زمانی‌ كه‌ «پیام‌ زن‌» زیر چاپ‌ می‌رفت‌ و هنوز شمارش‌ آرأ تمام‌ نشده‌ بود، همانطوری‌ كه‌ پیشبینی‌ می‌شد حامدكرزی‌ از كلیه‌ به‌ اصطلاح‌ رقبای‌ خود به‌ طور غیر قابل‌ مقایسه‌ای‌ پیشی‌ گرفته‌ بود. بهر حال‌ مسلم‌ است‌ كه‌ محقق‌، دوستم‌، قانونی‌، احمدزی‌، پدرام‌ وغیره‌ جنایت‌پیشگان‌ مجموعاً نصف‌ آرأ را هم‌ به‌ دست‌ نخواهند آورد. ولی‌ حتی‌ همین‌ درصدی‌ ناچیز برای‌ آنان‌ بسیار زیاد است‌ و این‌ خود ثابت‌ می‌سازد كه‌ انتخابات‌ آزاد نبود و سایه‌ تفنگ‌ و تهدید و تنگه‌ و تطمیع‌ بر آن‌ شدیداً سایه‌ افگنده‌ بود. چنانچه‌ ما در اعلامیه‌ متذكر شده‌ایم‌ اگر انتخابات‌ آزاد می‌بود اولاً جنایتكاران‌ مذكور به‌ هیچ‌ وجه‌ نمی‌توانستند در آن‌ راه‌ یابند و اگر راه‌ می‌یافتند حتی‌ یك‌ در صد هم‌ رأی‌ نمی‌آوردند.

به‌ مراتب‌ بیشتر از آنچه‌ تصور می‌شد مردم‌ با وصف‌ خطر ترور طالبان‌، القاعده‌ و گلبدین‌ جرئت‌ كرده‌ و در انتخابات‌ شركت‌ جستند كه‌ به‌ حامدكرزی‌ رأی‌ بدهند تا تقلب‌ و توطئه‌ جنایت‌سالاران‌ خنثی‌ شده‌ و به‌ همین‌ وسیله‌ به‌ روی‌ این‌ سگان‌ هار بیگانه‌ كه‌ زیر ریش‌ هر كدام‌ هزاران‌ فساد خوابیده‌ است‌، تف‌ بیندازند.

با توجه‌ به‌ اینكه‌ اسم‌ گلنوربهمن‌ به‌ عنوان‌ مدیر نشریه‌های‌ مختلف‌ به‌ چشم‌ می‌خورد قبل‌ از همه‌ سوال‌ پیدا می‌شود كه‌ این‌ نام‌ خدا ماشین‌ مدیر مسئول‌ شدن‌ و راه‌ انداختن‌ كانون‌ و مركز و...، چطور و از كجا به‌ امكانات‌ مادی‌ برای‌ اجرای‌ این‌ همه‌ كارروایی‌هایش‌ دست‌ می‌یابد؟ چطور است‌ كه‌ «راوا» هیچگاه‌ و به‌ هیچ‌ عنوانی‌ موفق‌ نشد از هیچ‌ سفارت‌ و سازمان‌ غیر دولتی‌ (اینجو) موفق‌ به‌ دریافت‌ كوچكترین‌ كمك‌ شود ولی‌ او در زمینه‌ به‌ مشكلی‌ مواجه‌ نمی‌شود؟ البته‌ نباید از یاد برد كه‌ هر نشریه‌ی‌ وی‌ چنانچه‌ گفتیم‌ حتماً برآمده‌ از یك‌ مركز «كلتوری‌» یا «حقوقی‌» و... می‌باشد كه‌ هزینه‌ بیشتری‌ را می‌طلبد.

و سوال‌ دومی‌ آزاردهنده‌ اینست‌ كه‌ این‌ همه‌ «مركز» و نشریه‌ برای‌ كی‌ و برای‌ چه‌ و كدام‌ هدف‌؟

حتی‌ سرمقاله‌ «سپیده‌» ـ كه‌ بر آن‌ نظری‌ خواهیم‌ انداخت‌ ـ عنوان‌ دارد: «همدردی‌ با سپیده‌ همدردی‌ با فرهنگ‌ مترقی‌ است‌».

