children of Afghanistan
آقای‌ آصف‌ معروف‌،
این‌ است‌ آن‌ «دفترچه‌های‌ ویژه‌» و «صندوقچة‌ زیورات‌» كودكان‌ افغانستانِ اسیرِ مشتی‌ خاین‌ مذهبی‌.

ما زمانی‌ نوشته‌ بودیم‌ كه‌ هیچ‌ داستانی‌، هیچ‌ گزارشی‌، هیچ‌ فلمی‌ و هیچ‌ شعری‌ قادر نیست‌ عمق‌ درد و نكبت‌ و سهمگینی‌ فاجعه‌ی‌ ورود تجاوزكاران‌ جهادی‌ به‌ كابل‌ را بیان‌ كند. و چند بار اتفاق‌ افتید كه‌ آشنایانی‌ كه‌ تازه‌ از كابل‌ آمده‌ بودند و برای‌ تهیه‌ گزارش‌ برای‌ «پیام‌زن‌» از آنان‌ می‌خواستیم‌ چشمدیدهای‌ شان‌ را بنویسند، به‌ ما می‌گفتند: «خرابكاری‌ و بی‌ناموسی‌ و خونخوری‌ و رهزنی‌ این‌ جهادی‌های‌ خاین‌ به‌ هیچ‌ زبان‌ و در هیچ‌ كتابی‌ راست‌ نمی‌آید. شما اگر در جایی‌ از ناانسانی‌ترین‌ جنایتها توسط‌ مشتی‌ جانور وحشی‌ انسان‌نمای‌ كلاشنكوف‌ بدست‌ خوانده‌ باشید، آنها را بیاورید تا كمی‌ چهره‌ كابل‌ مجسم‌ شود. كابل‌ طعمه‌ و لگدمال‌ جاسوسانی‌ شده‌ كه‌ حین‌ بی‌ناموسی‌ و جنایت‌ اللهاكبر سر می‌دهند و...»

و این‌ جهنم‌ سیاه‌ كه‌ جای‌ اغلب‌ دروازه‌بانان‌ جهادی‌اش‌ را طالبانی‌ گرفته‌ اند كه‌ در یك‌ دست‌ كلاشنكوف‌ و در دست‌ دیگر قرآن‌ دارند، كماكان‌ می‌جوشد و خون‌ و آتش‌ باد می‌كند و قربانی‌ می‌گیرد. اشغالگران‌ و سگان‌ شان‌ از گرده‌ی‌ ملتی‌ فقیر و عقب‌نگهداشته‌ شده‌ برخاستند و اكنون‌ بر گلویش‌ دژخیمانی‌ نشسته‌ اند با تیغ‌ و تیر مذهب‌ و قومیت‌ و شریعت‌.

داكتر جاسم‌ تقی‌ از نویسندگان‌ طرفدار بینادگرایان‌، در روزنامه «فرنتیرپست‌» (مارچ‌ ۱۹۹۵) طی‌ مقاله‌ای‌ با عنوان‌ بالا از قول‌ یكی‌ از رهبران‌ طالبان‌ نوشت‌: «اسرائیل‌ به‌ مسعود وعده‌ كرده‌ كه‌ در ازای‌ سپردن‌ میدان‌ هوایی‌ بگرام‌ به‌ او كمك‌ خواهد كرد تا حاكمیت‌ ملیشاهای‌ طالب‌ را در كابل‌ ساقط‌ سازد. اسرائیل‌ در نظر دارد تا از میدان‌ هوایی‌ مذكور به‌ منظور منهدم‌ كردن‌ فابریكه‌ راكت‌سازی‌ هستوی‌ پاكستان‌ در خوشاب‌ و نیز حملات‌ پیشگیرانه‌ علیه‌ تاسیسات‌ هستوی‌ و راكتی‌ ایران‌ استفاده‌ كند... روسها نیز در همدستی‌ با اسرائیل‌ می‌خواهند قدرت‌ فزاینده‌ی‌ طالبان‌ و «خطر هستوی‌» از سوی‌ اسلام‌آباد را مهار كنند.»

