Syndication

زمانیکه عبدالرحمان، یک افغان عیسوی شده در کابل دستگیر شد، قسمی بنظر می رسید که ایالات متحده امریکا و اکثر دولت های غرب از خواب بیدار شدند! ناگهان بخاطر یک فرد، واکنش وسیعی - حتی جهانی- علیه بنیادگرایانی مانند ملافضل هادی شینواری و اطرافیان ملایش به عمل آمد. در حالیکه ما بخاطر آزادی های بیشتری مبارزه می کنیم، تمام چشم ها در غرب بسوی آزادی یک فرد متمركز شد. در کشور ما انسان های زیادی وجود دارند که به اندازه ی رحمان «خوشبخت» نبوده اند تا یكچنان علاقمندی جامعه جهانی را بخود جلب کنند.

همانند اکثر رسانه ها، نشریه ی "کریسشین ساینس مانیتور» مقاله ای را در باره عبدالرحمان به قلم «تونی پرکنز» بتاریخ ۲۴ مارچ ۲۰۰۶ بچاپ رسانیده است. از آنجاییکه به نظر ما مقاله مذکور نمایانگر ذهنیت اکثر اشخاص در غرب می باشد، می خواهم با استفاده از موقع در زمینه تبصره ای كنم.

آقای‌ كرزی‌ «تفاهمنامه‌ همكاری‌ استراتژیك‌ میان‌ امریكا و افغانستان‌» را به‌ امضا رسانید كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ نیروهای‌ نظامی‌ امریكا اجازه‌ خواهند یافت‌ تا مدتی‌ نامحدود و با آزادی‌ عمل‌ در افغانستان‌ باقیمانده‌ و پایگاه‌های‌ نظامی‌ داشته‌ باشند. این‌ مهمترین‌ نكته‌ی‌ تفاهمنامه‌ است‌ و چون‌ حساسیت‌برانگیز است‌ و مردم‌ ما هرگز آن‌ را نخواهند پذیرفت‌ از اینجاست‌ كه‌ باید تمهیداتی‌ عوامفریبانه‌ قبل‌ از امضای‌ آن‌ صورت‌ می‌گرفت‌ كه‌ گرفت‌:

۱) جلسه‌ای‌ یكروزه‌ از اعضای‌ لویه‌ جرگه‌ تصویب‌ قانون‌ اساسی‌ دعوت‌ شد كه‌ چون‌ اكثر اعضایش‌ بنیادگرا و غیر بنیادگرا و عناصر ضد ملی‌ بودند، طبعاً شتابان‌ و خندان‌ و الله‌اكبر گویان‌ به‌ خواست‌ كرزی‌ به‌ نیابت‌ از امریكا رأی‌ مثبت‌ دادند. و به‌ ملالی‌جویا كه‌ ممكن‌ بود بار دیگر با الهام‌ از روحیه‌ و حرف‌ دل‌ مردم‌، افشاگر معامله‌ باشد، هیچگاه‌ فرصت‌ صحبت‌ داده‌ نشد. از آن‌ جدی‌تر این‌ كه‌، كار لویه‌ جرگه‌ با تصویب‌ قانون‌ اساسی‌ پایان‌ یافته‌ بود و بنابرین‌ دارای‌ مشروعیت‌ و صلاحیت‌ تصمیم‌گیری‌ روی‌ مسئله‌ای‌ ملی‌ نبود. ولی‌ چون‌ امریكا عجله‌ داشت‌ و تا شروع‌ كار پارلمان‌ آینده‌ ماه‌ها مانده‌ بود، ازینرو تایید لویه‌ جرگه‌ی‌ سر تروریست‌ها و نوكران‌ شان‌ آسانترین‌ و كوتاهترین‌ راه‌ كسب‌ «تایید ملت‌» بود. ولی‌ آقای‌ كرزی‌ نمی‌داند كه‌ این‌ خود اولین‌ سوراخ‌ را در تفاهمنامه‌ تشكیل‌ می‌دهد.

به‌ انتخابات‌ پارلمانی‌ اگر باز هم‌ به‌ تعویق‌ نیفتد، حدود سه‌ ماه‌ مانده‌ است‌، فرصتی‌ ناچیز و هیچ‌ برای‌ به‌ اصطلاح‌ «شفاف‌» و آزاد و بی‌تقلب‌ برگزار كردن‌ آن‌.

