Syndication

گهگاه‌ آقای‌ اعجازالحق‌ كه‌ احساس‌ می‌كند اوضاع‌ بطوری‌ از كنترولش‌ خارج‌ می‌شود، برآشفته‌ می‌گردد. او اخيراً اشاره‌ نمود كه‌ ۲۱ سوال‌ برای‌ پرسيدن‌ دارد. آيا من‌ می‌توانم‌ صرف‌ دو سوال‌ مطرح‌ كنم‌؟

سوال‌ اول‌: چرا او تنها زمانيكه‌ بايد گردهمايی‌ای‌ را به‌ منظور بهره‌برداری‌ سياسی‌ سازمان‌ دهد، عشق‌ پدر به‌ سراغش‌ می‌آيد؟ چرا وی‌ اين‌ مسئله‌ (چگونگی‌ كشته‌ شدن‌ پدرش‌ در حادثه‌ طياره‌) را زمانيكه‌ به‌ صفت‌ وزير حكومت‌ مركزی‌ دارای‌ قدرت‌ و صلاحيت‌ بود دنبال‌ نمی‌كرد؟ كی‌ او را از سخن‌ گفتن‌ باز داشته‌ بود؟

سوال‌ دوم‌: آيا او می‌تواند به‌ طور معقول‌ توضيح‌ بدهد كه‌ چرا شخصی‌ كه‌ فردی‌ را به‌ قتل‌ می‌رساند، «امتيازات‌ و قدرت‌» را به‌ شخص‌ ثالثی‌ واگذارد؟ اگر نقش‌ جنرال‌ اسلم‌بيگ‌ در نابودی‌ جنرال‌ ضياالحق‌ تعيين‌كننده‌ بود، با هيچ‌ عقلی‌ جور نمی‌آيد كه‌ وی‌ «قدرت‌» را دو دستی‌ به‌ غلام ‌اسحاق ‌خان‌ پيشكش‌ می‌نمايد و لقب‌ «فرمانده‌ حكومت‌ نظامی‌» را كه‌ نزد پدر اعجازالحق‌ بسيار عزيز بود با نام‌ خويش‌ ضم‌ ننمايد.

ابوالحسن‌بنی‌صدر رئيس‌ جمهور سابق‌ ايران‌ بروز پنجشنبه‌ در ميان‌ تدابير امنيتی‌ شديد در محكمه‌ای‌ در برلين‌ حاضر شد و اظهار داشت‌ كه‌ قتل‌ سه‌ تن‌ از رهبران‌ كرد در سال‌ ۱۹۹۲ در شهر برلين‌ از طرف‌ رهبران‌ ارشد دولت‌ اسلامی‌ ايران‌ تصويب‌ گرديده‌ بود.

بنی‌صدر با متهم‌ نمودن‌ آيت‌اله ‌علی ‌خامنه‌ای‌ رهبر روحانی‌ و علی ‌اكبر هاشمی‌ رفسنجانی‌ رئيس‌ جمهور ايران‌ گفت‌: «از نقطه‌ نظر مذهبی‌ حكم‌ تنها از جانب‌ خامنه‌ای‌ و از لحاظ‌ تشكيلاتی‌ صرف‌ توسط‌ رئيس‌ جمهور ايران‌ تصويب‌ شده‌ می‌تواند.»

و همچنان‌ افزود كه‌ در شروع‌ هفته‌ جاری‌ گروهی‌ تروريستی‌ به‌ خاطر كشتن‌ وی‌ به‌ برلين‌ اعزام‌ شده‌ بودند.

قابل‌ يادآوريست‌ كه‌ مقامات‌ قضايی‌ آلمان‌ علی ‌فلاحيان‌ وزير اطلاعات‌ و امنيت‌ آقای‌ رفسنجانی‌ را نيز متهم‌ به‌ طرح‌ريزی‌ و رهبری‌ تعليمات‌ تروريستی‌ عليه‌ مخالفان‌ رژيم‌ ايران‌ كرده‌ است‌.