در مقاله‌ اضافه‌ می‌شود: «گوریلاهای‌ اسلامی‌ كه‌ در سالهای‌ ۸۰ علیه‌ اردوی‌ شوروی‌ جنگیدند از طرف‌ سی‌.آی‌.ای‌. حمایت‌ می‌شدند. احمدشاه‌ مسعود كه‌ یكی‌ از چهره‌های‌ بسیار موثر مجاهدین‌ در برنامه‌ سری‌ سی‌.آی‌.ای‌. به‌ شمار می‌رفت‌، اكنون‌ دنباله‌ رو سیاست‌ مسكو است‌.»

قسمت اولقسمت دومقسمت سومقسمت آخر

قسمت‌ دوم‌

شما حق‌ داريد و بايد به‌ عنوان‌ يك‌ نمك‌خور و دست‌ راست‌ نجيب‌، به‌ قدر توان‌ و تا آخر زندگی، با «پرهيز» از «ذهنیگری و برخوردی شتابزده‌» بكوشيد «مو به‌ مو» «كارهای خوب‌» سرور تان‌ را «به‌ ترازو بكشيد» به‌ اين‌ نيت‌ كه‌ خودفروختگی خود و ساير «اهل‌ پژوهش‌ و تحقيق‌» و كليه‌ اعضای «اتحاديه‌ نويسندگان‌» را به‌ او و رژيمش‌ توجيه‌ نماييد. شما و شركاء به‌ جلاد «قول‌» داده‌ بوديد و «مردها ره‌ قول‌ اس‌»! ليكن‌ هرچند از لحن‌ ما عليه‌ ولينعمت‌ تان‌ مثل‌ مار به‌ خود بپيچيد و به‌ زبان‌ خادی به‌ ما بتازيد كه‌ «بهتر است‌ هم‌ از نظر دانشی و هم‌ اخلاقی به‌ خود بپردازيد تا كمالات‌ معنوی تان‌ فزونی گيرد و از عقده‌های سركوفته‌ و ورم‌ كردة‌ تان‌ چرك‌ و ريم‌ جاری نشود»، ما تا هر شرايطی كه‌ لازم‌ باشد، شما و شركاء را كماكان‌ بنام‌ جاسوسان‌ کی‌جی‌بیو چهره‌ های فرومايه‌ی رژيم‌ افشاء خواهيم‌ نمود.

اعترافات‌ «كانديداكاديمسين‌» ناقص‌ است‌

و خاطرات‌ دلنشين‌ و حسرتبار از «رئيس‌ جمهور» با اين‌ كلمات‌ پايان‌ میگيرد:

پشاور ۲۵ فبروری‌ ـ خانم‌ فریال‌ گوهر (درامه‌نویس‌ و هنرمند برجسته‌ و معروف‌ پاكستان‌) فاش‌ ساخته‌ كه‌ سی‌آی‌ای‌ در طول‌ ۱۹ سال‌ جنگ‌ داخلی‌ ۶۵۰۰۰ تن‌ سلاح‌ را از طریق‌ اردوی‌ پاكستان‌ به‌ افغانستان‌ فرستاده‌ و حالا نیز ارسال‌ اسلحه‌ به‌ آن‌ كشور جنگ‌ زده‌ ادامه‌ دارد.

وی‌ ضمن‌ یك‌ مصاحبه‌ مطبوعاتی‌ اظهار داشت‌ كه‌ این‌ ارقام‌ از طرف‌ سازمان‌ عفوبین‌الملل‌ به‌ نشر سپرده‌ شده‌ است‌.

او علاوه‌ نمود كه‌ یك‌ ماین‌ زمینی‌ ۳/۸ دالر قیمت‌ دارد اما پاك‌ كردن‌ یك‌ ماین‌ ۱۰۰۰ دالر تمام‌ می‌شود.