بقیه‌ از شماره‌ قبلی‌

از داكتر محمودگودرزی‌

با همه‌ نیرویمان

خانم‌ برادسكی‌ در دومین‌ دیدار خود كتاب‌ «با همه‌ نیرویمان‌» را برایم‌ ارمغان‌ آورد و احساس‌ مهرآمیز خود را در یادداشتی‌ در نخستین‌ صفحه‌ كتاب‌ بدین‌ گونه‌ بیان‌ نمود:

«آقای‌ گودرزی‌، سپاس‌ از شما برای‌ توجهتان‌ به‌ زنان‌ افغانستان‌، باشد كه‌ سرگذشت‌ آنان‌ به‌ كوششهای‌ شما برای‌ آفرینش‌ جهانی‌ بهتر نیرو بخشد. همچنین‌ باشد كه‌ بسیار زود تندرستی‌ كامل‌ خود را بدانگونه‌ كه‌ هر یك‌ از ما آرزو میكنیم‌ باز یابید.
در صلح‌، همبستگی‌ و پایداری‌ ان‌برادسكی‌ جون‌ ۲۰۰۳»

با نگاه‌ اولی‌ به‌ نخستین‌ شماره‌ مجله‌ «پرنیان‌» منتشره‌ی‌ بهار ۸۳، فكر می‌كردیم‌ بررسی‌ای‌ نسبتاً مفصل‌ از آن‌ باید بیاوریم‌. ولی‌ با «تورق‌» كامل‌ آن‌ دریافتیم‌ كه‌ نه‌ بابا چه‌ جای‌ پرگویی‌ است‌، تنها توجه‌ به‌ عنوان‌های‌ «آثار» و صاحبان‌ آنها كافی‌ است‌ بدانیم‌، دلالان‌ مطبوعاتی‌ «ائتلاف‌ شمال‌» راه‌ خیانت‌آمیز خود را ادامه‌ می‌دهند. امیر اسماعیل‌، امیر دوستم‌، امیر داود، امیر فهیم‌، امیر ربانی‌، امیر عبدالله‌، امیر قانونی‌، امیر سیاف‌، امیر محقق‌، امیر پدرام‌ و امیر و امیرك‌های‌ دیگر، با تكیه‌ بر مالكان‌ خارجی‌، تفنگ‌، رهزنی‌، تهدید و اختطاف‌ حاكمیت‌ شان‌ را در كشور طاعون‌زده‌ تداوم‌ می‌بخشند؛ و شاعران‌ و نویسندگان‌ انجمنی‌ ساخت‌ و پاخت‌ با آنان‌ را جز تقدیر خود یافته‌اند؛ تفنگ‌ اولی‌ها با قلم‌ دومی‌ها پیچ‌ خورده‌ و اعلام‌ می‌دارد كه‌ امارت‌ «ائتلاف‌ شمال‌» خواست‌ اكثریت‌ و منطبق‌ با خصوصیات‌ «جامعه‌ افغانی‌» و «هویت‌ افغانی‌» است‌ و بنابرین‌ باید تحكیم‌ یابد و مخالفت‌ با آن‌ سر خود را به‌ دیوار كوبیدن‌ است‌ و به‌ فتوای‌ كاظم‌كاظمی‌، اصلاً پیروزی‌ بر تفنگ‌ در امارت‌ افغانستان‌ مطرح‌ نیست‌!

عده‌ای‌ كه‌ شرمنده‌ و سر پوشیده‌ زمزمه‌ می‌كنند با «ائتلاف‌ شمال‌» نیستند، از یاد می‌برند كه‌ با آماج‌ قرار ندادن‌ جنایت‌سالاران‌ و نوشتن‌ بی‌ارتباط‌ به‌ نكبت‌ این‌ لاشخواران‌، با تقلید از نشریه‌های‌ ارتجاعی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ شعر و داستان‌ و نقد نوشتن‌، آگاهانه‌ و ناآگاهانه‌ خود را بر سر انگشت‌ كوچك‌ آن‌ دژخیمان‌ می‌آویزند.

