌گفتیم که دشمنان طالبی و جهادی ملت و میهن ما از نظر ماهیتی فرقی با هم ندارند و تنها دست یافتن به قدرت و ثروت است که آنان را به پریدن به روی یکدیگر می‌کشاند. نشست مسکو برای صدمین‌بار این حقیقت را ثابت نمود. این نشست در عینحال برای هزار و یکمین بار ثابت نمود که طالبان و سران جهادی کثیف‌ترین نوع روسپیان سیاسی اند که به مجرد دیدن لقمه‌ای چرب‌تر از این و آن قدرت جهانی – منطقوی بی‌درنگ به سوی آن می‌دوند. اینان که دیدند حالا ابرقدرت امریکا با سرافکندگی‌ای نظیر رانده شدن از ویتنام توسط مردم قهرمان آن سرزمین، مجبور به ترک سوریه شده و درگیر مسایل بیشمار داخلی‌اش است، عجالتا رو به سوی مسکو کردند. این خاینان خوب می‌دانند که بدون حمایت یک قدرت، «امارت» پرخون و خیانت شان مدتی طولانی دوام نخواهد آورد. البته این تعویض قبله به معنای بریدن هزار و یک رشته شان با امریکا نیست.

ننگ هفت و هشت ثور را فقط با بهار آزادی و دموکراسی می‌توان زدود!


در هشتم ثور ۱۳۷۱ فصل شوم دیگری در تاریخ کشور ما باز گردید که کابوس آن تا امروز در فضای جامعه پیچیده است. باندهای جنایت‌پیشه اخوانی که سال‌ها زیر پر و بال امریکا، پاکستان، ایران و شیخ‌های عربی پرورش یافته بودند، بعد از سقوط رژیم دست‌نشانده روسی، بر اریکه قدرت نصب شدند. در نخستین روزهای مستولی شدن تنظیم‌های خودفروخته، آنان طبق وصیت پدروکیل پاکستانی شان جنرال اختر که گفته بود «کابل باید بسوزد»، این شهر زیبا و باشندگانش را چنان سوزانیدند که صاحبان خارجی شان را نیز انگشت به دهان ساخت. طی حاکمیت این ستم‌پیشگان وحشی، قانون جنگل در کشور حکمفرما گردید و پاتک‌سالاری و دستبرد به ناموس و دارایی‌های مادی و معنوی وطن ما به امر عادی مبدل گشت.

دار و دسته‌های گلبدین، ربانی، سیاف، مسعود، مزاری، محسنی و دوستم بخاطر قدرت و تامین منافع باداران پاکستانی، ایرانی و عربی شان به جان هم افتادند که قربانیان اصلی آن مردم بی‌گناه افغانستان بودند. در کمتر از چند ماه کابل به شهر ارواح‌ مبدل شد و یک‌ونیم میلیون شهروند آن که داغدار هشتاد هزار عزیز جانباخته خویش در جریان سگ‌جنگی‌های جهادی‌ بودند، مجبور به ترک خانه و کاشانه‌ خود گشتند.

قدرت‌های غربی به رهبری امریکا که غرق تجلیل جشن پیروزی خود تحت عنوان «شکست کمونیزم» بودند، در افغانستان که دیگر عجالتا برای‌شان کم‌ارزش شده بود، قیضه غلامان شان را باز گذاشتند تا بر سر ویرانه‌های کشور مستی کرده و آخرین مرمی سلاح‌هایی را که طی سال‌ها در اختیار مزدوران‌شان قرار گرفته بود به مصرف رسیده و زمینه برای برنامه‌های بعدی در افغانستان آماده گردد. در واقع، عمدتا امریکا و غرب نمی‌خواستند دنیا بداند که مولودات بنیادگرای شان که روزی رونالد ریگن آنان را «رزمندگان آزادی» خوانده بود چه جهنمی را بر ملت مظلومی برپا کرده‌اند و این جانیان از رقص مرده، سوزانیدن انسان‌ها در کانتینرها و میخ کوبیدن بر سر انسان لذت می‌برند.




باز هم هشت مارچ روز جهانی زن فرا می‌رسد و زنان کشور ما کماکان در جهنمی بنام افغانستان که توسط امریکا و دستپروردگان طالبی، داعشی، جهادی و تکنوکرات‌اش برپا گردیده است، می‌سوزند. سرزمینی که ۱۷ سال قبل توسط امریکا و متحدانش مورد اشغال نظامی قرار گرفت تا زنان آن «آزاد» گردند حالا در هر گوشه‌اش جنایت و بربریت علیه زنان جاریست و فضای معافیت کامل برای پلیدترین دشمنان زن مهیا گردیده است. قتل و سوزانیدن، بینی‌ و گوش بریدن، لت و کوب، تجاوز جنسی، سنگسار و به گلوله بستن و شلاق زدن در محضر عام، از واقعاتی‌ست که زنان افغان در زیر پرچم دروغین «دموکراسی و حقوق زن» امریکا هر لحظه آن را تجربه می‌کنند.

