وقتی کرزی، فهیم را به عنوان معاونش اعلام داشت «رادیو آزادی» به نقل از خبرگزاری فرانسه در ۵ می ۲۰۰۹ از قول دیپلمات‌های غربی در کابل گفت: «فهیم در جنگ‌های سه دهه اخیر افغانستان در یک سلسله فعالیت‌های جنایی از جمله اختطاف اشخاص به منظور به دست آوردن پول و انواع تخطی‌های حقوق بشر متهم می‌باشد. به عقیده کای‌ایدی نماینده خاص ملل متحد در افغانستان رییس جمهور کرزی با انتخاب فهیم همچو معاونش اعتبارش را در جوامع بین‌المللی و افغانستان از دست خواهد داد... کای‌ایدی در چندین ملاقات اخیری که با آقای کرزی داشت از او خواهش نمود تا فهیم را به حیث معاون رییس جمهور انتخاب نکند. بعد از آن که کرزی نامزدی‌اش را اعلام نمود، کای‌ایدی بیان داشت که او حقیقتاً از این انتخاب کرزی متاثر است و عکس‌العمل‌های بین المللی در برابر این انتخاب کرزی خیلی جدی خواهد بود و نگرانی کای‌ایدی در حلقه‌های دیپلمات‌های غربی در کابل از حمایت گسترده‌ای برخوردار شد. سازمان ملل متحد آرزو داشت که جنگسالاران افغانستان صحنه را برای نیروهای جوان و مدرن ترک خواهند گفت.

از این میان برنده کسی خواهد بود که نافش بیشتر به امریکا بند باشد و بادار در غلام خانه‌زاد بودنش هیچ شکی نکند


بین کاندیدان ریاست جمهوری عمدتاً دو دسته را می‌یابیم: شناخته‌شدگان با گذشته و کارنامه جنایتبار، و گمنامانی که دو عامل در شرکت شان در درامه انتخابات وجود دارد یا از سر ساده بودن و نه فهمی شان از مضحکه انتخابات، و این که رییس جمهور افغانستان در قصر سفید تعیین می‌شود و یا به خاطر رسیدن به شهرت و نان و نمک در آینده.

اشاره‌ای در مورد تعدادی از کاندیدان دسته اول:

سلیمان لایق، دستگیر پنجشیری و سلطانعلی کشتمند

در این اواخر «عذرنامه» سه تن از سر دسته‌های حزب وطنفروش پرچم، سلیمان ‌لایق، ریچارد(۱) دستگیر پنجشیری و سلطانعلی کشتمند انتشار یافت. آنان گفته اند که بعد از «اندیشیدن و غور» به این نتیجه رسیدند که به نمایندگی از حزب خود از مردم افغانستان معذرت بخواهند.

ظاهراً مسئله مثبت است، ندامت از سال‌های سال میهنفروشی و جنایتکاری. اما متاسفانه در پشت این «عذرخواهی و اعتراف» ریاکاری خاینانه‌ای پنهان است.

به راستی که در تاریخ وطن ما، هیچ فردی به اندازه‌ی عتیق‌رحیمی و خالدحسینی در زمینه ادبیات و هنر به شهرت جهانی نرسیده بود. عتیق‌رحیمی گنکور معتبرترین جایزه‌ ادبی فرانسه را برده است. خالدحسینی اگر چه تا هنوز به چنین جایزه‌ای دست نیافته است، اما از روی کتاب «کاغذپران باز»‌اش هالیوود فوراً فلمی ساخت و بوش و اعضای درجه یک تیمش خالدحسینی را به کاخ سفید دعوت کرده و او را ستودند! عتیق‌رحیمی اگر چه هنوز به چنین «افتخاری» نرسیده اما دیر یا زود اگر امریکا یا اروپا لازم تشخیص دهند او را هم به «افتخارات» بالاتر از این خشنود خواهند ساخت. هر دو نویسنده هنوز پله‌های شهرت، پول و اعتبار را در غرب می‌پیمایند.