پاسخ‌ به‌ نامه‌ ضیا ـ پشاور

دوست‌ عزیز، سوای‌ ناآگاهان‌، ما را همان‌هایی‌ متهم‌ به‌ «بی‌عفتی‌ كلام‌» می‌نمایند كه‌ خود سر در توبره‌ نرشیرنگارگرها، لطیف‌پدرام‌ها، اكرم‌عثمان‌ها و صاحبان‌ آنان‌ دارند. هر چند در زمینه‌ قبلاً نوشته‌ایم‌، اینك‌ باز هم‌ به‌ اختصار نكاتی‌ را بر می‌شماریم‌:

«پیام‌ زن‌» را به‌ «عدم‌ رعایت‌ عفت‌ كلام‌» متهم‌ می‌سازند زیرا:

ـ ما بنیادگرایان‌ طالبی‌ و «ائتلاف‌ شمال‌» را همان‌ چیزی‌ كه‌ واقعاً هستند یعنی‌ جنایتكار، خاین‌، رهزن‌ و متجاوز به‌ خواهر و مادر و جوان‌ و پیر مردم‌ ما نامیده‌ و آنان‌ را فقط‌ و فقط‌ شایسته‌ محاكمه‌ای‌ سختگیر می‌دانیم‌، همراه‌ حصول‌ ملیون‌ها دالری‌ كه‌ خود و خاندان‌ شان‌ زده‌اند.

ـ ما می‌گوییم‌ تا زمانی‌ كه‌ جنایت‌سالاران‌ طرد و منزوی‌ و مجازات‌ نشده‌اند، مكروب‌ شان‌ تا سال‌های‌ دراز دیگر مصیبت‌ آفرین‌ بوده‌ و ملت‌ رنجور ما را آزار خواهد داد.

جاویدكوهستانی‌ و رحیم‌داد در مصاحبه‌ با رادیوآزادی‌

هنگامی‌ كه‌ آخرالامر امریكا از طرف‌ سگ‌های‌ وفادارش‌، تروریست‌های‌ القاعده‌، طالبی‌ و گلبدینی‌ گزیده‌ شد، تصمیم‌ به‌ سركوب‌ آنان‌ گرفت‌ و نیروهایش‌ همراه‌ متحدان‌ وارد كشور شغالی‌ شده‌ی‌ ما شدند كه‌ نتیجه‌ی‌ آن‌ متاسفانه‌ نه‌ تنها قلع‌ و قمع‌ تروریست‌ها نبوده‌ بلكه‌ عدم‌ وجود دولتی‌ دموكراتیك‌ و مهمتر از آن‌ احیای‌ «ائتلاف‌ شمال‌» جنایت‌پیشه‌ كه‌ پس‌ از كشته‌ شدن‌ «سپه‌سالار» در احتضار بود، افغانستان‌ نیم‌ جان‌ ما همان‌ است‌ كه‌ بود: ناامن‌، فاقد دولت‌ مركزی‌، و اسیر جنایت‌سالاران‌ «ائتلاف‌ شمال‌». سرازیر شدن‌ بلیونها دالر هم‌ از آنجایی‌ كه‌ عمدتاً در حلقوم‌ فهیم‌ و عبدالله‌ و قانونی‌ و اسماعیل‌ و دوستم‌ و دین‌محمد و سیاف‌ و شركا فرو می‌رود، دردی‌ را دوا نتوانسته‌ است‌.

