با تذکر به این حقیقت آشکار و غیر قابل انکار که حرکت طالبان توسط پاکستان، چند کشور معلوم عربی و امریکا به میان آمد و طالبان به کمک مستقیم پاکستان و کشور های نامبرده در مدت کوتاهی تقریباً ۹۰ فیصد خاک افغانستان را تصرف کردند. درک معمول موجود چنین است که طالبان بیش از مخالفان ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود کمک خارجی دریافت میکردند و مسعود و یارانش «قهرمانانه» و فقیرانه تنها با تاراج لاجورد و زمرد، از مناطق دست داشته شان دفاع میکردند. اما سندی که در بانک اطلاعاتی آرشیف امنیت ملی امریکا وجود دارد، نشان میدهد که کمک هایی را که مسعود از ایران، روسیه، اوزبکستان، تاجیکستان و غیره کشور ها دریافت میکرده است به مراتب زیادتر از کمک های دریافتی طالبان از پاکستان و سایر منابع بوده است.

چنانچه به همه گان آشکاراست و آنطوری که در دل تاریخ سیاه و خونین سه دهه اخیر کشور مان نیز جا دارد، در نخستین ماه های ظهور طالبان در سال ۱۹۹۴، دولت وقت مجاهدین که توسط ربانی - مسعود اداره میشد، پشتیبانی همه جانبه شان را از جنبش طالبان ابراز داشته در تسخیر مناطق جنوب به طالبان کمک کردند. فقط علل و عوامل پشت پرده این ائتلاف نافرجام بین دولت ربانی - مسعود و طالبان تا هنوز برای مردم رنجدیده ما روشن نیست.

ارتجاع شاهی و خادی و جهادی همه خواسته اند خلیل اله‌خلیلی شاعر معروف را شخصیت مقدسی وانمود سازند که نه در گذشته های دور لکه‌ای در دامان داشت و نه در دور ظاهرشاه و داوود و پوشالیان و نه در عهد امارت خون و خیانت جهادی. چنانکه می‌دانیم از الف تا یای شاعران و نویسندگان خادی-جهادی تنها یاد داشته و دارند که از او به عنوان یکی از بالاترین «مرجع» های شعر و فرهنگ فارسی نام ببرند ولی دست و زبان شان می خشکد که از نوکر بچه سقو (سقا) بودنش، از شونیزم شمالی و تاجیکی‌اش، و از همه نجستر از جمعیتی بودنش تا زمان مرگ ذکری کنند. منزلت او در جمعیت ربانی جلاد در حدی بود که مسعود خلیلی پسرش نیز مراتب ارتقا را به سرعت پیموده و به چاکر و ندیم خاص و مطبوعات باشی و سفیر کثیرالابعاد احمدشاه مسعود در هند شد و فعلاً معلوم نیست به کدام مقام دیگر نصب می‌شود.

فاطمه گیلانی را همه می‌شناسیم همان سفیر صاحب رژیم خون و خیانت برهان الدین ربانی در چین و فعلاً رئیس سره‌میاشت و از ستاره‌های رسانه‌ها که در قیافه‌گیری و فیس و افاده‌فروشی دست کمی از حنیف اتمر و امین فاطمی و دادفر سپنتا ندارد. ولی به نظر می‌رسد که بر اساس لااقل یکی از مصاحبه‌هایش از آن سه وزیرک هم در وقاحت و «بزرگ نمایی» پیشی گرفت.

وقتی مصاحبه‌گر تلویزیون «آیینه» درباره گوگوش از وی می‌پرسد، با بیشرمی یک اشراف‌زاده، پس از تاملی فیلسوفانه جواب می‌دهد: «گوگوش را نشناختم»!

شاعران و نویسندگان سازشکار وطنی که خود را همچون پشک به پای رژیم ایران، سیاف، خلیلی، ربانی، قانونی و خیانت‌پیشگان دیگر می‌‌مالند و از اکت‌های تهوع‌آور «پست مدرنیستی» هم غافل نیستند، بیشتر از آن وقیح اند که از این گونه سیلی خوردن‌ها چرت شان خراب شود. با این هم دیدن فاصله زمین و آسمانی بین نویسندگان و شاعران عافیت جو، تسلیم طلب و مرتجع کشور با یک شاعر متعهد و میهنپرست و مترقی فلسطینی جالب است.

