موسی‌خان را به قتل رساند و با دختر جوان بیست ساله‌ی او بزور ازدواج کرد.

شریفه دختر موسی خان پیلوت متقاعد، در ۲۹ میزان سال ۱۳۷۱ با دیدن جسد در خون آغشته پدر دانست که یگانه مدافع خود را از دست داده است و شراب بیگ قوماندان بدهیکل، با وجود داشتن سه زن دیگر بزودی او را هم بزور به عقد خود در خواهد آورد.

گل اندام معلم ادبیات در لیسه نسوان شهر میمنه که همسایه شریفه و شاهد عینی قتل موسی خان بود، خاطره تلخ این حادثه را چنین حکایت کرد:

شریفه دختر موسی خان پیلوت با چشمان مملو از اشک و مو های دراز و پریشان بالای جسد پدر زار و حیران گریه میکرد و به افرادیکه در اطراف جنازه پدر او حلقه زده بودند با نگاه های مظلومانه التماس مینمود که نجاتش دهند و اما دریغ که سرها در گریبان بود و هیچکسی توانمندی نجات او را نداشت. بخاطری که پدر او موسی خان سابق پیلوت و مرد مسن شصت ساله را یکروز قبل بنابر مخالفت با این ازدواج اجباری به قتل رسانده بودند.

زوری گیری و غصب دارایی های مردم از جمله جنایاتیست که به کرات از طرف اکثریت جنگسالاران افغانستان در سه دهه اخیرصورت گرفته است.


عدم تعقیب عدلی و پیگیری جنایات جنگی و جرایم ضد بشری، جنایتکاران را دوباره جرأت داده که بازهم بی هراس از محکمه و قانون دست به اعمال گذشته بزنند .

بتاریخ ۲۱ قوس سال ۱۳۸۶ قوماندان های نیرومند جنبش ملی اسلامی جنرال دوستم بنام کمال قوماندان و حاجی پاینده محمد پنجصد جریب زمین زراعتی مردم قوم اسحاق زایی ولسوالی سید آباد ولایت سرپل را غصب نموده و مالکین اصلی آنرا که قریب پنجاه فامیل میشوند به کوچ اجباری مجبورکرده اند.

کمال قوماندان و برادراش حاجی پاینده محمد دو قومندان مشهور ملیشه های سرپل هستند که در لشکر تحت امر دوستم اضافه از بیست سال خدمت نموده اند و از مهره های مهم حزب جنبش ملی اسلامی محسوب میشوند. اکنون پاینده وکیل سرپل در ولسی جرگه است و کمال قوماندان در خارج ازکشور سفر کرده است.

محمد نادر ـ جوزجان،

جنایت داماد سناتور کبیر «جوزجانی»

در اواخر حمل ۱۳۸۵ رحیم‌اله جان داماد قاضی کبیر «جوزجانی» سناتور انتصابی، عبدالرحمن یک تن از دهقانان قریه سوجانی ولسوالی خواجه بهاوالدین را با دست بسته در جلو سگ‌های هار خود انداخته که شکم، ران‌ها، کمر و شانه‌ها و روی فرد مذکور پاره پاره شده و به حالت کوما به شفاخانه خواجه بهاوالدین بستری شد.

واقعه ازین قرار بوده که دهقان مذکور از رحیم‌اله جان یک مقدار پول قرضدار بوده که همیشه به علت ناداری خود را از وی پنهان می‌کرده است. تا اینکه یک روز در نزدیک منزلش در کوچه به گیرش می‌افتد و وی را به موتر جیپ خود انداخته به منزلش می‌برد و بعد از لت و کوب زیاد دست بسته در صحن حویلی‌اش سگ‌هایش را بالایش رها می‌کند و سگ‌های مست و هار هم در چند دقیقه عبدالرحمن را پاره پاره می‌نمایند. ولسوال به این جرم رحیم‌اله جان را زندانی می‌سازد ولی قاضی کبیر از کابل آمده او را از محبس می‌کشد. مردم خواجه بهاوالدین از جنایت داماد قاضی کبیر نفرت عمیق به دل دارند.

