چه از سرجنایتکاران جهادی و چه افرادی ظاهراً غیرجهادی فراوان شنیده شده است که پس از سقوط رژیم پوشالی در ۱۹۹۲، امریکا افغانستان را تنها گذاشت. ولی ما همواره و موکداً گفته‌ایم که امریکا این دار و دسته‌‌های خاین جهادی را صرفاً برای انتقام‌گیری از اتحاد شوروی نه آفرید و بر سر آنها سرمایه‌گذاری نکرد بلکه نقشه دراز مدت‌تری داشت تا با تکیه روی این داره‌های اسلامی و رقصاندن‌های آنها به دلخواه خود، بتواند به جای پای محکمی در «قلب آسیا» دست یابد و بر کل منطقه حاکم باشد.

داکتر عبدالسمیع حامد در نوشته‌‌ای با نام «ساجق سیاسی» حرف‌‌هایی زده که اگر خواننده گذشته و وضع کنونی او را نشناسد، به آسانی فریب خورده و تصور خواهد کرد که با شاعر، کارتونیست، نویسنده و کمپوزیتوری از جنس دیگر، متفاوت از اسداله حبیب، واصف باختری، لطیف پدرام خوشخانه‌ای، رهنورد زریاب و ازین گونه خادی‌ـ‌جهادی‌ها و سازشکاران روبروست و حتی به این توهم می‌افتد که این ستاره‌ی رادیو و تلویزیون و مطبوعات، سرانجام گسست کاملش را از آن افراد، و تمایلش را به مردم و سیاستی انقلابی اعلام داشته است.

به دفاع از راه ملالی جویا


عزیزان،

این نوشته را غیر از سایت «به دفاع از ملالی برخیزید» به سایت‌های کابل پرس و افغان جرمن آنلاین هم فرستادم تا تعداد بیشتری بدانند که دختر دلیر و شهیر و مایه‌ی مباهات ما در عرصه‌ی پیکار گرانقدرش چگونه آماج حملات قلمبدستان پنهان و آشکار تبهکاران قرار دارد. و آن را برای شما می‌فرستم تا با انتشار در سایت «راوا» یا «پیام زن»، این سهم کوچکم در دفاع از جویا از اعتبار بیشتری برخوردار شده باشد. این تعارف نیست عزیزانم. حتی دشمنان و بدخواهان شما هم می پذیرند که سایت «راوا» پر بیننده‌ترین سایت و «پیام زن» معتبرترین نشریه‌ی ضد جنایتکاران از هر قماش است. در کار بزرگ تان موفق باشید.


در گزارشی منتشره‌ی «موسسه اسناد جنگ و صلح» (۶ اپریل ۲۰۰۶) به قلم وحیداله امانی در كابل، حقایق جالبی از «برادر قیادی» ‌و «صدراعظم» جنایت‌سالاران قانونی، سیاف، ربانی،‌ خلیلی، دوستم وغیره انعكاس یافته كه در اینجا به درج ترجمه خلاصه‌ای از آن اكتفا می‌كنیم.


رهبران فعلی حزب مدعی اند كه از گلبدین موسس حزب كه امریكا او را به مثابه یك تروریست تحت تعقیب در لیست اش دارد، بریده اند. لیكن بسیاری تحلیل‌گران سیاسی در اصلاح‌طلب شدن حزب شك دارند.

سیدرحمان واحدیار از اعضای گروه پارلمانی در كابل گفت كه «سیاست‌های حكمتیار مواضع شخصی وی اند. او از حزب اسلامی نمایندگی نمی‌كند. ما تمام روابط با وی را قطع كرده‌ایم» او از خالدفاروقی به عنوان رهبر جدید حزب نام برد. او اظهار داشت كه فعلا ۳۴ عضو حزب در پارلمان حضور دارند و اگر حزب مجاز می بود پیشتر راجستر می شد موفقیتش بیشتر از این می توانست باشد.

حساب‌های‌ بانكی‌ طالبان‌ بسته‌ می‌شود و حساب‌های‌ بانكی‌ جنایت‌سالاران‌ بازتر!