جبار‌ ثابت و میرویس یاسینی دو تن از تیزاب‌پاشان و آدمکشان گلبدینی از کاندید‌ان ریاست جمهوری اند و هادی ارغندیوال که گویا باندش را هم دارد و آن را «حزب اسلامی» می‌نامد پشتیبانی‌اش را از حامدکرزی اعلام داشت. ظاهراً همه‌ی این سه تروریست کثیف با پدر شان گلبدین رابطه ندارند!

ولی برای مردم ما و بخصوص خانواده‌ها، بازماندگان و دوستان کلیه آن آزادیخواهانی که توسط حزب خاین و جنایتکار اسلامی گلبدین در پاکستان یا داخل افغانستان به قتل رسیده اند مهم نیست که شما اراذل سه‌گانه با باند تان و پدر بد فعل تان در رابطه باشید یا نباشید‌، مهم اینست که شما ننگ عضویت در باند تروریستی اسلامی را داشته اید و حالا مثل شهنواز ‌تنی و حبیب منگل به جای آن که اول حساب خیانت‌ها و جنایت‌های بیشمار خود و حزب خود را پس دهید، با بیشرمی‌ روسپیانه خود را در بازار مکاره انتخابات عرضه می‌دارید.

پاسخ به نوشته‌ی «بانوی شرقی؛ می‌خواهم بشناسمت!» از منیژه ‌باختری


در همان لحظه اول که چشم به عنوان نوشته «بانوی شرقی؛ می خواهم بشناسمت!» می‌خورد این سوال هم در ذهن هجوم می‌آورد که کیست که می‌خواهد زویا را بشناسد؟ تکان می‌خوری که آه، او منیژه‌باختری است نه زنی نیمه باسواد خادی بلکه زنی در هیئت یک روشنفکر با اکت‌ها و ادعاهای بسیار که در مدح عطامحمد جنایتکار می‌نویسد، در پی شناسایی زویا دشمن آشتی‌ناپذیر میهنفروشان جهادی و پرچمی و خلقی و طالبی و نظام مافیایی شان است.

آیا خاد و مالکان منیژه‌ باختری را ـ همانی‌ که با ضیا رفعت، پرتو نادری، رهنورد زریاب، جاوید فرهاد‌ و دیگر عمال رژیم ایران، چتلی عطامحمد را می‌خوردـ مامور شناسایی زویا از طریق نوشتن درباره کتاب زویا کرده اند؟

نامه سرگشاده به خلقهای قهرمان ايران در مورد کتاب اخير دشمن


نامه‌ی فاطمه‌سعیدی (مادر شایگان) ناله و فغان یک مادر در پرپر شدن کودکانش نیست بلکه پیام از خودگذری، شهامت و دفاع آگاهانه‌ی یک زن انقلابی را از آرمان بزرگش ارائه می‌دارد.

مادر اگر دیروز به رویا روی با دشمن خلقش درگیر شد و در زیر شکنجه‌های استخوانسوز دژخیمان ساواکی حماسه آفرید، امروز هم نمی‌گذارد جانیان ولایت فقیه خون ابوالحسن، ناصر، ارژنگ و سایر فرزندان سازمان نامدار و سرفرازش را با پخش اراجیف پست خود مکدر نموده و جنایات برادران ساواکی شان را تطهیر نمایند.

«راوا» همیشه اظهار داشته است که پیکار زنان و مردان انقلابی ایران منبع الهام ماست و با درود به این مادر عزیز مان قسمت‌هایی از نامه‌ی شان را به چاپ می‌رسانیم.

متن کامل نامه مدت‌ها پیش بر روی سایت «راوا» قرار گرفته است.


این روزها بار دیگر آقای کامران میرهزار در سایت «کابل‌پرس» انتقاداتش بر «راوا» را آورده با نظرات شمار زیادی از خوانندگان. آن چه عمدتاً ما را به انتشار این یادداشت واداشت تاکید وی است که «راوا» چرا پاسخش را نداد.