در شعارها و پلاکارت‌هـایی که اعتـراض‌کننـدگان با خـود حمل می‌کردند از جمله نوشته شده بود:

جای قاتلان ملت نه پارلمان، بلکه زندان
عاملین گورهای جمعی باید محاکمه شوند
ټولنیزو قبرونو عاملان باید محاکمه شی
ما انتقام خون عزیزان خود را می‌خواهیم
ما خواهان برکناری جنایتکاران از قدرت هستیم
من محاکمه قاتلان پدر خود را می‌خواهم
مونږ د واکمنی څخه د جنایتکاران لری کیدل غواړو
حمایت از جنایتکاران خیانت به ملت است

مردم سیاف‌ را مهار کردند

(گزارشگر: رستم‌ - كابل‌) سیاف‌ با تبانی‌ یكی‌ از قومندانان‌ برجسته‌ سابقه‌اش‌ و شخص‌ بیسوادی‌ بنام‌ حاجی‌ شیرعلم‌ سابق‌ قومندان‌ قول‌ اردوی‌ مركزی‌ و فعلاً والی‌ غزنی‌، زمین‌های‌ ساحه‌ دشت‌ چمتله‌ و عقب‌ كوتل‌ خیرخانه‌ را كه‌ از سالهای‌ خیلی‌ قبل‌ به‌ تمام‌ مردم‌ پغمان‌ منحیث‌ چراگاه‌ تعلق‌ داشت‌ بدون‌ رضایت‌ مردم‌ نمره‌بندی‌ و بفروش‌ رسانیده‌ كه‌ مردم‌ پغمان‌ در مقابل‌ این‌ عمل طاقت‌ نیاورده‌ دست‌ به‌ مظاهره‌ زدند و سرانجام‌ قسمتی‌ از زمینها را دوباره‌ تصاحب‌ گردیدند.

در ساحه‌ قلعه‌ حیدرخان‌ و نیز حاجی‌ شیرعلم‌ زمین‌های‌ مردم‌ را به‌ زور قباله‌ كرده‌ و زمین‌ علف‌ چر مردم‌ كوچی‌ ساحه‌ چوك ارغنده‌ بالا را تا كوتل‌ تخت‌ به‌ قباله‌ جعلی‌ بالای‌ مردم‌ فروخته‌، مردم‌ كوچی‌ مقاومت‌ نموده‌ و با از دست‌ دادن‌ یك‌ نفر و زخمی‌ شدن‌ چندین‌ نفر دیگر به‌ دولت‌ مراجعه‌ كردند ولی‌ كرزی‌ و همكارانش‌ مسئله‌ را كاملاً زیر کردند.

گلبر بوسیله شوهرش سوزانده شد

گلبر  زنی که بوسیله شوهرش سوزانده شد

در نوامبر ٢٠٠٥، زنی به نام گلبر در یکی از شفاخانه های محلی ولایت سمت شمال افغانستان، بادغیس، بستر بود كه توسط شوهرش سوزانده شده بود.

به گفته مادرش، گلبر سه سال قبل با مردی بی رحم ازدواج کرد كه هر روز وی را زیر شکنجه میگرفت. بالاخره گلبر هم كه چاره را حصر دید به خانه‌ی مادرش فرار کرد. روزی بعد شوهرش آمده از او خواست تا به خانه برگردد در غیر آن وی را خواهد کشت، ولی گلبر قبول نکرد. یک روز كه گلبر در خانه تنها بود، شوهرش سر رسیده و با پترول او را آتش زده و خودش فرار میکند.

ا.ش‌. ـ تخار،

تخار در چنگ‌ ستم‌پیشگان‌ مافیایی‌

ولایت‌ تخار از لحاظ‌ اداری‌ تفاوتی‌ با سایر ولایات‌ ندارد، یعنی‌ همان‌ تفنگ‌سالاران‌ بنیادگرا كه‌ قبلاً حاكمیت‌ داشته‌ اند هنوز هم‌ حاكم‌ بر منطقه‌ اند و حتی‌ از سطح‌ ولایت‌ گذشته‌ به‌ چوكی‌ وزارت‌ و ادارات‌ ولایات‌ دیگر هم‌ دست‌ یافته‌ اند.