«مسلم‌»، ۲۶ فبروری‌ ۱۹۹۸

/h1>

اين‌ نگاشته‌ به‌ چرايی تبليغ‌ جنبش‌ طالبان‌ به‌ مثابه‌ «نيروی ملی و غيروابسته‌» و...، از زبان‌ شعبده‌بازان‌ رسانه‌های گروهی و ژورناليزم‌ مزدورـ كه‌ همواره‌ از منافع‌ آزمندانه‌ امپرياليزم‌ قضايا و جريانات‌ تباهی آفرين‌ را تحليل‌ و تفسير مینمايند و با تردستی حاصل‌ دو جمع‌ دو را «اقتصاد بازار» وانمود میسازند ـ قسما پرداخته‌، ولی برچگونگی نگاشته‌های آنعده‌ از مدافعان‌ افغانی طالب‌ كه‌ به‌ خاطر باز يافت‌ كرسی های وزارت‌، سفارت‌، وكالت‌ و...، و يا كتمان‌ پسينه‌ی خفتبار سياسی خويش‌ («خلقی» بودن‌)، بالون‌های اشتهاری امارت‌ كارتونيك‌ طالبی را با اشتياق‌ آميخته‌ با هراس‌ پف‌ كرده‌ و از رجزخوانی و مديحه‌ سرايی درمورد فتوحات‌، اوامر و نواهی آنان‌ غرق‌ لذت‌ میشوند، درنگی خواهد داشت‌.

نامرد در سیاهی‌
         فقدان‌ مردیش‌ را پنهان‌ كرده‌ است‌
                                                             «فروغ‌ فرخزاد»

به‌ قول‌ دانشمندی‌ وا به‌ حال‌ ملتی‌ كه‌ نیاز به‌ قهرمان‌ داشته‌ باشد. ولی‌ هزار بار تأسف‌ به‌ وضع‌ جماعتی‌ كه‌ قهرمانی‌ قلابی‌ برای‌ شان‌ درست‌ كنند. و ما پس‌ از فاجعه‌ هشت‌ ثور شاهدیم‌ كه‌ جماعت‌ نویسندگان‌ و شاعرانی‌ كه‌ با سقوط‌ رژیم‌ نجیب‌ سرسبیل‌ ماندند، ناگهان‌ پشت‌ واصف‌ باختری‌ را گرفتند، مقام‌ او را به‌ عرش‌ رساندند، در تمجید او یكی‌ از دیگر بیشتر غلو به‌ خرج‌ داده‌ و می‌كوشد خود را یگانه‌ مرید و مدافعش‌ بنمایانند. درین‌ تنور داغ‌ سینه‌زدن‌ دیوانه‌وار برای‌ واصف‌باختری‌، فاروق‌فارانی‌ در نشریه‌اش‌، گفتگویی‌ با وی‌ انجام‌ داد به‌ این‌ امید كه‌ تمام‌ حریفان‌ را در زدن‌ دهل‌ برای‌ واصف ‌باختری‌ شكست‌ دهد اما چانس‌ با آن‌ بیچاره‌ یاری‌ نكرد و گفتگو طوق‌ لعنتی‌ شد نه‌ فقط‌ برای‌ ممدوح‌ كه‌ برای‌ مداح‌ بداقبالش‌ كه‌ با وجد كودكانه‌ای‌ نوشته‌ بود: «شاعر بزرگ‌ كشور ما و فعلاً در سطح‌ بالا یگانه‌ شاعر»!

حكومت‌ وحشت‌ طالبان‌ كه‌ در كابل‌ مستقر شد و سنگسار و بریدن‌ دست‌ و پا و اعمال‌ هرگونه‌ خفقان‌ و ستمكاری‌ ضدانسانی‌ ممكن‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ به‌ طرز گسترده‌ای‌ آغاز شد، یونوكال‌ UNOCAL آن‌ را «انكشافی‌ بسیار مثبت‌» نامید زیرا این‌ شركت‌ عظیم‌ انرژی‌ امریكایی‌، از لوله‌ گاز طبیعی‌ و نفت‌ خام‌ كه‌ از تركمنستان‌ از طریق‌ افغانستان‌ به‌ پاكستان‌ كشیده‌ شده‌ و سپس‌ به‌ بازار جهانی‌ به‌ فروش‌ برسد، سود كلانی‌ می‌برد.

