دگروال‌ میر اكبر انصاری‌ تعلیم‌ یافته‌ی‌ كی‌ جی‌ بی‌ كه‌ توسط‌ شعبه‌ تحقیقات‌ جرایم‌ (CID) پشاور دستگیر شد، اعتراف‌ نمود كه‌ او طراح‌ نقشه‌ ترور جنرال‌ عبدالحكیم‌ كتوازی‌ بود كه‌ بدست‌ فرید كه‌ اكنون‌ در اردوی‌ افغانستان‌ به‌ حیث‌ تورن‌ ایفای‌ وظیفه‌ می‌كند، عملی‌ شد. او اعتراف‌ كرد كه‌ صدهزار دالر را برای‌ این‌ منظور دریافت‌ داشته‌ است‌. فرید در مخفی‌گاه‌ خود در منزل‌ بركت‌شاه‌ واقع‌ در آچاركلی‌ در كوهات‌ رود پشاور، زندگی‌ می‌كرد.

یك‌ منبع‌ پلیس‌ ابراز داشت‌ كه‌ انصاری‌ و بركت ‌شاه‌ ضمن‌ معامله‌ای‌ با دولت‌ كابل‌ قصد داشتند تا غیر از ربودن‌ یك‌ طیاره‌، برخی‌ از مقامات‌ و سیاستمداران‌ بلند پایه‌ را در مقابل‌ دریافت‌ پولهای‌ كلان‌، به‌ قتل‌ برسانند.

«فرنیترپست‌»، ۲۳ جنوری‌ ۱۹۹۶

دهلی‌جدید، ۳۱ دسامبر (خبرگزاری‌ فرانسه‌) ـ گروههای‌ بشر دوست‌ از ۲۲ كشور بروز جمعه‌ در دهلی‌ تاسیس‌ یك‌ گروه‌ بین‌المللی‌ ضد بنیادگرایی‌ را اعلان‌ نموده‌ گفتند كه‌ گروه‌ مذكور كوشش‌ خواهد نمود تا بر دولت‌ها تاثیر گذارده‌ افكار عامه‌ را شكل‌ دهد.

سازمان‌دهندگان‌ یادآور شدند كه‌ تاسیس‌ «اتحاد بین‌المللی‌ علیه‌ بنیادگرایی‌» طی‌ كنفرانس‌ بین‌المللی‌ راسیونالیست‌ها كه‌ روز چارشنبه‌ در دهلی‌جدید شروع‌ شد صورت‌ گرفت‌. منشی‌ عمومی‌ جمعیت‌ راسیونالیست‌ هند، «سانل‌ ایدامروكو» گفت‌ كه‌ سازمان‌ جدید یك‌ گروه‌ فشار غیر دولتی‌ خواهد بود و مبارزه‌ علیه‌ نیروهای‌ بنیادگرا و نظارت‌ بر آنها را در سراسر جهان‌ پیش‌ خواهد برد. همچنان‌ سازمان‌ مذكور گزارش‌های‌ سالانه‌ در مورد وضع‌ سكیولاریزم‌ در كشورهای‌ مختلف‌ ترتیب‌ خواهد داد. هدف‌ عمده‌ ما تاثیر گذاشتن‌ بر دولتها و تشكیل‌ افكار عامه‌ جهانی‌ است‌. سازمان‌ مذكور سازمانها و افراد مختلف‌ را متحد خواهد نمود تا كمپاین‌ تهاجمی‌ اما بدون‌ خشونت‌ را علیه‌ بنیادگرایی‌ شروع‌ كنند. اتحاد در زمانی‌ بوجود می‌آید كه‌ كشورها در آسیا، افریقا، اروپا و امریكای‌ شمالی‌ آماج‌ خشونت‌ بنیادگرایان‌ اند. سازمان‌ دهندگان‌ ابراز داشتند كه‌ تسلیمه‌نسرین‌ نویسنده‌ بنگله‌دیشی‌ كه‌ ویزه‌ هندوستان‌ را جهت‌ شركت‌ در نشست‌ راسیونالیست‌ها حاصل‌ ننمود، از اعضای‌ بنیانگذار «اتحاد بین‌ المللی‌ علیه‌ بنیادگرایی‌» بشمار خواهد رفت‌.