«مسلم‌»، ۲۴ اگست‌ ۱۹۹۶

در اواخر فبروری‌ امسال‌ سیميناری‌ تحت‌ عنوان‌ «پروسه‌ صلح‌ در افغانستان‌» توسط‌ سازمان‌ پژوهشی‌ مربوط‌ جنرال‌ اسلم ‌بيگ‌ و «بنياد هانش‌ سيدل‌» آلمانی‌ برگزار شده‌ بود كه‌ روزنامه‌ «فرنتيرپست‌» مورخ‌ ۲۷ فبروری‌ راجع‌ به‌ آن‌ نوشت‌:
«درباره‌ عامل‌ طالبان‌ در بحران‌ افغانستان‌ شركت‌ كنندگان‌ سیمينار اتفاق‌ نظر داشتند كه‌ طالبان‌ افراطيونی‌ اند با آگاهی‌ ناچيزی‌ از شريعت‌ كه‌ می‌خواهند خود را بر مردم‌ افغانستان‌ تحميل‌ كنند. جنرال‌ متقاعد كمال‌ متين‌الدين‌ با نقل‌ قول‌ از قاضی‌حسين ‌احمد متذكر شد: "آنان‌ قابليت‌ طالبان‌ را نسبت‌ به‌ تفسير شريعت‌ با توجه‌ به‌ اهداف‌ متضمن‌ پيشرفت‌ و شكوفايی‌ در كشور مسلمان‌ به‌ ديده‌ ترديد می‌نگرند... بيانيه‌های‌ رهبران‌ طالبان‌ و اعمالی‌ كه‌ در مناطق‌ تحت‌ كنترول‌ شان‌ انجام‌ داده‌اند، آنان‌ را در زمره‌ افراطيون‌ قرار می‌دهد." جنرال‌ مذكور از نتايج‌ منفی‌ ظهور طالبان‌ به‌ پاكستان‌ هشدار داد كه‌ "هيجان‌ مذهبی‌ آنان‌ (طالبان‌) پاكستان‌ را در خواهد نورديد."

جنرال‌ سابق‌ ميرزا اسلم‌ بيگ‌ با اشاره‌ به‌ منشا طالبان‌ گفت‌ كه‌ در اوايل‌ سال‌های‌ ۸۰ وقتی‌ ولايت‌ كنر آزاد شد، سلسله‌ای‌ از مدرسه‌ها به‌ كمك‌ عربستان‌ و امريكا برای‌ كودكان‌ يتيم‌ و معيوب‌ تاسيس‌ گرديد. او يادآور شد كه‌ در ۱۹۸۶ ـ ۱۹۸۴، تصميم‌ گرفته‌ شد بين‌ افغانستان‌ سوسياليستی‌ و پاكستان‌ حايلی‌ به‌ ميان‌ آيد بناً دومين‌ بار سلسله‌ای‌ از مدارس‌ مذكور در مرزهای‌ صوبه‌ سرحد ايجاد گرديد كه‌ معلمانش‌ هم‌ از عربستان‌ آمده‌ بودند.»

ولی ‌خان‌ افشا نمود كه‌ حكمتیار پیامی‌ برایش‌ فرستاده‌ بود حاكی‌ از اینكه‌ او از گرفتن‌ قدرت‌ محروم‌ گردانیده‌ شد زیرا او (حكمتیار) یك‌ پشتون‌ بود. «اما من‌ به‌ او گفته‌ام‌ كه‌ انقلاب‌ در افغانستان‌ بنام‌ پشتونولی‌ نه‌ بلكه‌ بنام‌ اسلام‌ شد.» او اظهار داشت‌ كه‌ حكمتیار حالا كه‌ سهمش‌ را دریافت‌ نكرده‌ پشتون‌ میشود.

او گفت‌ كه‌ رئیس‌ جمهور لغاری‌ و رئیس‌ جمهور افغانستان‌ برهان‌الدین ‌ربانی‌ از وی‌ خواسته‌ بودند تا نقش‌ میانجی‌ را در افغانستان‌ بازی‌ كند. اما «من‌ به‌ آنان‌ گفتم‌ كه‌ ملایان‌ هرگز تصامیم‌ لویه ‌جرگه‌ها را نخواهند پذیرفت‌. ملایان‌ همیشه‌ فتوا صادر می‌كنند. من‌ از تمام‌ آنانی‌ كه‌ خواستار اجرای‌ نظام‌ اسلامی‌ در افغانستان‌ بودند می‌پرسم‌ كه‌ آیا نظام‌ كنونی‌ در كابل‌ یك‌ نظام‌ اسلامی‌ است‌ یا نه‌؟

من‌ این‌ سوال‌ را از جنرال‌ ضیاالحق‌ كرده‌ام‌ و حالا همین‌ سوال‌ را از مولانا فضل‌ الرحمن‌ و قاضی ‌حسین ‌احمد می‌كنم‌.»