ناگفته‌ نباید گذاشت‌ كه‌ اكثر این‌ افراد با وجودیكه‌ مكتب‌ نخوانده‌ اند رتبه‌ تورن‌ جنرالی‌ و برید جنرالی‌ وغیره‌ را پیشوند نام‌ خود دارند كه‌ همه‌ را برهان‌الدین‌ربانی‌ به‌ ایشان‌ اعطا كرده‌ است‌.

نمونه‌هایی‌ از افرادیكه‌ به‌ سمت‌های‌ جدید گمارده‌ شده‌ اند:

Muska, an election worker who burned herself after a rape attempt on her by a UN local driver

مسكا دختر عباس‌ باشنده‌ ولسوالی‌ خیوه‌ ولایت‌ ننگرهار و مسكونه‌ جلال‌آباد، بعنوان‌ یكی‌ از كاركنان‌ انتخاباتی‌ جهت‌ ثبت‌ نام‌ رأی‌دهندگان‌ با گروپی‌ از همكارانش‌ به‌ قریه‌های‌ مختلف‌ سفر می‌ كرد. وی‌ بتاریخ‌ ۹ اكتبر ۲۰۰۴ (روز انتخابات‌ صدارتی‌) در یكی‌ از كلینك‌های‌ واقع‌ قریه‌ شیگی‌ ولسوالی‌ خیوه‌ ایفای‌ وظیفه‌ می‌نمود. در ختم‌ آن‌ روز از موتررانی‌ بنام‌ معشوق‌ كه‌ قبلاً شامل‌ گروپ‌ مسلح‌ انجنیرغفار، یكی‌ از قومندانان‌ جانی‌ حزب‌ اسلامی‌ گلبدین‌ حكمتیار بود خواسته‌ شد تا زنان‌ كاركن‌ را به‌ خانه‌های‌ شان‌ برساند. مسكا نیز شامل‌ این‌ زنان‌ می‌شد. موترران‌ مذكور همه‌ زنان‌ را به‌ خانه‌های‌ شان‌ رسانیده‌ و مسكا آخرین‌ نفر بود. مسكا كه‌ تنها بود بشدت‌ ترسیده‌ بود. اما معشوق‌ اطمینان‌ داده‌ می‌گوید كه‌ وی‌ را همچون‌ خواهری‌ به‌ خانه‌ كاكایش‌ در قریه‌ غاری‌كهنه‌ خواهد برد. در مسیر راه‌ موتر را در قریه‌ قلاتك‌ توقف‌ داده‌ و با چاقوی‌ مسكا را تهدید و می‌كوشد تا به‌ وی‌ تجاوز نماید.

Reports from a country under the domination of religious crime-mongers


ر.س‌ ـ كابل‌

جنایتكار سیافی‌ جنایت‌ می‌زاید

قومندان‌ زلمی‌توفان‌ از باند سیاف‌ كه‌ فعلاً در قلعه‌نیازبیگ‌ مربوط‌ ناحیه‌ پنجم‌ قرارگاه‌ دارد، در تبانی‌ با حوزه‌ پنجم‌ كه‌ آمر آن‌ برادر قومندان‌ شیرعلم‌ و شخص‌ بدنامی‌ بنام‌ سیدعلم‌ می‌باشد به‌ هر خیانتی‌ دست‌ می‌زند. با آنكه‌ مردم‌ از بی‌امنیتی‌، دزدی‌ و آدم‌كشی‌ ناشی‌ از وجود این‌ جنایتكاران‌ سخت‌ بـه‌ تنـگ‌ آمده‌اند اما چاره‌ای‌ ندارند زیرا هر دو از جانب‌ سیاف‌ و ملاتاجور والـی‌ كـابل‌ حمـایه‌ مـی‌شـوند.

در شب‌ ۷ عقرب‌ سال‌ ۱۳۸۳ چند نفر مسلح‌ در ساحه‌ دیوان‌بیگی‌ وارد منزل‌ گل‌محمد دریور یوناما شده‌ و می‌خواهند كه‌ برعلاوه‌ دزدی‌، زنان‌ را مورد تجاوز قرار دهند اما از سوی‌ اعضای‌ فامیل‌ با مقاومت‌ شدیدی‌ مواجه‌ شده‌ و یكی‌ از جنایتكاران‌ با ضرب‌ تیشه‌ زخمی‌ می‌گردد. اگر چه‌ با فیر جنایتكاران‌ همسایه‌ها هم‌ خبر می‌شوند اما آنان‌ موفق‌ به‌ فرار می‌گردند. همه‌ جنایتكاران‌ شناسایی‌ شده‌ و واضح‌ می‌شود كه‌ مربوط‌ باند قومندان‌ زلمی‌توفان‌ می‌باشند.