اما در این‌ آشفتگی‌های‌ بی‌انتها، چیزهایی‌ هم‌ پدید آمده‌اند كه‌ برای‌ مردم‌ تشنه‌ی‌ امنیت‌، آزادی‌، نان‌، خانه‌، معارف‌ ما اگر چه‌ نقطه‌ امید و تكیه‌گاهی‌ به‌ شمار نروند، بدون‌ تردید از ارزش‌ تاریخی‌ به‌ سزایی‌ برخوردار اند و از آن‌ میان‌ است‌ رادیو آزادی‌ و چند برنامه‌اش‌ نظیر اخبار و گزارش‌های‌ داخلی‌ و خارجی‌، در امواج‌ آزادی‌ و حتی‌ برنامه‌ مربای‌ مرچ‌ آن‌ كه‌ عموماً خوب‌ و گیرا نوشته‌ شده‌، مسایل‌ نسبتاً اساسی‌ مطمح‌ نظرش‌ می‌باشد و می‌كوشد ابتذال‌ و بیمزه‌گی‌های‌ مزمن‌ در پروگرام‌های‌ رادیو كابل‌ در آن‌ راه‌ نیابد.

Israeli police torture Israeli peace activists in Ramla
برخورد پلیس‌ اسرائیل‌ با فعالان‌ صلح‌ در شهر رام‌اله‌ در كرانه‌ غربی‌

در اسرائیل‌ هم‌ حساب‌ دولت‌ متجاوز و توسعه‌طلب‌ آن‌ جدا از اكثریت‌ مردمش‌ است‌. اگر از یكسو صهیونیست‌ها به‌ بهانه‌ی‌ سركوب‌ تروریست‌های‌ حماس‌ وغیره‌، زندگی‌ بر فلسطینیان‌ را غیر قابل‌ تحمل‌ و خونبار ساخته‌اند، از سوی‌ دیگر سازمان‌ها و افراد زیادی‌ از آن‌ كشور به‌ اشكال‌گوناگون‌ همبستگی‌ شان‌ را با فلسطین‌ اعلام‌ می‌دارند.

«جنگ‌ بی‌پایان‌ یهود و مسلمان‌» را فقط‌ بنیادگرایان‌ خاین‌ به‌ پیروان‌ هر دو دین‌ موعظه‌ می‌كنند تا به‌ حاكمیت‌ فاشیستی‌ خود تداوم‌ بخشند. اما روزی‌ كه‌ در اسرائیل‌ دولتی‌ دموكراتیك‌ و صلح‌طلب‌ استقرار یابد و فلسطین‌ هم‌ به‌ استقلال‌ از یوغ‌ اسرائیل‌ و ایجاد دولتی‌ دموكراتیك‌ عاری‌ از وجود بنیادگرایان‌ دست‌ یابد، مردم‌ دو كشور با آرامش‌ و شادی‌ در كنار هم‌ زندگی‌ خواهند داشت‌.

خوانندگانی‌ پرسیده‌ اند و ما خوشحال‌ خواهیم‌ شد باز هم‌ پاسخ‌ خوانندگان‌ را به‌ این‌ سوال‌ انتشار دهیم‌ كه‌:

عمرصمدخان‌ چرا و چگونه‌ و بنابر كدام‌ مناسبات‌ به‌ عنوان‌ سخنگو و در واقع‌ معاون‌ وزارت‌ خارجه‌ كشور شغالی‌ شده‌ی‌ ما نصب‌ شده‌ است‌؟ او همان‌ آقای‌ «خیلی‌ گرفتار» است‌ كه‌ در مصاحبه‌های‌ رادیویی‌ نیز از «وعده‌ ملاقات‌ دیگر» سخن‌ می‌گوید تا اكت‌ یك‌ «دیپلمات‌ واقعی‌» و كارمند «شدیداً پركار» وزارت‌ خارجه‌ای‌ را به‌ طور كامل‌ انجام‌ داده‌ باشد!

لطفاً پاسخ‌های‌ تان‌ را به‌ ایمیل (This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.) یا آدرس‌ پستی‌ «راوا» بفرستید.