«فرنتیرپست‌»، ۲۱ جنوری‌ ۱۹۹۶


«من‌ یك‌ عضو گروه‌ طالبان‌ می‌باشم‌... خاص‌ و خاص‌ چیزی‌ كه‌ قرآن‌ و حدیث‌ فیصله‌ نموده‌ است‌. طبق‌ آن‌ اینها فیصله‌ میكنند. چیزی‌ كه‌ قرآن‌ و حدیث‌ شریف‌ برای‌ زنان‌ حقوق‌ قایل‌ نموده‌ است‌، طالبان‌ همان‌ اندازه‌ برای‌ زنان‌ حقوق‌ قایل‌ هستند. كدام‌ حقوقی‌ كه‌ اضافه‌ از قرآن‌ و حدیث‌ باشد، طالبان‌ مخالف‌ آن‌ هستند. همینطور حقوقی‌ كه‌ اولاً خدمت‌ شوهر خود را در خانه‌ بكنند ثانیاً قرآن‌ و نماز و روزه‌ خود را تا ۱۲ سالگی‌ یاد نمایند. بعد از ۱۲ سالگی‌ كه‌ در سن‌ جوانی‌ می‌رسند آنها اجازه‌ بیرون‌ شدن‌ از خانه‌ را ندارند و همین‌ قدر و قیمت‌ می‌توانیم‌ به‌ زنها قایل‌ باشیم‌. و مكتب‌ و سواد و دیگر كارهای‌ دفترداری‌ كه‌ است‌، اینها را قرآن‌ اجازه‌ نداده‌ است‌ و ما هم‌ اجازه‌ داده‌ نمیتوانیم‌.»

ماهنامه ی «دیپلومات» چاپ پشاور با پرسش از بیش از ۵۰۰۰ افغان مقیم پشاور و حومه سروی ای انجام داده با این نتایج:

۶۹/۵۳% مجاهدین و کشور های منطقه را مسئول جنگ و نابودی در افغانستان قلمداد میکنند. ۶۵/۱۳% فقط مجاهدینش را ۱۹/۸% سایر کشور های منطقه را مسئول میدانند. ۴/۶۴% نقش ملل متحد را قاطعانه رد میکنند.

در پاسخ به این سوال که «کی صلح را در افغانستان تضمین میتواند؟» تنها ۶۴/۳% اعتماد شان را به دولت ربانی ابراز داشته اند. ۱۹/۸% ملل متحد و ۲۸/۷% طالبان را قادر به تضمین صلح در افغانستان میدانند.

هیجان‌آور است‌. باور نكردنی‌ است‌. برای‌ نخستین‌ بار یك‌ محقق‌ پاكستانی‌، داكتر عظمت‌حیات‌ در گفتگویی‌ تلویزیونی‌ در شبكه‌ NTM به تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۵ بطور آشكار و صریح‌ خاطرنشان‌ ساخت‌ كه‌ هشت‌ تنظیم‌ افغانی‌ یا رهبران‌ این‌ تنظیم‌ها برای‌ مردم‌ افغانستان‌ قابل‌ قبول‌ نیستند؛ از آنجاییكه‌ این‌ رهبران‌ خود شان‌ مسئله‌اند بناً در هر نوع‌ حكومتی‌ در كابل‌ اگر دست‌ داشته‌ باشند آنرا ملوث‌ خواهند كرد؛ تشكیل‌ لویه‌ جرگه‌ یگانه‌ راه‌ حل‌ بحران‌ افغانستان‌ میباشد.