روزنامه‌ «وال‌ استریت‌ژورنال‌» Wall Street Journal درسرمقاله‌ مورخ‌ ۲۳ می‌ ۱۹۹۷ خود نوشت‌ كه‌ منافع‌ اصلی‌ امریكا در افغانستان‌ اینست‌ كه‌ آن‌ كشور را به‌ «گذرگاهی‌ برای‌ صدور نفت‌، گاز و دیگر منابع‌ وسیع‌ طبیعی‌ آسیای‌ مركزی‌ تبدیل‌ كند» و «در این‌ لحظه‌ از تاریخ‌ افغانستان‌، طالبان‌ لایق‌ترین‌ نیرو جهت‌ تأمین‌ صلح‌ در كشور به‌ شمار می‌روند.»

و روزنامه‌ «نیویارك‌ تایمز» در ۲۶ می‌ ۱۹۹۷ خاطر نشان‌ ساخت‌ كه‌ «اداره‌ كلنتن‌ بر آنست‌ كه‌ پیروزی‌ طالبان‌ به‌ مثابه‌ فشاری‌ متقابل‌ به‌ ایران‌ خواهد بود... و امكان‌ دستیابی‌ به‌ راه‌های‌ تجارتی‌ جدیدی‌ را مساعد می‌سازد كه‌ موجب‌ تضعیف‌ نفوذ روسیه‌ و ایران‌ در منطقه‌ خواهد گردید.»

آیا امریكا به‌ تمام‌ این‌ اهدافش‌ پشت‌ پا زده‌ و واقعاً بر سر بار دیرینش‌ اسامه‌بن‌لادن‌، با طالبان‌ كه‌ از دوران‌ ضیأالحق‌ آنان‌ را در هزارها مدرسه‌ در پاكستان‌ پروراند، بطور جدی‌ قهر است‌؟ هیچكس‌ باور نمی‌كند. زن‌ و شوهر جنگ‌ كنند و خیله‌ها باور!

مطبوعات‌ پاكستان‌ در ۲۱ اكتبر ۱۹۹۸ خبر خنده‌آور و درعینحال‌ دردناكی‌ را انتشار دادند حاكی‌ از اینكه‌ ۳ نفر بوكسر افغان‌ از شركت‌ در مسابقه‌ای‌ جهانی‌ در كراچی‌ بازنگهداشته‌ شدند زیرا سه‌ ورزشكار مذكور ریش‌ داشتند و طبق‌ قواعد «انجمن‌ جهانی‌ بوكسنگ‌ غیرحرفه‌ای‌»، بالا شدن‌ در رینگ‌ با ریش‌ ممنوع‌ است‌.

تف‌ این‌ ریشخند و رسوایی‌ هم‌ كه‌ در دنیا نظیر نداشته‌ و نخواهد داشت‌، طبعاً بروی‌ «امارت‌» غیر انسانی‌ طالبان‌ می‌افتد. اما تأسف‌ و درد اینجاست‌ كه‌ چرا برخی‌ ورزشكاران‌ ما از آنقدر عزت‌ نفس‌ و شخصیت‌ و این‌ آگاهی‌ بسیار ابتدایی‌ برخوردار نیستند كه‌ شركت‌ در مسابقات‌ خارج‌ كشور ـصرفنظر از احیاناً پیروز شدن‌ ایشان‌ـ در درجه‌ اول‌ به‌ كسب‌ اعتبار برای‌ رژیم‌ غیرانسانی‌ طالبان‌ می‌انجامد. ورزشكاران‌ ما تنها زمانی‌ كه‌ از فرصت‌ حضور در مسابقات‌ جهانی‌، برای‌ فریاد كردن‌ عذاب‌ مردم‌ نگونبخت‌ شان‌ بر ضد بنیادگرایان‌ استفاده‌ كنند، مقام‌ قهرمانان‌ واقعی‌ و ارجمند را در تاریخ‌ ورزش‌ كشور احراز خواهند كرد.