بوی‌ حمایت‌ ایساف‌ از مافیای‌ جهادی‌ به‌ سركردگی‌ ربانی‌، سیاف‌، فهیم‌، قانونی‌، چكری‌، دین‌محمد، دوستم‌، عطا، حضرتعلی‌ وغیره‌ جلادان‌ جنگ‌سالار آنقدر بالا گرفته‌ كه‌ حتی‌ روسیه‌ را هم‌ مجبور ساخت‌ به‌ این‌ واقعیت‌ اشاره‌ نماید. به‌ قرار گزارش‌ خبرگزاری‌ رویترز در ۷ فبروری‌ ۲۰۰۴، سرگی‌ایوانف‌ وزیر دفاع‌ روسیه‌ در كنفرانسی‌ در مونشن‌ خاطرنشان‌ ساخت‌: «این‌ قابل‌ فهم‌ است‌ كه‌ ناتو تجارت‌ مواد مخدر را در افغانستان‌ آزاد گذاشته‌ است‌ تا وفاداری‌ جنگ‌سالاران‌ محل‌ و بعضی‌ رهبران‌ افغانی‌ را تضمین‌ كند.» وی‌ علاوه‌ كرد كه‌ واشنگتن‌ و ناتو در عملی‌ ساختن‌ وعده‌های‌ شان‌ دایر بر تحدید تجارت‌ هروئین‌ افغانستان‌ ناكام‌ مانده‌اند.

و پیتراستروك‌ وزیر دفاع‌ آلمان‌ در همین‌ كنفرانس‌ صراحتاً اعلام‌ داشت‌ كه‌ پارلمان‌ كشورش‌ عساكر آلمانی‌ را از درگیر شدن‌ در جنگ‌ علیه‌ تجارت‌ مواد مخدر در افغانستان‌ برحذر داشته‌ است‌ زیرا این‌ وظیفه‌ پلیس‌ است‌. او افزود كه‌ انتشار عكس‌های‌ رنگه‌ كوكنارهای‌ شگفته‌ در سراسر دنیا چیزی‌ است‌ كه‌ «ما در آینده‌ باید با آن‌ بسازیم‌.»

دو سوال‌ عذاب‌دهنده‌ ذهن‌ مردم‌ ما را اشغال‌ كرده‌ است‌:

۱) صدها ملیون‌ دالر عاید این‌ تجارت‌ جنایتكارانه‌ عمدتاً به‌ جیب‌ دژخیمان‌ «ائتلاف‌ شمال‌»، گلبدین‌، طالبان‌ و القاعده‌ سرازیر می‌شود. در این‌ صورت‌ آیا می‌توان‌ قبول‌ كرد كه‌ امریكا و متحدان‌ واقعاً خواستار ریشه‌كن‌ كردن‌ این‌ مكروب‌های‌ خطرناكِ آفریده‌ شده‌ توسط‌ خود آنها در كشور ما هستند؟

۲) میهنفروشی‌ مثل‌ دستگیرپنجشیری‌ كه‌ به‌ نمایندگی‌ از گروهش‌ آنطور وقیحانه‌ به‌ دفاع‌ از مافیای‌ «ائتلاف‌ شمال‌» دهان‌ می‌گشاید،(١) می‌شود از دست‌ داشتن‌ در این‌ تجارت‌ بری‌ باشد؟ تا به‌ حال‌ ما از مقدار سهم‌ «اكادیمسین‌» و هم‌مسلكانش‌ از تجارت‌ هروئین‌ «قیادیان‌ جهادی‌» اطلاعی‌ دقیقی‌ نداریم‌ اما در آنچه‌ تردید نمی‌توان‌ كرد این‌ است‌ كه‌ ممكن‌ نیست‌ وی‌ صرفاً به‌ سایقه‌ پست‌ قومبازی‌ با مافیای‌ جهادی‌ پنجشیر، وظیفه‌ چشم‌پاره‌ترین‌ دفاع‌ از آنان‌ را در برابرش‌ نهاده‌ باشد مگر اینكه‌ نافش‌ توسط‌ آن‌ خاینان‌ جانی‌ چرب‌ شده‌ باشد.