Reports from a country underfoot by religious crime-mongers

تخار

داود. ب‌.

از كارروایی‌های‌ شاروال‌ جنایتكار تالقان‌

در قوس‌ ۱۳۸۲ حاجی‌آغا یكتن‌ از قومندانان‌ جنایتكار تخار است‌ كه‌ فعلاً شاروالی‌ تالقان‌ را در قبضه‌ دارد. او در طول‌ دو سال‌ نه‌ تنها كاری‌ را در جهت‌ آبادی‌ تالقان‌ انجام‌ نداده‌ بلكه‌ عواید مندوی‌های‌ تالقان‌ را منظماً به‌ جیب‌ زده‌ است‌ و حدود بیشتر از ۳۰۰ درخت‌ چنار را كه‌ هر كدام‌ شان‌ بیشتر از چهل‌ سال‌ عمر داشتند و باعث‌ زیبایی‌ و سرسبزی‌ شهر بودند همه‌ را بی‌رحمانه‌ قطع‌ نموده‌ به‌ نفع‌ شخصی‌اش‌ به‌ فروش‌ رسانیده‌ است‌.

مردم‌ می‌گوید یك‌ جنگ‌پرست‌ جهادی‌ را به‌ شاروال‌ بودن‌ چه‌ كار. و تا زمانی‌ كه‌ این‌ آدمكشان‌ درنده‌ اند انتظار انجام‌ هیچ‌ خدمت‌ مهمی‌ به‌ مردم‌ را نباید داشت‌.

  1. جنایت‌ در شیرپور لكه‌ی ننگین‌ دیگر‌ بر دامان‌ فهیم‌، قانونی‌ و شركاء
  2. گزارش‌هایی‌ از سرزمین‌ فلكزده‌ و اسیر خاد و خیانت‌ بنیـادگرایی
  3. كشتار ارزگان‌، زخمی‌ دیگر بر پیكره‌ی‌ خونچكان‌ ملت‌ ما‌‌
  4. گزارش‌هایی‌ از سرزمین‌ گـرفتـار طـاعـون‌ بنیـادگـرایـی‌‌‌
  5. حـاجی‌ قـدیر را كـی‌ كشت‌؟
  6. گزارش‌ تكان‌دهنده‌ «كوفی‌ عنان‌» از وضعیت‌ اسفبار افغانستان
  7. گزارش‌هایی‌ از سرزمین‌ جهل‌، جنون‌ و جنایت
  8. پیـام‌ زن‌ و خوانندگان‌
  9. شمالی‌ زیر پای‌ جنایتكاران‌ طالبی
  10. گزارش‌هایی‌ از سرزمین‌ جهـل‌ و جنـون‌ و جنـایت‌
  11. هستی‌ اینان‌ نیستی‌ بنیادگرایان‌ است‌ و بس
  12. گزارش‌هايی ازسرزمين‌ پامال‌ بربريت‌، شناعت‌ و تحقير
  13. وقتی تاجور كاكر خلقی، طالبی میشود
  14. طالبان و قاچاقبری‌ های شان‌
  15. گزارش‌هایی از وحشت‌، شناعت و فضاحت بنیادگرایان‌ در ولایت ننگرهار‌‌
  16. گزارش‌هایی از وحشت‌، شناعت و فضاحت بنیادگرایان‌ در ولایت کابل‌‌
  17. گزارش‌هایی از وحشت‌، شناعت و فضاحت بنیادگرایان‌ در ولایت فـراه
  18. گزارش‌هایی از وحشت‌، شناعت و فضاحت بنیادگرایان
  19. گزارش‌هایی از وحشت‌، شناعت و فضاحت بنیادگرایان‌ در ولایت بلخ
  20. انتخابات ۱۹۹۷ پاكستان
آخرین مطالب