افغانستان در سایه جهادیان و طالبان این نوكران بیگانه‌، به صورت میدان شغالی‌ای در آمده كه كشورهای مختلفی بر آن چشم دوخته اند و در این اواخر بیش از همه شاهد كشمكش‌ها و چانه‌زدن‌ها بر سر این سرزمین ویران بوده‌ایم‌.

امریكا زیر نام زدن جاسوس یاغی شده‌اش اسامه ‌بن‌لادن‌، كشور ما را هدف راكت كروز قرار داده و هموطنان بیگناه ما را به قتل می‌رساند تا به كشورهای همجوار و رقیبان غربی‌اش برساند كه افغانستان در بالاجیبش قرار دارد و نباید آرزوی حاكمیت بر آن را درسر بپرورانند. ایران كه ‌با پیشروی‌های طالبان‌، مزدبگیرانش را در شكست و درماندگی دید، زیر نام كشته شدن «دیپلمات‌» هایش‌، به نمایشات مسخره‌ای دست زد تا برای نوكرانش وقت كمایی كرده‌، آنان را دمی داده و هم توجه مردم ایران را از بحران‌های عمیق اجتماعی موجود منحرف سازد. و طالبان نیز به تحریك و با اتكا به بادران شان از جنگ با ایران صحبت به میان آوردند.

ما مدتها قبل گفتیم كه ربانی و داره‌اش با تمام تبلیغات ضد پاكستان نمی‌تواند مردم ما را به جنگ با این كشور بكشانند. این گفته در مورد طالبان نیز صادق است كه با بالا كردن هیچ گرد و باد شداد و غلاظ ناسیونالیستی قادر نخواهند شد مردم ما را به جنگ با ایران راضی سازند. همانگونه مردم ایران نیز از طالبان حاكم در كشور شان به جان رسیده اند و دیگر هرگز آلت دست آن رژیم نشده و به این جنگ تن نخواهند داد. توده‌های ایران وافغانستان زیر ستم بنیادگرایان دریافته اند كه تنها با سرنگونی جلادان مذهبی است كه می‌توان زنجیرها را از دست و پای خویش پاره كرد و بس‌. لذا به یقین می‌توان گفت كه درگیری احتمالی میان ایران و طالبان را توده‌ها و نیروهای آزادیخواه دو كشور در مسیری هدایت خواهند نمود كه منجر به سرنگونی هر دو نیروی تا مغز استخوان مرتجع و ضد مردمی گردد.

طبق‌ خبری‌ («نیوز»، ۶ اكتبر ۱۹۹۸)، چندین‌ نفر از «وزرا»ی‌ برهان‌الدین‌ ربانی‌ تقاضای‌ پناهندگی‌ به‌ كشورهای‌ غربی‌ را كرده‌ اند.