داكتر حیات‌ شما كاملاً بر حق‌ اید. ما مهاجران‌ افغان‌ كه‌ تعداد ما به‌ بیش‌ از دوازده‌ تن‌ می‌رسید آن‌ شب‌ تلویزیون‌ را مشاهده‌ می‌كردیم‌ و هر كدام‌ گفتار واقعی‌ اما غیرمعمولی‌ شما را ستودیم‌.

پاكستان‌ آنچه‌ را كشت‌ نموده‌ درو می‌كند. تمامی‌ دیكتاتورهای‌ نظامی‌ جنایتار در كابل‌ و سایر ولایات‌ ساخت‌ پاكستان‌ بوده‌ و بعد بر مردم‌ درمانده‌ی‌ ما تحمیل‌ گردیدند. آنچه‌ در سفارت‌ پاكستان‌ بدست‌ عاملان‌ ربانی‌ - مسعود اتفاق‌ افتاد، ربطی‌ به‌ مردم‌ ما ندارد. زمانیكه‌ این‌ دو «رهبر» و سایر «رهبران‌» بی‌ شرم‌ از تحمیل‌ تباهی‌های‌ موحش‌ بر كشور و ملت‌ ابا نورزند، چگونه‌ می‌توانند در برابر یك‌ هیئت‌ خارجی‌ مودب‌ باشند؟ این‌ نكته‌ كه‌ پاكستان‌ از طالبان‌ حمایت‌ می‌كند یك‌ راز آشكار می‌باشد. اما ربانی‌، گلبدین‌، رسول‌ سیاف‌ كیانند؟ آیا آنان‌ چاكر پاكستان‌ نبودند و نیستند؟ آنان‌ طالبان‌ را «مزدوران‌ جنگی‌» مینامند، درست‌ مثل‌ اینكه‌ دیگ‌ به‌ دیگدان‌ بگوید رویت‌ سیاه‌!

مطلب‌ ذیل‌ را كه‌ خواننده‌ی‌ ما آصفه‌ از پشاور ترجمه‌ و جهت‌ نشر فرستاده‌اند، به‌ قلم‌ محمدزاهد در «ویكندپست‌»، چاپ‌ پاكستان‌، ۲۵ اگست‌ ۱۹۹۵ انتشار یافته‌ است‌.


زنان‌ و اطفال‌ كسانی‌ هستند كه‌ در جریان‌ جنگ‌ها بدترین‌ مصائب‌ را متحمل‌ میشوند. افغانستان‌ كه‌ در مدت‌ ۱۶ سال‌ گذشته‌ دچار جنگ‌ بوده‌ نیز از این‌ قاعده‌ مستثنی‌ نیست‌.

تنها تفاوتی‌ كه‌ وجود دارد اینست‌ كه‌ زنان‌ درین‌ كشور به‌ دست‌ مردم‌ خویش‌ شكنجه‌ و عذاب‌ میبینند.

در جریان‌ اشغال‌ افغانستان‌ توسط‌ شوروری‌، زنان‌ افغان‌ همدوش‌ مردان‌ در مبارزه‌ ضد بیگانه‌ سهم‌ گرفتند.

تحمل‌ مشقات‌ و بدبختی‌ها تنها مسایل‌ مردان‌ نه‌ بلكه‌ زنان‌ را نیز در بر می‌گرفت‌. آنان‌ مهاجرت‌ با پای‌ پیاده‌ در دشتهای‌ سوزان‌ و یا در موقع‌ زمستان‌ در دامنه‌های‌ پر برف‌ را تجربه‌ نموده‌اند.

روزنامه «مسلم» در شماره ۸ اپریل ۱۹۹۵ از زبان سید نورالدین یکی از اسرای زندان در پنجشیر مینویسد:

«بیش از ۶۰ نفر در زندان پنجشیر و شکنجه گاههایش که توسط احمد شاه مسعود ایجاد گردیده، تحت شکنجه به قتل رسیده اند. درین زندان صدها تن که متعلق به احزاب رقیب اند، در شرایطی فجیع رنج میبرند. زندانیان را بی خوابی داده و نان و آب آنان غیرکافیست.

نورالدین در جمله کسانی بود که در مبادله اسراء با جنرال دوستم رها شد.»