اعلام‌ شد كه‌ پلیس‌ بین‌المللی‌ حساب‌های‌ بانكی‌ شماری‌ از بازرگانان‌ و شركت‌های‌ تجاری‌ افغانستان‌ را به‌ اتهام‌ همكاری‌ با طالبان‌ مسدود كرده‌ است‌. مقدار دارایی‌های‌ انتقال‌ یافته‌ به‌ بانك‌های‌ خارجی‌ به‌ ملیون‌ها دالر می‌رسد. به‌ گفته‌ مقامات‌ مذكور قسمت‌ عمده‌ این‌ پول‌ به‌ مردم‌ افغانستان‌ تعلق‌ دارد و در این‌ ارتباط‌ تنها از عبدالباری‌ یك‌ تاجر افغان‌ نام‌ گرفته‌ شده‌ است‌.

هفته گذشته (۲۳ اپریل ۲۰۰۵) خبر دردناک سنگسار آمنه در ایالت بدخشان افغانستان دررسانه ها منتشر شد. سنگسار یک زن در کشوری که نجات زنان از دست طالبان، بهترین بهانه برای زیر و رو کردن خاکش با بمب و موشک بود؟!

البته «مقامات دولتی» در کابل اظهار تاسف کردند. اما اگر به خبر توجه کنیم می بینیم چنین آمده است: «یک شاهد عینی به خبرنگار خبرگزاری رویتر گفت که این زن به توسط نمایندگان مقامات دولتی و شوهرش از خانه پدر و مادرش به زور بیرون کشانده شده و در پی آن سنگسار شده است.» این یکی«مقامات دولتی»، حاکم بر ایالات یعنی استان ها هستند، متحدان آن یکی «مقامات دولتی» که حاکم بر کابل اند.

وقتی بوی هر دولت ارتجاعی و ضد مردمی و متكی بر جنایت سالاران، بالا شد و مردم را به ستوه درآورد، ایجاد مسئله‌ای با این و آن كشور خارجی را بهترین راه جلوگیری از عصیان توده ها و واژگون شدن بیخ و بنیاد خودش می پندارد. صرفنظر از آنكه امریكا جهت فرار از بن بست مهلكش در عراق، به ایجاد مسئله‌ی ایران نیاز دارد، برای رژیم جنایت پیشه ی ایران، بالا گرفتن تشنج با امریكا و اسرائیل تلایی ترین فرصت است برای سركوب وحشیانه تر جنبش آزادیخواهانه‌ی مردم و برون رفت از بحران داخلی.

پس از خوابیدن سر و صدای گوشخراش انتخابات كه سرانجام به ایجاد پارلمانی با حضور سرجنایتكاران سیاف، ربانی، قانونی، گلابزوی، راكتی،‌ علومی،‌ رنجبر و اكثریت مردان و زنان موید آنان انجامید، بازی كابینه و كسب رای اعتماد از پارلمان آغاز شد. این نمایش آنقدر كثیف و مبتذل و آزاردهنده است كه حتی مضحكه های رای اعتمادگیری كابینه های دوران ظاهرشاه هم در برابر آن رنگ می بازد.

همه چیز توسط "بالا جای" از قبل فیصله شده است. آقای حامدكرزی فكر می كند به این حقیقت تنها او، كابینه و تعدادی از اعضای پارلمان واقف اند. در حالیكه نمایش چنان ساده و كودكانه شروع شده و پیش رفت كه اغلب مردم ما نیز به ساختگی بودن و تنظیم آن در واشنگتن شكی به خود راه نمی دهند.

قیام قهرمانانه مردم نیپاله علیه خاینان   back title of Payam-e-Zan
پشت جلد این شماره «پیام زن»