«مسلم‌»، ۱۸ جنوری‌ ۱۹۹۴

هو آريو(ای ايف‌ پی) ـ فعالانی كه‌ بروز جمعه‌ در كنفرانس‌ جهانی زنان‌ شركت‌ داشتند عليه‌ بنيادگرايی مذهبی اعلان‌ جنگ‌ دادند و مردان‌ افراطی در ايران‌، هند و بنگلاديش‌ را متهم‌ به‌ استفاده‌ از دين‌ جهت‌ منافع‌ سياسی شان‌ نمودند.

در يك‌ بحث‌ داغ‌ قبل‌ از چهارمين‌ كنفرانس‌ جهانی سازمان‌ ملل‌ در رابطه‌ با زنان‌، نمايندگان‌ ابراز داشتند كه‌ بنيادگرايان‌ مذهب‌ را غصب‌ نموده‌ آنرا از دايره‌ فردی بيرون‌ و وارد عرصه‌ سياست‌ كرده‌ اند.

آنان‌ از زنان‌ موكداً تقاضا نمودند تا با انجام‌ تبليغات‌ و سخنرانیها بخاطر حقوق‌ مساوی و تغيير در قانون‌، با افراط‌گرايی مبارزه‌ كنند. نماينده‌ی گروهی كه‌ خود را «كميته‌ دفاع‌ از زنان‌ ايران‌» میناميد اظهار داشت‌: « حالا زمان‌ آن‌ است‌ تا اقدام‌ نماييم‌، هرچه‌ بيشتر باشيم‌، بيشتر قادريم‌ خشم‌ خود را ابراز داريم‌.»

نماينده‌ی ديگری از انجمنی موسوم‌ به‌ «زنان‌ ايران‌ در تبعيد» از زنان‌ خواست‌ تا عليه‌ پايه‌ های قدرت‌ اسلامی در تهران‌ «خشم‌ شان‌ را ابراز دارند.»