در فصلنامه‌ رنگین‌ شماره‌ تابستان‌ و خزان‌ ۱۳۷۹ خورشیدی‌ مقاله‌ای‌ از انجنیرخلیل‌اله‌معروفی‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ كه‌ متاسفانه‌ از همان‌ لحن‌ بی‌خاصیت‌ رایج‌ در تمامی‌ نشریات‌ آلوده‌ به‌ سبك‌ و روحیه‌انجمنی‌ها رنج‌ می‌برد، اما در آخر آن‌ ترجمه‌ بخشی‌ از یك‌ گزارش‌ مجله‌ «اشپیگل‌» (۷ اگست‌ ۲۰۰۰) آورده‌ شده‌ كه‌ مچ‌ «قهرمان‌ ملی‌ نابغه‌ و كثیرالابعاد» را در سوداگری‌ مرگ‌ باز می‌سازد:

«یك‌ كیلوگرام‌ تریاك‌ خام‌ كه‌ در افغانستان‌ ۵۰ دالر قیمت‌ دارد، در دوشنبه‌ دوچند و در مسكو تا ۲۸۰۰ دالر فروخته‌ می‌شود. و قیمت‌ هروئین‌ در مسیر راه‌ مسكو صدچند بالا می‌رود؛ درست‌ هفتادهزار دالر برای‌ هر كیلوگرام‌. از همین‌ خاطر است‌ كه‌ بگفته‌ پوپوف‌ در افغانستان‌ لابراتوارهای‌ هروئین‌ بمانند سمارق‌ بعد از باران‌ از زمین‌ سر می‌كشند؛ و بدرجه‌ اول‌ در فیض‌آباد، مركز بدخشان‌ و سنگر مستحكم‌ مسعود.

گزارش‌ از رنج‌ بی‌پایان‌ دهقانان‌ بدخشان‌ سخن‌ می‌گوید كه‌ شش‌ ماه‌ در سال‌ از عاید كار خود می‌خورند و شش‌ ماه‌ باقیمانده‌ سال‌ را با پرداخت‌ سودهای‌ شش‌ قاته‌ (ششصد در صد) از طریق‌ قرضه‌ گذاره‌ می‌كنند و نسل‌ اندر نسل‌ زیر قرض‌ زمینداران‌ بزرگ‌ گور هستند، زمیندارانی‌ كه‌ غالباً به‌ حیث‌ قومندان‌های‌ محلی‌ در ائتلاف‌ مسعود هم‌ ایفای‌ وظیفه‌ می‌كنند.

هنوز بیشترین‌ كشتزارهای‌ كوكنار در قلمرو طالبان‌ قرار دارد، ولی‌ "دولت‌ اسلامی‌ افغانستان‌" مسعود می‌خواهد سبقت‌ طالبان‌ را بشكند، مزارع‌ خاشخاش‌ قلمرو او تنها در سال‌ گذشته‌ دو برابر شده‌ بود. یكی‌ از بزرگترین‌ لابراتوارهای‌ تصفیه‌ تریاك‌ به‌ هروئین‌ در تالقان‌، مركز ائتلاف‌ مسعود، قرار دارد؛ و انبار ذخایر مواد مخدره‌ در فیض‌آباد جا دارد.

روس‌ها از طریق‌ اقمار مصنوعی‌ خود ۳۹ دیپوی‌ مواد مخدره‌ را در سرحد افغانستان‌، تاجیكستان‌ كشف‌ نموده‌ اند و ماهران‌ ملل‌متحد حتی‌ مالكان‌ دیپوها را هم‌ می‌شناسند، كه‌ تقریباً همه‌ قومندانان‌ مربوط‌ به‌ مسعود می‌باشند.»