صدیق‌چكری‌ به‌ آسترالیا رفته‌ است‌. شمس‌الدین‌ باعث‌ به‌ اصطلاح‌ سكرتر اول‌ سفارت‌ افغانستان‌ در اسلام‌آباد از طریق‌ مالیزیا به‌ زیلاند نو رسید. عبدالقادرعلم‌ نماینده‌ ربانی‌ در پاكستان‌ و مسئول‌ دفتر جمعیت‌ اسلامی‌ در پشاور كه‌ برای‌ شركت‌ در مجلس‌ افغان‌ها به‌ بن‌ (آلمان‌) رفته‌ بود، دوباره‌ برنگشته‌ بلكه‌ هالند رفت‌ و از آن‌ كشور تقاضای‌ پناهندگی‌ كرد. داكتر رسول ‌طالب‌، نماینده‌ حزب‌ وحدت‌ كریم‌ خلیلی‌ در پشاور با هشتصدهزار دالر خود را به‌ امریكا رساند. سه‌ تن‌ دیگر از «دپیلمات‌»های‌ دوران‌ ربانی‌ نیز تقاضای‌ پناهندگی‌ به‌ غرب‌ را داده‌ اند: نورالهدی‌ سفیرربانی‌ درامارت‌ متحده‌عربی‌ كه‌ فعلاً وارد كالیفرنیا شده‌ است‌، محمداحمد «جنرال‌ قونسل‌» در جده‌ فعلاً در سیدنی‌ بسر می‌برد و عبدالاحد تاراشی‌ كه‌ سكرتر اول‌ سفارت‌ افغانستان‌ در كویت‌ بود اكنون‌ مقیم‌ آلمان‌ است‌.تمامی‌ این‌خاینان‌ جنایتكار از عاقبت‌ خود خبر بودند كه‌ اگر زمانی‌ به‌ دست‌ مردم‌ ما گرفتار آیند یا حتی‌ گیر برادران‌ طالبی‌ شان‌ بیفتند، با آنان‌ چگونه‌ و منحیث‌ كی‌ رفتار خواهد شد. اینست‌ كه‌ همه‌ با پول‌ های‌ كلانی‌ كه‌ زده‌ بودند (۸۰۰ هزار دالری‌ را كه‌ خاین‌ رسول‌ طالب‌ بالا رفته‌، كمترین‌ مقدار است‌) روز شماری‌ می‌كردند كه‌ به‌ كشورهای‌ غربی‌ بروند تا اگر در سرویس‌های‌ جاسوسی‌ امریكا، انگلستان‌ وغیره‌ كار و تضمین‌ نیافتند، همچون‌ سایر جنایتكاران‌ جنگی‌، با دالرهای‌ زدگی‌، زندگی‌ تجملی‌ و پر عشرتی‌ را بدور از چشم‌ مردم‌ ما در سرزمین‌های‌ مختلف‌ ادامه‌ دهند.

به‌ یقیین‌ آن‌ زمان‌ هم‌ رسیدنی‌ است‌ كه‌ بشنویم‌ «استاد» و باقیمانده‌ اعضای‌ «كابینه‌» و «دیپلمات‌»هایش‌ و نیز «طلبه‌كرام‌» در كشورهای‌ غربی‌ سوراخ‌ بپالند.

  1. رسول‌ امین‌ خواستار چه‌ نوع‌ فاشیزم‌ است‌؟
  2. از فرمایشات‌ شیر محمد استانكزی‌ وزارت‌ خارجه‌ای
  3. صهیونیستهای‌ اسرائیل‌ تازه‌ترین‌ خریدار میهنفروشان‌ جهادی
  4. تیمی‌ تلویزیونی‌ در جستجوی‌ قوم‌ گم‌ شده‌ی‌ یهودی‌ در افغانستان
  5. مدافعان‌ قلم‌بدست‌ طالب‌ در تقابل‌ با مدارك‌
  6. امیرالمؤمنین‌» نمی‌فهمد یا دروغ‌ می‌گوید؟»‌
  7. سی‌آی‌ای‌ و مزدبگیران‌ مذهبی‌ آن
  8. «سیا» از مزدورانش سیلی می‌خورد
  9. نفرین و مرگ بر جهادی و طالبی، زنده باد آزادی و دموكراسی
  10. و اینبار قوله پدران پاكستانی جنایت‌پیشگان بنیادگرای وطنی
  11. نامه سرگشاده «راوا» به نیروها و شخصیت‌های طرفدار دموكراسی‌
  12. واقعیت جورج ارول وطنی ما
  13. بنیادگـرایان‌، نـوكران زرخـرید بیگانگان‌‌‌
  14. ملا رفیع مؤذن‌، ما را از چنگ و دندان‌ نشان دادن های كوچگیت نمیتوانی بترسانی
  15. پیشنهادی به غ‌. ملكزاده‌، فردی كه به بل‌كلنتن نامه نوشت‌
  16. قذافی و اردوی زنانش
  17. مهــریــه‌ (داستانی از جنایات رژیم سربکوبگر جمهوری اسلامی ایران)
  18. باز هم در باره روشنفكران تسلیم‌طلب و خاین‌
  19. سیلی‌ای بروی فاطمه گیلانی از سوی CCA
  20. داكتر جاوید، از قتل عام در افغانستان تا سمنك‌پزی در لندن‌
آخرین مطالب