چه از سرجنایتکاران جهادی و چه افرادی ظاهراً غیرجهادی فراوان شنیده شده است که پس از سقوط رژیم پوشالی در ۱۹۹۲، امریکا افغانستان را تنها گذاشت. ولی ما همواره و موکداً گفته‌ایم که امریکا این دار و دسته‌‌های خاین جهادی را صرفاً برای انتقام‌گیری از اتحاد شوروی نه آفرید و بر سر آنها سرمایه‌گذاری نکرد بلکه نقشه دراز مدت‌تری داشت تا با تکیه روی این داره‌های اسلامی و رقصاندن‌های آنها به دلخواه خود، بتواند به جای پای محکمی در «قلب آسیا» دست یابد و بر کل منطقه حاکم باشد.

داکتر عبدالسمیع حامد در نوشته‌‌ای با نام «ساجق سیاسی» حرف‌‌هایی زده که اگر خواننده گذشته و وضع کنونی او را نشناسد، به آسانی فریب خورده و تصور خواهد کرد که با شاعر، کارتونیست، نویسنده و کمپوزیتوری از جنس دیگر، متفاوت از اسداله حبیب، واصف باختری، لطیف پدرام خوشخانه‌ای، رهنورد زریاب و ازین گونه خادی‌ـ‌جهادی‌ها و سازشکاران روبروست و حتی به این توهم می‌افتد که این ستاره‌ی رادیو و تلویزیون و مطبوعات، سرانجام گسست کاملش را از آن افراد، و تمایلش را به مردم و سیاستی انقلابی اعلام داشته است.

به دفاع از راه ملالی جویا


عزیزان،

این نوشته را غیر از سایت «به دفاع از ملالی برخیزید» به سایت‌های کابل پرس و افغان جرمن آنلاین هم فرستادم تا تعداد بیشتری بدانند که دختر دلیر و شهیر و مایه‌ی مباهات ما در عرصه‌ی پیکار گرانقدرش چگونه آماج حملات قلمبدستان پنهان و آشکار تبهکاران قرار دارد. و آن را برای شما می‌فرستم تا با انتشار در سایت «راوا» یا «پیام زن»، این سهم کوچکم در دفاع از جویا از اعتبار بیشتری برخوردار شده باشد. این تعارف نیست عزیزانم. حتی دشمنان و بدخواهان شما هم می پذیرند که سایت «راوا» پر بیننده‌ترین سایت و «پیام زن» معتبرترین نشریه‌ی ضد جنایتکاران از هر قماش است. در کار بزرگ تان موفق باشید.


در گزارشی منتشره‌ی «موسسه اسناد جنگ و صلح» (۶ اپریل ۲۰۰۶) به قلم وحیداله امانی در كابل، حقایق جالبی از «برادر قیادی» ‌و «صدراعظم» جنایت‌سالاران قانونی، سیاف، ربانی،‌ خلیلی، دوستم وغیره انعكاس یافته كه در اینجا به درج ترجمه خلاصه‌ای از آن اكتفا می‌كنیم.


رهبران فعلی حزب مدعی اند كه از گلبدین موسس حزب كه امریكا او را به مثابه یك تروریست تحت تعقیب در لیست اش دارد، بریده اند. لیكن بسیاری تحلیل‌گران سیاسی در اصلاح‌طلب شدن حزب شك دارند.

سیدرحمان واحدیار از اعضای گروه پارلمانی در كابل گفت كه «سیاست‌های حكمتیار مواضع شخصی وی اند. او از حزب اسلامی نمایندگی نمی‌كند. ما تمام روابط با وی را قطع كرده‌ایم» او از خالدفاروقی به عنوان رهبر جدید حزب نام برد. او اظهار داشت كه فعلا ۳۴ عضو حزب در پارلمان حضور دارند و اگر حزب مجاز می بود پیشتر راجستر می شد موفقیتش بیشتر از این می توانست باشد.

حساب‌های‌ بانكی‌ طالبان‌ بسته‌ می‌شود و حساب‌های‌ بانكی‌ جنایت‌سالاران‌ بازتر!

اعلام‌ شد كه‌ پلیس‌ بین‌المللی‌ حساب‌های‌ بانكی‌ شماری‌ از بازرگانان‌ و شركت‌های‌ تجاری‌ افغانستان‌ را به‌ اتهام‌ همكاری‌ با طالبان‌ مسدود كرده‌ است‌. مقدار دارایی‌های‌ انتقال‌ یافته‌ به‌ بانك‌های‌ خارجی‌ به‌ ملیون‌ها دالر می‌رسد. به‌ گفته‌ مقامات‌ مذكور قسمت‌ عمده‌ این‌ پول‌ به‌ مردم‌ افغانستان‌ تعلق‌ دارد و در این‌ ارتباط‌ تنها از عبدالباری‌ یك‌ تاجر افغان‌ نام‌ گرفته‌ شده‌ است‌.

آخرین مطالب