بخش‌هایی‌ از مصاحبه‌ رهبر «جبهه‌ آزادیبخش‌ جمو و كشمیر» با «ویكندپست‌»


Amanullah Khan - Kashmir

امان‌اله‌ خان‌ رهبر جبهه‌ آزادیبخش‌ جمو و كشمیر (JKLF) از سخت‌ترین‌ مرحله‌ی‌ مبارزه‌ آزادیبخش‌ كشمیر می‌گذرد. (ج‌.آ.ج‌.ك‌) در مه‌ ۱۹۷۷ در لندن‌ تاسیس‌ گردید و مبارزه‌ در كشمیر اشغال‌ شده‌ را در ۱۹۸۸ آغاز نمود. جبهه‌ آزادیبخش‌ جمو و كشمیر، مهمترین‌ حزب‌ در مرحله‌ فعلی‌ مبارزه‌ آزادیبخش‌، به‌ دو بخش‌ تقسیم‌ گردیده‌ است‌. بخشی‌ به‌ رهبری‌ شبیراحمدصدیقی‌ نماینده‌ امان‌اله‌ و بخش‌ دیگر به‌ رهبری‌ یاسین‌ملك‌ كه‌ در سپتامبر سال‌ ۱۹۹۵ از طرف‌ امان‌اله‌ بركنار گردید. جدایی‌ و قیام‌ یاسین‌ملك‌ علیه‌ رهبری‌ (ج‌.آ.ج‌.ك‌) ضربه‌ای‌ سنگین‌ به‌ مبارزه‌ كشمیر وارد نمود. با وجود آنكه‌ تنها ۱۳ درصد جمعیت‌ كشمیر اشغال‌ شده‌ بر یاسین‌ملك‌ اعتماد دارند، وزارتخانه‌ پاكستان‌ از انشعاب‌ بزودی‌ استقبال‌ نمود. یاسین‌ملك‌ در اگست‌ ۱۹۹۵ به‌ «كنفرانس‌ حریت‌» (APHC) پیوست‌. امان‌اله‌ معتقد است‌ كه‌ چون‌ «كنفرانس‌ حریت‌» از الحاق‌ به‌ پاكستان‌ طرفداری‌ میكند نقش‌ دولت‌ اسلام‌آباد در تصمیم‌ یاسین‌ملك‌ جهت‌ پیوستن‌ به‌ «كنفرانس‌ حریت‌» و شورش‌ علیه‌ رهبری‌ (ج‌.آ.ج‌.ك‌) اساسی‌ و تعیین‌كننده‌ است‌. امان‌اله‌ به‌ راه‌ سوم‌ (استقلال‌ كامل‌ كشمیر) معتقد است‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ دولت‌ پاكستان‌ هرگز او را در صدر مسئله‌ كشمیر قرار نداده‌ است‌. گرچه‌ دولت‌های‌ پاكستان‌ و هند هر دو او را جاسوس‌ خطاب‌ می‌كنند اما امان‌اله‌ در مصاحبه‌ای‌ با «ویكندپست‌»، مورخ‌ ۲۴ نوامبر ۱۹۹۵ در مورد مشكلاتش‌ در ارتباط‌ به‌ مبارزه‌ آزادیبخش‌ كشمیر گفت‌: «آری‌ باید پاكستان‌ بخاطر شكاف‌ در (ج‌.آ.ج‌.ك‌) مقصر دانسته‌ شود. از آنجاییكه‌ (ج‌.آ.ج‌.ك‌) از راه‌ سوم‌ حمایت‌ میكند و از پشتیبانی‌ قابل‌ توجه‌ مردم‌ در كشمیر اشغال‌ شده‌ برخوردار است‌، پاكستان‌ بخاطر كاهش‌ محبوبیت‌ (ج‌.آ.ج‌.ك‌) در میان‌ مردم‌ متوسل‌ به‌ ایجاد انشعاب‌ در آن‌ گردید. حزب‌ المجاهدین‌، گروه‌ افراطی‌ جماعت‌ اسلامی‌ كه‌ عضو «كنفرانس‌ حریت‌» نیز می‌باشد اولین‌ حزبی‌ بود كه‌ یاسین‌ملك‌ را به‌ صفت‌ رهبر (ج‌.آ.ج‌.ك‌) به‌ رسمیت‌ شناخت‌ و به‌ ترغیب‌ دولت‌ پاكستان‌ او را به‌ وحدت‌ با «كنفرانس‌ حریت‌» كه‌ از الحاق‌ به‌ پاكستان‌ حمایت‌ می‌كند كشاند. یاسین‌ملك‌ یكی‌ از رهبران‌ مهم‌ (ج‌.آ.ج‌.ك‌) بود اما بعد از آزادی‌ از زندان‌ هند در ۱۹۹۴، با دولت‌ هند به‌ توافق‌ رسیده‌ بود كه‌ علیه‌ آن‌ دولت‌ اسلحه‌ بر ندارد. این‌ مسئله‌ باعث‌ اخراج‌ فوری‌ وی‌ از (ج‌.آ.ج‌.ك‌) گردید. دولت‌ پاكستان‌ از مسئله‌ی‌ فوق‌ به‌ نفع‌ خود سود برد. پاكستان‌ همانند هند خواهان‌ الحاق‌ كشمیر به‌ پاكستان‌ می‌باشد. اما از آنجاییكه‌ ما اعضای‌ (ج‌.آ.ج‌.ك‌) از راه‌ سوم‌ حمایت‌ می‌كنیم‌ این‌ مسئله‌ با خواست‌ پاكستان‌ منطبق‌ نیست‌. همه‌ احزاب‌ متشكل‌ در «كنفرانس‌ حریت‌» متمایل‌ به‌ پاكستان‌ اند بناً ما همچون‌ خاری‌ در چشم‌ پاكستان‌ هستیم‌ كه‌ با ایجاد انشقاق‌ و جدایی‌، آن‌ را از بین‌ ببرد.