نیپال بین چین و هند واقع و مثل افغانستان كوهستانی و محاط به خشكه است. مساحت آن كوچكتر ولی مثل افغانستان جمعیتی حدود ۲۵ ملیون و مثل افغانستان بیش از %۷۰ بیسواد و مثل افغانستان دارای كمترین درآمد سرانه در جهان می باشد. مردم این كشور كه همانند افغانستان قرنهاست زیر سلطه ی رژیم های سلطنتی فاسد و ضد مردمی رنج می كشند و نتوانستند با اتكا به سال ها مبارزه پارلمانی تغییری در حیات پر درد خود ببینند، در ۱۹۹۶ تحت رهبری حزب كمونیست مائویستی نیپال به مبارزه مسلحانه روی آوردند. در دهسال اخیر مناطق متعددی تحت كنترول این حزب درآمده است. ستمكاری و وابستگی و عیش مشتی اعضای سلطنت و كارمندان عالیرتبه دولتی و در مقابل فقر و به جان آمدن توده ها هفت حزب مترقی به شمول حزب مائویستی را برانگیخت تا با هم متحد شده و در راس خیزش ملیون ها تن از مردم نیپال در شهرها و دهات قرار گیرند كه بی اعتنا به اعلان حكومت نظامی در میدان ها و خیابان ها برآمده فریاد نابودی رژیم را سر دهند. مردم كه علت اصلی تمام عقب ماندگی ها و تیره بختی های خود را در وجود نظام سلطنتی می بینند، سرنگونی آن و ایجاد جمهوری دموكراتیك را در راس شعارهای شان دارند. شاهِ هراسان كه مثل هر حاكم جبار و خاین نمی خواهد به میل خود از مقامش بگذرد، گویی صدای انقلاب را نشنیده باشد، گفت كه حاضر است هر فردی را كه هفت حزب برگزینند به عنوان صدراعظم قبول كند! ‌اما توده ها او را تمسخر كرده و گفته اند كه جز به رفتن او و سلطنتش به هیچ چیزی راضی نیستند. او اخیراً باز هم عقب نشسته و اعلام داشت كه پارلمان را (پارلمانی را كه خود منحل نموده بود) احیا می كند. این موضوع موجب شده است تا برخی از احزاب و گروه هایی از مردم به پیروزی تا همین حد اكتفا كنند. اما حزب كمونیست مائویست طالب سرنگونی بدون چون و چرای شاه و نظام فئودالی، پوسیده و غدارش بوده و از خطر سازشكاری هشدار می دهد.

پاسخـی‌ به‌ نوشتـه‌ی‌ «راوا، اپوزیسیـونی‌ نه‌ چنـدان‌ نیرومنـد» در هفتـه‌نامـه‌ی‌ «چـای‌ داغ‌»

بارنت‌رابین‌ رئیس‌ مركز پژوهش‌های‌ استراتژیك‌ پوهنتون‌ نیویارك‌ و كارشناس‌ امور افغانستان‌ گفت‌ كه‌ «اقتصاد افغانستان‌، اقتصاد معتاد به‌ مواد مخدر است‌.» («بی‌بی‌سی‌ فارسی»‌، ۵ دسامبر ۲۰۰۵)

ولی‌ واقعیت‌ اینست‌ كه‌ با هجوم‌ و تسلط‌ بنیادگرایان‌ و سپس‌ نیروهای‌ خارجی‌، نه‌ صرفاً اقتصاد كه‌ همه‌ چیز این‌ كشور مافیایی‌ شده‌ است‌.

  1. «معجزه» یا تمسخر افغانستان؟
  2. داكتر نجیب اله لفرایی: بنیادگرایی در پوشش اكادمیك
  3. فاضل سانچارکی، صدیقه بلخی، اشراق حسینی، آمنه افضلی و... مزدبگیران ایران
  4. بشردوست، مزدوران بیگانه را افشا می كند
  5. درنگی بر ژورنالیزم زردِ جنایت سالار پسند شكراله كهگدای
  6. نصب یك جنایتكار حرفوی (یونس قانونی) در رأس ولسی جرگه
  7. حامد كرزی، ضد بنیادگرا؟
  8. ریاكاری در دفاع از عبدالرحمان
  9. امضای‌ «تفاهمنامه‌» خیانت‌ به‌ استقلال‌ افغانستان
  10. انتخابات‌ پارلمانی‌ زیر سایه‌ی‌ اسماعیل‌، قانونی‌، خلیلی و سایر جنایت‌سالاران‌!
  11. تظاهرات‌، فریاد فروخورده‌ی عوام یا «تحریكات‌ و سؤاستفاده‌ القاعده‌»؟
  12. گودرزی‌ زنده‌ خواهد ماند
  13. زویا فرزند قهرمان‌ روسیه
  14. مسعوده‌جلال‌، اجنت‌ اسرائیل‌؟
  15. دروغگویی‌ و ریاكاری‌ مسعوده‌جلال
  16. ملا متوكل‌ و سایر سر تبهكاران‌ طالبی
  17. مزدور و مكروبی‌ بنام‌ ملاراكتی‌ هم‌ به‌ پارلمان‌ می‌رود!
  18. «بچه‌»هایی‌ كه‌ بر ما حكومت‌ كردند
  19. درنگی‌ بر ژورنالیزم‌ زردِ جنایت‌سالار پسند شكراله‌ كهگدای
  20. غـروب‌ آخـرین‌ سپیـده
آخرین مطالب