شاید این نخستین بار باشد که می‌خوانیم «راوا» از پاسخ به انتقادات یک مدعی ابا می‌ورزد.

آقای میرهزار،

شما با ما آشنایی دارید اما مطمئن نیستیم توجه نموده باشید که «راوا» هیچگاه منتظر نمانده تا از سوی قلمبدستان خادی یا جهادی مورد تاخت و تاز قرار گیرد و فقط آنگاه به پاسخ برخیزد. برعکس، این مـا بوده‌ایم که بر اسـاس سیاست اصلی ـ افشای سران فرهنگی یا سیاسی خادی‌ـ جهادی یا تسلیم طلب و معامله گرـ پرداخته‌ایم و بعد اگر پاسخی از آنان رسیده، ضمن درج آن مجدداً به افشای سرشت عناصر مذکور ادامه داده‌ایم. البته بار بار یادآور شده‌ایم که خلاف ضرب المثل «سگ را بزن که صاحبش بترسد»، کار ما بر این روال استوار بوده که اگر صاحبان را بزنیم، سگ‌ها خودبخود درس خواهند گرفت! یعنی وقتی به مثلاً اکرم‌عثمان، رهنوردزریاب یا نرشیرنگارگر می‌پردازیم، دیگر با پاسخگویی به عده‌ای از طرفداران ارتجاعی‌تر و بیمایه‌‌تر آنان وقت خود را تلف نمی‌کنیم.

ایران سرزمین مقاومت و حماسه


پیکار، زندان و مقاومت در فرهنگ والای مبارزاتی ایران علیه نابرابری‌ها همواره تداوم داشته که هر دهه افسانه‌های ماندگاری از خود به جای گذاشته و با خون هزاران هزار انقلابی پاکباز تجلی نوین یافته و رهگشا و سرمشق زندگی نسل بعدی خود گردیده تا باشد ستم را ریشه بخشکاند.

در «عدالت» ولایت فقیه که در خون و خیانت غوطه‌ور است به آزادی انسان و به عشق اندیشیدن جرم محسوب می‌شود. متولیان این ولایت آدمکش همیشه با آخرین منطق شان ـ شکنجه و اعدام ـ به سراغ آزادیخواهان و آزاداندیشان می‌روند تا حلقه را بر مبارزان تنگ‌تر گیرند و ایران زندانی بزرگ باقی بماند. سی سال است که فاشیزم اسلامی ایران خون هزاران هزار فرزند برومند این سرزمین را به زمین می‌ریزد و هزاران هزار دیگر را در مخوف‌ترین زندان‌ها و هولناک‌ترین شرایط که در هیچ کشور استبدادی نظیر ندارد،‌ با مرگ تدریجی از بین می‌برد.

«کاگ‌ب در افغانستان» نام یک رساله پژوهشی و اکادمیک است که تحت نظر هشت پروفیسور از پوهنتون‌های مختلف امریکا و توسط مرکز جهانی ویدرو ولسن، برای دانشمندان تهیه و به چاپ رسیده است. این رساله تحقیقی بر مبنای یاداشت‌ها، اسناد و مدارکی که توسط واسیلی میتروخین یک کارمند ارشد اسبق کاگ‌ب که مسوولیت آرشیف و نگهداری اسناد را در مرکز گاگ‌ب در مسکو به عهده داشته، تهیه شده است. واسیلی میتروخین در سال ۱۹۹۲ با شش بکس اسناد محرم کاگ‌ب به لندن پناهنده شد و در سال ۱۹۹۹ کتابی را هم تحت عنوان «شمشیر و سپر: آرشیف میتروخین و تاریخ محرمانه کاگ‌ب» به چاپ رساند. لازم به تذکر است که آقای میتروخین در زمان فعالیتش در کاگ‌ب نیز یک کاپی از اسناد و معلومات‌های محرم را به سازمان‌های استخباراتی غربی می‌فرستاده که این مطلب را خود در کتابش اعتراف کرده است.

آخرین مطالب