بقيه‌ از شماره‌ قبل‌

پ‌.ليان‌ ـ دهلی جديد

دومين‌ اعتصاب‌: در جوزای ۱۳۶۲ كه‌ به‌ شورش‌ عليه‌ اشغال‌ كشور توسط‌ روسها مبدل‌ گرديد و خبر آن‌ توسط‌ رسانه‌ های گروهی به‌ اطلاع‌ جهانيان‌ رسانيده‌ شد، نيز توسط‌ شعله‌ایها (در رأس‌ داكتر ع‌.ركين‌) سازماندهی گرديد كه‌ توسط‌ عساكر روسی ملبس‌ به‌ لباس‌ ملكی افغانی و چاكران‌ خادی آنها، سركوب‌ گرديد. صدها تن‌ زندانی در زير ضربات‌ قنداق‌ تفنگ‌ و چكمه‌ روسها به‌ خاك‌ و خون‌ غلتيدند و هفته‌ها بعد از سركوب‌ آن‌ نيز زير تحقيق‌ و شكنجه‌ مستنطقين‌ خاد قرار گرفتند. در ميان‌ شكنجه‌شدگان‌ بيشترين‌ تعداد را شعله‌ایها تشكيل‌ میدادند. تعدادی از آنان‌ برای تحقيق‌ به‌ «خاد» انتقال‌ داده‌ شدند. شكنجه‌ و بازپرسی آنان‌ ماهها به‌ درازا كشيد تا آنكه‌ «محكمه‌» پارچه‌ ابلاغ‌ قيد دومی را مزيد بر قيد قبلی به‌ آنان‌ سپرد. مثال‌ بارز آن‌ داكتر «ركين‌»، هم‌صحبت‌ هميشگی شما در بلاك‌ ۱ بود. بعد از سركوب‌ وحشيانه‌ و خونين‌ اعتصاب‌، مبارزين شعله‌ای را كه‌ تعداد شان‌ به‌ حدود ۱۵۰ تن‌ میرسيد، از ميان‌ زندانيان‌ تجريد نموده‌ و در يك‌ سلول‌ (منزل‌ ۳ بلاك‌ ۲) تحت‌ نظارت‌ و دسپلين‌ نهايت‌ شديدی قرار دادند و از هرگونه‌ تماس‌ و ارتباط‌ آنان‌ با ساير زندانيان‌ جلوگيری نمودند. دولت‌ پوشالی در داخل‌ زندان‌ به‌ «احترام‌» ايام‌ عيد در اسد سال‌ ۱۳۶۲ درب‌ تمام‌ سلول‌ های بلاك‌ ۲ را باز گذاشت‌ تا زندانيان‌ غرض‌ عيد مباركی به‌ ساير سلولها به‌ طبقه‌ اول‌ و دوم‌ و سوم‌ رفته‌ بتوانند. زندانيان‌ جميع‌ سلولها، منهای خادی ها و همكاران‌ شان‌، بطور دسته‌جمعی بطرف‌ سلول‌ شعله‌ایها روان‌ شدند تا آنان‌ را بخاطر لياقت‌ و شهامت‌ ايشان‌ در سازماندهی و رهبری اعتصاب‌ به‌ آغوش‌ كشيده‌ و از مقاومت‌ آنان‌ در هنگام‌ سركوب‌ خونين‌ اعتصاب‌ و همچنان‌ در زير شكنجه‌ های وحشيانه‌ قدردانی نمايند. ای كاش‌ جناب‌ تان‌ به‌ چشم‌ سر میديديد كه‌ مسئولين‌ زندان‌ چسان‌ با حيرت‌ و دستپاچگی مانع‌ ورود زندانيان‌ به‌ سلول‌ شعله‌ای های «تجريدشده‌ در ميان‌ مردم‌» گرديدند و آن‌ عده‌ زندانيانی كه‌ بداخل‌ سلول‌ رفته‌ بودند تا برادران‌ و فرزندان‌ شعله‌ای خود را به‌ آغوش‌ كشند، بوسيله‌ سربازان‌ از سلول‌ بيرون‌ و درب‌ سلول‌ را با عجله‌ قفل‌ میكردند و متعاقب‌ آن‌ تمام‌ زندانيان‌ را به‌ سلول‌ های شان‌ عودت‌ داده‌ و حالت‌ اضطرار را در زندان‌ اعلام‌ داشتند. نگارنده‌ به‌ تشريح‌ دستاورد های اين‌ شورش‌ خونين‌ و تـاريخی در زنـدان‌ پلچرخـی، مثـل‌ نافـذ شـدن‌ قانون‌ زنـدان‌، تخفيـف‌ در ميعـاد حبـس‌ و اجـازه‌ی مـلاقات‌ پـايواز بـا زنـدانی در اخير هر ماه‌ و... نمیپردازد.

آیا واقعاً افغانان‌ در بوسنیا، آذرباییجان‌، تاجیكستان‌ و چیچن‌ می‌جنگند؟ بعد از آنكه‌ رهبران‌ دولت‌ روسیه‌ افغانان‌ را متهم‌ به‌ همكاری‌ با شورشهای‌ مسلمانان‌ چیچن‌ و شركت‌ در جنگ‌ علیه‌ نیروهای‌ روس‌ نمود، این‌ سوال‌ بار دیگر مطرح‌ گردیده‌ است‌.

انجنیر یونس‌ نماینده‌ دوستم‌، رهبر سابق‌ ملیشای‌ شمال‌، مدعی‌ است‌ كه‌ چند روز قبل‌ ربانی‌ و نفر راستش‌ احمدشاه‌مسعود تعدادی‌ افغانان‌ را به‌ گروزنی‌ پایتخت‌ چیچن‌ فرستادند تا علیه‌ نیروهای‌ روس‌ و همچنان‌ علیه‌ آن‌ چیچن‌هایی‌ كه‌ مخالف‌ دولت‌ رئیس‌ جمهور دادایف‌ اند، بجنگند.

نشانه‌ های‌ زیادی‌ حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ افغانان‌ در آذرباییجان‌ و كشمیر جنگیده‌ اند.