  1. كی‌ جنرال‌ كتوازی‌ را كشت‌؟
  2. یك‌ گروه‌ ضد بنیادگرایی‌ تشكیل‌ شد
  3. كنفرانس‌ ملل‌ متحد در باره‌ زنان‌، عليه‌ بنيادگرايی مذهبی اعلان‌ جنگ‌ كرد
  4. آقای روستار تره‌كی در مزبله‌ی تحريف‌ و تطهير
  5. هرجاییكه جنگ‌ باشد، مزدوران‌ «جهادی‌» نیز در آن‌ جا اند
  6. دختر چریك‌ زنده‌ به‌ دست‌ دشمن‌ نمی‌افتد
  7. سطح‌ زیبایی‌شناسی‌ تفـالـه‌ هـای‌ نـوازشریـف‌
  8. مولوی تره‌خيل‌ و «اتحاديـه‌ محصلان‌ افغانستان‌»
  9. كودكان‌ ما آلت‌ دست‌ جنایتكاران‌ جهادی‌
  10. «راز» اجنت‌ بودن‌ كریم‌ خلیلی‌ وبرادران‌
  11. اخوان‌الشياطين‌ «جمهوريخواه‌»
  12. وقتی‌ الطاف حسین‌ به‌ كاه‌ متوسل‌ می‌شود
  13. گلبدین‌ گفت‌: «تا ۲۵ سال‌ دیگر هم‌ می‌توانم‌ بجنگم‌»
  14. زنان‌ نخستین‌ و آسانترین‌ شكار خاینان‌ جهادی‌
  15. بنيادگرايان‌ وطنی در حاليكه‌ خود را بدذات‌ تر از هيتلر میدانند، بنيادگرايان‌ هندو خواستار يك‌ هيتلر اند‌
  16. قتل‌ سالانه‌ هزاران‌ نوزاد دختر در هند
  17. ارجنتاین‌ اعتراف‌ از یك‌ جنگ‌ مفتضح‌
  18. بازهم راجع به ممتازترین نور چشمی سی.آی.ای
  19. رژیم‌ ایران‌ تماشاگران‌ فوتبال‌ را هم‌ «اسلامی‌» میسازد
  20. كمپ‌ سرشاهی‌ داغ‌ ننگ‌ ابدی‌ بر احزاب‌ اخوانی‌
آخرین مطالب