--------------------

(۱) - دستگیرپنجشیری‌ (یعنی‌ همان‌ اكادیمسین‌ دستگیرپنجشیری‌!) به‌ آنگونه‌ دفاعی‌ رذیلانه‌ از جنگ‌سالاران‌ تبهكار بی‌ناموس‌ برخاسته‌ كه‌ نظیر آن‌ حتی‌ از سوی‌ خود این‌ جانیان‌ نیز دیده‌ نشده‌ است‌. رجوع‌ شود به‌ مطلب‌ «دستگیرپنجشیری‌ از عضویت‌ در كی‌جی‌بی‌ تا نجاست‌خوری‌ قانونی‌.» در شماره‌ ۵۹ «پیام‌ زن‌»

كريم‌خليلی ضمانت‌ سگ‌ خونخوارش‌ عارف‌داوری را كرده‌ و او را از چنگ‌ قانون‌ فرار داد. طبق‌ گزارش‌هايی اكنون‌ برادر اين‌ سگ‌ هار - تورن‌ عبدالعلی - در كابل‌ بازداشت‌ شده‌ است‌. اما به‌ يقين‌ دست‌ پليد كريم‌خليلی و ساير سرتبهكاران‌ حزب‌ وحدت‌ در كار است‌ تا او را نيز از محاكمه‌ و مجازات‌ برهاند.

اگر آقای كرزی نخواهد در سطح‌ رئيس‌جمهوری اسمی، بیاختيار و در گرو «ائتلاف‌ شمال‌» باقی بماند، بايد بلافاصله‌ كريم‌خليلی اين‌ يكی از داغ‌های ننگ‌ كابينه‌ را از مقامش‌ طرد و او را به‌ جای عارف‌داوری با زنجير و زولانه‌ به‌ زندان‌ انداخته‌ يا به‌ نيروهای ايساف‌ بسپارد تا هم‌ عارف‌ پيدا شود و هم‌ او جزای سؤاستفاده‌ و خيانتش‌ را در مقام‌ معاون‌ رياست‌جمهوری ببيند.

  1. مردم‌ ما بتينا را هميشه‌ به‌ خاطر خواهند داشت‌
  2. پوقانه‌ی «مقاومت‌ درونمرزی» می‌تركـد
  3. افسانه‌، حقیقت‌ ماندگار
  4. ادواردسعید زبان‌ آتشین‌ ملتش‌
  5. «چوچه‌ سگِ» گلبدین‌ را كشتند تا اسرار سگ‌های‌ كلان‌ او فاش‌ نشوند!
  6. «پیام‌ زن‌» و مطبوعات‌ و شخصیت‌های‌ ضد بنیادگرا
  7. شیرین‌ عبادی‌ در كنام‌ ددان‌ كار می‌كند، او را باید درك‌ كرد
  8. چند مقاله از شخصیت های ضد رژیم ایران در باره شیرین عبادی
  9. مقالاتی از محمود گودرزی
  10. نامه‌های رسیده برای داكتر محمود گودرزی
  11. افغانستان‌، عراق‌‌ خواهد شد اگر...
  12. حمله سگان حاجی ‌دین ‌محمد وگلبدین بر هنرمندان در ننگرهار
  13. سانسور در «ولایت‌ فقیه‌» از زبان‌ علی‌ اشرف‌ درویشیان‌
  14. چند لگد از «دیده‌ بان‌ حقوق‌ بشر» بر پوزه‌ دستگیر پنجشیری
  15. زرداد بی‌ناموس‌ محاكمه‌ می‌شود، اما خواست‌ مردم‌ ما محاكمه‌ پدر كثیفتر از خودش‌ گلبدین‌ است‌!
  16. «پیمان ‌شكنی‌» امریكا با كرزی
  17. فدرالیزم‌ تنبان‌پاره‌ی‌ خاینان‌ ملی‌
  18. «قصابان پسرانم شما تفنگداران هستید»
  19. سكيولاريزم‌ پـادزهر بنيادگرايی
  20. نظر «جمعیت‌ انقلابی‌ زنان‌ افغانستان‌» دربـاره‌ قـانـون‌ اسـاسی‌
آخرین مطالب