دختر چریک که نخواست زنده بدست دشمن بیافتد

در اعتراض‌ به‌ ربودن‌ و قتل‌ «آیشه‌ نور شیمشك‌» از اعضای‌ «جبهه‌ انقلابی‌ رهایی‌ خلق‌» توسط‌ رژیم‌ حاكم‌ بر تركیه‌، یك‌ تیم‌ سه‌ نفره‌ از چریكهای‌ جبهه‌ مزبور در ساعت‌ ١۵:۷ روز ۹ جون‌ ١۹۹۵ با حمله‌ به‌ پلیس‌ های‌ محافظ‌ ساختمان‌ مركزی‌ «حزب‌ راه‌ راست‌» ـیكی‌ از احزاب‌ حاكم‌ در تركیه‌ـ در استانبول‌، یك‌ پلیس‌ را به‌ هلاكت‌ رسانده‌ و دیگری‌ را به‌ شدت‌ مجروح‌ می‌سازند ولی‌ در راه‌ بازگشت‌ مورد حمله‌ دستجات‌ دیگر پلیس‌ قـرار می‌گیـرند، فرمانـده‌ تیم‌ به‌ نام‌ «سـی‌بل‌ یالچین‌» ـدختری‌ ١۸ ساله‌ـ با احساس‌ مسئولیت‌ نسبت‌ به‌ دو رفیقش‌ با گشـودن‌ آتش‌ به‌ روی‌ پلیس‌ها بـه‌ دو تن‌ از اعضای‌ تیم‌ فرمان‌ عقب‌نشینی‌ و بازگشـت‌ به‌ پایـگاه‌ را می‌دهـد و آنان‌ نیـز سالم‌ باز می‌گردند ولی‌ خـود در اثر تیراندازی‌ مـزدوران‌ پلیس‌ مجروح‌ شـده‌ و ناچار به‌ یكی‌ از خانه‌ های‌ مجاور پناه‌ برده‌ و از ساكنین‌ خـانه‌ می‌خواهـد تا قبـل‌ از آغاز مجدد تیراندازی‌، خانه‌ را ترك‌ نمایند و پس‌ از اطمینان‌ به‌ اینكه‌ اهالی‌ خانه‌ مذكور از منطقه‌ دور شـده‌ اند به‌ روی‌ پلیس‌ آتش‌ می‌گشاید. نیروهای‌ سركوب‌ رژیم‌ حاكم‌ بر تركیه‌ كه‌ با تمام‌ قدرت‌ وارد كارزار شده‌ بودند تا وی‌ را زنده‌ دستگیر نمایند، پس‌ از محاصره‌ خانه‌ مذكور از وی‌ می‌خواهند كه‌ تسلیم‌ شود ولی‌ «سی‌بل‌ یالچین‌» با شلیك‌ آخرین‌ گلوله‌ های‌ خود فریاد می‌زند: «آیا تا به‌ حال‌ تسلیم‌ شدن‌ ما را دیـده‌ اید؟ این‌ شما هستیـد كه‌ بایـد تسلیم‌ شوید» و سرانجام‌ با پایان‌ دادن‌ به‌ زندگی‌ خویش‌ یك‌ بار دیگر ثابت‌ نمود كه‌ چریك‌ زنده‌ به‌ دست‌ دشمن‌ نمی‌افتد.

(بولتن‌ خبری‌ شماره‌ ١۴، انتشارات‌ جبهه‌ انقلابی‌ خلق‌ تركیه‌)

منیر ـ اسلام‌آباد

پروین‌ شاكر شاعره‌ معروف‌ پاكستان‌ در ٢۶ دسامبر ١۹۹۴ در حادثه‌ی‌ ترافیكی‌ جان‌ سپرد. خبرنگار پاكستانی‌ كه‌ راجع‌ به‌ آن‌ حادثه‌ غم‌انگیز از نوازشریف‌ صدراعظم‌ سابق‌ پاكستان‌ و رهبر اپوزیسیون‌ دولت‌ پرسیده‌ بود جوابهایی‌ دریافت‌ كرد كه‌ دلش‌ را بدرد آورد. حالا نوازشریف‌ را با شترگاوپلنگ‌ هایی‌ بنام‌ «رهبران‌ جهادی‌» (كه‌ جز تفاله‌ و استفراغ‌ او و جنرال‌ ضیاالحق‌ نیستند) مقایسه‌ كنیم‌. راستی‌ اگر از اینان‌ در مورد مسایل‌ هنری‌ پرسیده‌ شود چه‌ خواهند گفت‌؟

نوشته‌ ظفراله‌ خان‌ خبرنگار پاكستانی‌ در «فرنتیرپست‌» ٢۷ دسامبر ١۹۹۴:

«با آنكه‌ به‌ مناسبت‌ مرگ‌ پروین‌شاكر تعدادی‌ پیام‌ تسلیت‌ به‌ ما رسید اما جواب‌ رهبر اپوزیسیون‌ نوازشریف‌ عجیب‌ بود؛ زمانی‌ كه‌ روزنامه‌نگاران‌ به‌ صدراعظم‌ سابق‌ اطلاع‌ دادند: «پروین‌ شاكر مرد.» او بلافاصله‌ پرسید: «آن‌ زن‌ كی‌ بود؟»


اعضای «اتحاديه‌ محصلان‌ افغانستان‌» كنسرتی را تدارك‌ ديده‌ بودند تا درآمد حاصل‌ از آن‌ را به‌ خانواده‌ های آواره‌ افغان‌ اعانه‌ دهند ولی در آخرين‌ لحظات‌ مجبور شدند از اين‌ كار دست‌ بكشند. زيرا مولویتره‌خيل‌ رئيس‌ «شورای تفاهم‌ و وحدت‌ ملی افغانستان‌» با برگزاری كنسرت‌ مخالفت‌ نموده‌ و اين‌ طور فرموده‌ بود: «آواز خوانی زنان‌ در برابر مردان‌ غير اسلامی است‌ و نمیتواند اجازه‌ يابد.» البته‌ او مدعی بود كه‌ «ريش‌ سفيدان‌ افغان‌» نزدش‌ آمده‌ و خواستند تا از كنسرت‌ مذكور جلوگيری كنم‌.

ولی معلوم‌ نيست‌ اين‌ آقای مولویتره‌خيل‌ چگونه‌ و با كدام‌ دسته‌ تروريست‌ و اوباش‌ توانست‌ از اجرای آن‌ برنامه‌ موسيقی جلوگيرد. آيا امر داده‌ بود تا كليه‌ اراكين‌ «شورای تفاهم‌» با كارد و دانگی «مسلح‌» شده‌ و در برابر محصلان‌ بايستند؟ آيا اعضای «شورای تفاهم‌» با اين‌ عمل‌ اخوانی و شرم‌ آور «رئيس‌» شان‌ به‌ مخالفت‌ برنخاستند؟ اگر «شورای تفاهم‌» از مولوی تره‌خيل‌ تنها به‌ عنوان‌ يك‌ «لولوی سرخرمن‌ اسلامی» استفاده‌ میكند، در آنصورت‌ آيا مولوی صاحب‌ با منع‌ كنسرت‌، پا را بيشتر از حدود صلاحيتش‌ دراز نكرده‌ است‌؟

موضع‌ «اتحاديه‌ محصلان‌ افغانستان‌» هم‌ عجيب‌ است‌. ما از چند و چون‌ اين‌ «اتحاديه‌» چيزی نمیفهميم‌ ولی اگر از جمله‌ همان‌ هايی باشند كه‌ عليه‌ «راوا» و تظاهراتش‌ تور و تلوار میكشند و رجز خوانی میكنند، چطور شد كه‌ مقابل‌ «برادر مولوی تره‌خيل‌» اينچنين‌ آرام‌ و ترسان‌ كوتاه‌ آمدند؟ مخصوصاً اگر اين‌ جمله‌ «آنان‌ (خاينان‌ بنيادگرا) مسئول‌ كشتار مردم‌ بیگناه‌ افغانستان‌ اند ونمیخواهند تا مردم‌ آواره‌ی ما را كمك‌ نمايند» كه‌ در «نيوز» (۲۷ دسامبر ۱٩٩۴) نقل‌ شده‌ واقعاً از آنان‌ باشد، بايد میدانستند كه‌ حمايت‌ اكثريت‌ محصلان‌ و مهاجران‌ را با خود دارند و بناءً نبايد آرام‌ و سربزير تسليم‌ زورگويی نماينده‌ «مسئولان‌ كشتار مردم‌ بیگناه‌» ما میشدند.