در سالی که گذشت ددمنشان طالبی و داعشی به کمک آی.اس.آی پاکستان و «واواک» ایران در تبانی با حامیان شان در ارگ حملات وحشتناک انتحاری را در کابل و سایر ولایات انجام دادند که جان صدها هموطن بیگناه ما را گرفت. ضمن این که تعداد زنان در بین جانباختگان کم نبود، اما با هر حمله انتحاری صدها مادر در غم فرزندان خود می‌نشینند. دیدن اشک‌ این مادران قلب هر انسان باوجدان را سخت می‌فشارد و نفرین ابدی را نثار عاملان آن و مخصوصا بچه نازدانه سی.آی.ای راکتیار می‌کند که با بی‌شرمی خاص یک بنیادگرای خونخوار از انتحاریون حمایت نموده تحت عنوان «استشهاد» به آن پایه مذهبی می‌تراشد.




.

۱۵ دلو (۴ فبروری) مصادف است با سالروز جان‌باختن مینا، رهبر و بنیانگذار «جمعیت انقلابی زنان افعانستان» (راوا). ۳۱ سال قبل دشمن پلید گلوی زنی را فشرد که نماد آزادگی، ایستادگی و رزمندگی در برابر اشغالگران روسی و بنیادگرایان خونخوار بود. جاویدانه شدن مینا نه تنها «راوا» بلکه جنبش رهایی‌بخش و دموکراسی‌طلب افغانستان را از داشتن رهبر فرزانه و باصلابت محروم کرد.

با وجود حضور زنان آگاه در جنبش پیشرو و مترقی دهه چهل و پنجاه شمسی در افغانستان، هنوز هم مسئله زن برای کلیه سازمان‌ها و جریان‌های دموکراسی‌خواه آن زمان به طور جانبی مطرح بوده و به ندرت از مبارزه برای رهایی این نیمه پامال‌شده صحبت به میان می‌آمد. درست در همان موقع مینا و همرزمانش ندا برآوردند که زنان افغان می‌توانند بخش مهمی از هر تحول سیاسی‌-‌اجتماعی در کشور باشند با این شرط اساسی که این «شیران خفته» آگاه شده و به حرکت آیند تا نقش عظیم خویش را در تحولات سیاسی ایفا نمایند.

  1. اشغالگران امریکایی و ناتو با پوشالیان و گرگان طالبی و داعشی شان عوامل فاجعه جاری اند!
  2. دست کثیف امریکا و چاکرانش در خون معصوم میرزااولنگی‌ها آغشته است!
  3. زمونږ خلک د «نظام» د راپرځیدو غوښتونکی دی نه د لیوه پر ځای د سپی د کیناستو!
  4. مردم ما خواهان واژگونی «نظام» اند نه نشستن سگ به جای شغال!
  5. بخشودن و فراموشی جنایات هولناک گذشته، خیانت به تاریخ و قربانیان است!
  6. د تیرو زړه‎بوږنونکو جنایتونو بخښنه او هیرونه، له تاریخ او قربانیانو سره خیانت دی!
  7. انتقام خون فرخنده و دیگر زنان ستمدیده را از بنیادگرایان خاین بستانیم!
  8. خواهران، رهایی ما فقط با رزم و پیکار بی‌امان خود ما میسر است!
  9. د مروې پر وړاندې د جنایت غچ باید واخلو!
  10. انتقام جنایت علیه مروه را باید بگیریم!
  11. امریکا با اشغال افغانستان، منطقه را شدیدتر به کام تروریزم فرو برد!
  12. موافقتنامه با گلبدین خونخوار بازی دیگر امریکا و غلامانش با سرنوشت ملت
  13. امریکا از گلبدین محتضر و بو گرفته دوباره سگ شکاری می‌سازد!
  14. هفت و هشت ثوری‌های جانی عوامل سیهروزی مردم ما!
  15. فرخنده در آتش جانیان سوخت، بنیادگرایان باید در آتش خشم مردم ما بسوزند!
  16. «انتخابات» جنایتکاران: سگ زرد برادر شغال
  17. عاملان فجایع هشت و هفت ثور تا کنون حاکم اند
  18. با وحدت سرتاسری، اشغالگران امریکایی و ناتو را بروبیم!
  19. کسب استقلال، شرط اول بهروزی وطن و مردم ما
  20. داغ های ننگین هفتم و هشتم ثور را با نابودی عاملین آن ها از تقویم خواهیم زدود !

Page 1 of 7

آخرین مطالب