ن‌.ش‌. محمود راتب‌ ـ سویس‌

فوتویی‌ را كه‌ ملاحظه‌ می‌كنید از یك‌ پسر دوازده‌ ساله‌ی‌ هزاره‌ بنام‌ عبدالرؤف‌ معروف‌ به‌ عبدل‌ می‌باشد. این‌ فوتو با توضیحاتی‌ در مجله‌ «زن‌» بزبان‌ فرانسوی‌ چاپ‌ سویس‌ (منتشره‌ ۱۶ اكتبر ۱٩٩۴) انتشار یافته‌ است‌.


عبدالرؤف‌ یكی‌ از افراد حزب‌ وحدت‌ بود و در غرب‌ كابل‌ وظیفه‌ انجام‌ میداد. زمانیكه‌ چهار ساله‌ بود پدرش‌ در جنگ‌ بر ضد اشغالگران‌ روس‌ شهید شد. عبدل‌ بعد تر به‌ حزب‌ وحدت‌ جذب‌ گردیده‌ و عسكر شد و در مقابل‌ ماهوار مبلغ‌ پانزده‌ هزار افغانی‌ بدست‌ می‌آورد كه‌ قیمت‌ پانزده‌ كیلو گرام‌ آرد است‌. عبدل‌ در حالیكه‌ نمی‌تواند كلاشنكوف‌ خود را بیش‌ از سه‌ دقیقه‌ بلند نگهدارد در یك‌ روز سه‌ فرد مسلح‌ را به‌ قتل‌ رسانده‌ است‌. خبرنگار مجله‌ «زن‌» از او می‌پرسد كه‌ بعد از كشتن‌ آن‌ سه‌ مرد مسلح‌ كه‌ مربوط‌ جمعیت‌ اسلامی‌ ربانی‌ بوده‌اند چه‌ احساسی‌ برایش‌ دست‌ داده‌ است‌؟ او می‌گوید كه‌ تا اسلحه‌ وجود دارد جنگ‌ وجود خواهد داشت‌ و سخنی‌ از صلح‌ نمی‌تواند در میان‌ باشد. وقتیكه‌ درباره‌ی‌ آینده‌اش‌ از او سؤال‌ می‌شود مدتی‌ به‌ فكر فرو رفته‌ و بعد می‌گوید اگر جنگ‌ ختم‌ شود خیلی‌ آرزو دارم‌ كه‌ در یك‌ كارخانه‌ی‌ شیرینی‌ پزی‌ كار نمایم‌ و تمام‌ عمرم‌ را در آنجا سپری‌ كنم‌.

نگارنده‌ای‌ در هفته‌ نامه‌ «كابل‌» (اول‌ اسد ۱۳۷۳) طی‌ سفری‌ كه‌ در اواخر حكومت‌ نجیب‌ به‌ تهران‌ داشته‌ و به‌ كمك‌ دوستش‌ در سفارت‌ افغانستان‌ مقیم‌ تهران‌، متوجه‌ شده‌ كه‌ سفارت‌ با رهبران‌ احزاب‌ و از آنجمله‌ كریم‌خلیلی‌ دارای‌ روابط‌ همیشگی‌ و صمیمانه‌ است‌ و برای‌ اثبات‌ موضوع‌ برای‌ خودش‌ همراه‌ با كارمند سفارت‌ به‌ دیدار كریم‌خلیلی‌ نایل‌ میشود و آنوقت‌ گویا حیرتش‌ به‌ اوج‌ می‌رسد كه‌ می‌بیند چگونه‌ «رهبران‌ جهادی‌» با سفارت‌ دولت‌ پوشالی‌ در اینچنین‌ رابطه‌ی‌ محكم‌ و نزدیك‌ بسر می‌برند.

این‌ تعجب‌ كودكانه‌ به‌ هر كسی‌ دست‌ می‌دهد اگر به‌ ماهیت‌ احزاب‌ و رهبرانی‌ وابسته‌ به‌ پاكستان‌، ایران‌ و عربستان‌ پی‌ نبرده‌ باشد، به‌ ماهیت‌ بنیادگرایی‌ پی‌ نبرده‌ باشد كه‌ عبارتست‌ از ارتجاع‌ سیاه‌ قرون‌ وسطایی‌ + وابستگی‌ به‌ كشورهای‌ دیگر + تروریزم‌ + فاشیزم‌ + انواع‌ جنایت‌، رذالت‌ و شرفباختگی‌.

آری‌، درست‌ همان‌ است‌ كه‌ «مصلحت‌ نیست‌ از پرده‌ بیرون‌ افتد راز». چرا كـه‌ «راز» همه‌ی‌ خیانتكاریها و تبهكاریهای‌ خلیلی‌ و سایر «برادران‌ جهادی‌» در شیوه‌ تفكر و سیاست‌ بنیادگرایی‌ است‌ تا وقتی‌ كسی‌ آنرا از ریشه‌ رسوا نكرده‌ و بر نه‌ كند، مسلماً می‌خواهد «راز» همیشه‌ مكتوم‌ و مقدس‌ بمانـد زیرا ایـن‌ رشته‌ ایست‌ كه‌ ناف‌ گلبدین‌ و ربانی‌ و خلیلی‌ و سیاف‌ و ... را با هم‌ همچون‌ برادران‌ تنی‌ و بطنی‌ در پیوندی‌ «جهادی‌» نگـه‌میدارد.

مگر نگارنده‌ مذكور از یاد می‌برد كه‌ وقتی‌ اربابان‌ كریم‌خلیلی‌ از نجیب‌اله‌خان‌ در مشهد پذیرایی‌ كنند، طبیعتاً زدوبند ها و دلالی‌ های‌ بعدی‌ بطور اتوماتیك‌ به‌ عهده‌ كوچك‌ نوكران‌ در «حزب‌ وحدت‌» قرار می‌گیرد؟

هفته‌ نامه‌ «كابل‌» كه‌ به‌ اقتضای‌ سگ‌جنگی‌ جاری‌ بین‌ «برادران‌ جهادی‌» وظیفه‌ دارد علیه‌ «برادران‌ قیادی‌، خلیلی‌ و مزاری‌» بنویسد، زمانی‌ كه‌ وطنفروشان‌ هشتگانه‌ یا نه‌گانه‌ باهم‌ كنار بیایند، چه‌ خواهد گفت‌. مردم‌ را به‌ قبول‌ آن‌ «اجنت‌ های‌ ناآشنا» بمثابه‌ «امیران‌ مشروع‌ و قانونی‌» فرا خواهد خواند؟

  1. اخوان‌الشياطين‌ «جمهوريخواه‌»
  2. وقتی‌ الطاف حسین‌ به‌ كاه‌ متوسل‌ می‌شود
  3. گلبدین‌ گفت‌: «تا ۲۵ سال‌ دیگر هم‌ می‌توانم‌ بجنگم‌»
  4. زنان‌ نخستین‌ و آسانترین‌ شكار خاینان‌ جهادی‌
  5. بنيادگرايان‌ وطنی در حاليكه‌ خود را بدذات‌ تر از هيتلر میدانند، بنيادگرايان‌ هندو خواستار يك‌ هيتلر اند‌
  6. قتل‌ سالانه‌ هزاران‌ نوزاد دختر در هند
  7. ارجنتاین‌ اعتراف‌ از یك‌ جنگ‌ مفتضح‌
  8. بازهم راجع به ممتازترین نور چشمی سی.آی.ای
  9. رژیم‌ ایران‌ تماشاگران‌ فوتبال‌ را هم‌ «اسلامی‌» میسازد
  10. كمپ‌ سرشاهی‌ داغ‌ ننگ‌ ابدی‌ بر احزاب‌ اخوانی‌
  11. مناسبات‌ كمپ‌ ربانی‌ با اسراییل‌ و مصر و هندوستان
  12. تمام‌ «عبدالحمید محتاط‌»ها باید دوانده‌ شوند
  13. مزدوران‌ عربی‌ گلبدین‌ از «خلافت‌ اسلامی‌» شان‌ رانده‌ شدند
  14. جام‌ مكروب‌ در كام‌ مجددی‌
  15. سازشكاری‌، دشمن‌ را هارتر و سازشكار را حقیرتر می‌سازد
  16. داماد ۶۰ ساله‌ و عروس‌ ۱۳ ساله‌
  17. قزاقستان‌ هرگز به‌ بلوك‌ بنیادگرایان‌ نخواهد پیوست
  18. افزایش‌ روزافزون‌ بی‌خانگی‌ در اروپا
  19. در آلمان‌ سند دكتورا به‌ فروش‌ میرسد
آخرین مطالب