در شرایطی‌ كه‌ جنایت‌سالاران‌ در كلیه‌ مقامات‌ عالی‌ در پایتخت‌ و ولایات‌ و سفارت‌های‌ خارجی‌، حاكمان‌ اصلی‌ اند و بسیاری‌ از ولایات‌ و ولسوالی‌ را تیول‌ پدری‌ خود می‌انگارند؛ در شرایطی‌ كه‌ بوی‌ وزیران‌ و والیان‌ و معینان‌ و رئیسان‌ قاچاقبر آنقدر بالا گرفته‌ كه‌ رسانه‌های‌ خارجی‌ ناگزیر از اشاره‌ به‌ آنان‌ شده‌ اند؛ در شرایطی‌ كه‌ دی‌دی‌آر حاصل‌ قابل‌ اعتنایی‌ نداشته‌ و انفجار هولناك‌ دیپوی‌ اسلحه‌ یكی‌ از خاینان‌ جنایت‌سالار در بغلان‌ نمونه‌ كوچكی‌ از وجود صدها دیپو از این‌ قبیل‌ در سراسر كشور است‌ كه‌ چگونه‌ جنایت‌سالاران‌ ذخایر اسلحه‌ خود را دست‌ نخورده‌ نگهداشته‌ اند زیرا می‌دانند كه‌ با ضبط‌ اسلحه‌ و پول‌ به‌ هیچ‌ بدل‌ می‌شوند؛ در شرایطی‌ كه‌ تجاوز به‌ زنان‌ و خودسوزی‌ و ستم‌های‌ بی‌نظیر نسبت‌ به‌ آنان‌ بدتر از هر زمان‌ دیگر ادامه‌ دارد، در شرایطی‌ كه‌ بلیون‌ها دالر كمك‌های‌ خارجی‌ از سوی‌ «مقامات‌ مسئول‌» چاپیده‌ می‌شود و افغانستان‌ فقیرترین‌، بیسوادترین‌ و در عین‌ حال‌ بزرگترین‌ مولد مواد مخدر به‌ شمار می‌رود؛

تظاهرات‌های‌ اخیر در چند شهر كه‌ به‌ قول‌ غیر قابل‌ اعتماد منابع‌ سركاری‌ دست‌ كم‌ ۱۷ كشته‌ در برداشتند، از سوی‌ دولت‌ و تقریباً تمامی‌ رسانه‌ها به‌ سادگی‌ كار «عده‌ای‌ آشوب‌طلب‌» و «دست‌ بیگانه‌» خوانده‌ شدند.

ولی‌ دم‌ خروس‌ از لابلای‌ این‌ تبصره‌های‌ آشنای‌ انگلیس‌وار، ساواكی‌ و خادی‌ بوی‌، زمانی‌ عیان‌ شد كه‌ خود آقای‌ كرزی‌ گفت‌:

«اشتباهات‌ عملیات‌ نظامی‌ نیروهای‌ امریكا، باعث‌ ایجاد جوی‌ از عصبانیت‌ و بیزاری‌ در افغانستان‌ شده‌ و در خشونت‌هایی‌ كه‌ در جریان‌ تظاهرات‌ اخیر در جلال‌آباد و دیگر شهرهای‌ افغانستان‌ بروز كرد، نقش‌ داشت‌.»

(بی‌بی‌سی‌ فارسی‌، ۱۵ می‌ ۲۰۰۵)

باید راه‌ محمودگودرزی‌ ر ا ادامه‌ داد

Dr Mahmood Godarzi

داكتر محمودگودرزی‌ نویسنده‌ بزرگ‌ و مبارز ایران‌ و دوست‌ شفیق‌ و راستین‌ مردم‌ افغانستان‌ پس‌ از جدالی‌ طولانی‌ با سرطان‌ (كه‌ به‌ خودی‌ خود آموزنده‌ است‌) چشم‌ از جهان‌ بست‌ و بدین‌ ترتیب‌ همه‌ی‌ دوستدارانش‌ را به‌ غم‌ نشاند، «راوا» را مخصوصاً زیرا یگانه‌ نویسنده‌ نامدار آزادیخواه‌ ایرانی‌ بود كه‌ درد و مسئله‌ اساسی‌ مردم‌ ما را می‌شناخت‌ و مطالب‌ فراوانی‌ درباره‌ افغانستان‌ مبتلا به‌ طاعون‌ بنیادگرایی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآورد. نوشته‌های‌ او به‌ ویژه‌ راجع‌ به‌ «جمعیت‌ انقلابی‌ زنان‌ افغانستان‌» یا «پیام‌ زن‌» همچون‌ تیری‌ در چشم‌ آن‌ شاعران‌ و نویسندگان‌ و روزنامه‌نگاران‌ تر دامن‌ وطنی‌ فرو می‌رود كه‌ اگر از یكسو مقابل‌ جنایت‌سالاران‌ بنیادگرا و معامله‌گری‌های‌ ضد مردمی‌ كرزی‌ سكوتی‌ مرگبار اختیار می‌كنند، از سوی‌ دیگر حمله‌ به‌ «راوا» را بهترین‌ راه‌ اظهار بندگی‌ و وفاداری‌ در برابر غرب‌ و ایران‌، و برداشتن‌ كلاهی‌ از نمد سخیف‌ و ننگین‌ دولت‌ می‌دانند.

مردم‌ اتحاد شوروی‌ سابق‌ یا روسیه‌ امروزی‌ در مبارزه‌ شان‌ علیه‌ استبداد و به‌ خاطر آزادی‌ و عدالت‌ اجتماعی‌ سهم‌ عظیمی‌ در تاریخ‌ بشر ایفا كرده‌ اند. اگر چه‌ از چند دهه‌ اخیر به‌ اینسو دولت‌های‌ این‌ كشور دچار آنچنان‌ فساد، خیانت‌ و توسعه‌طلبی‌ شدند كه‌ سرانجام‌ به‌ فروپاشی‌ كاملش‌ انجامید؛ اگر چه‌ افغانستان‌ خود مورد اشغال‌ بیرحمانه‌ اتحاد شوروی‌ قرار گرفت‌ و این‌ دولت‌ دهسال‌ تمام‌ كوشید سگان‌ پست‌ پرچمی‌ و خلقی‌اش‌ را بر گرده‌ ملت‌ ما سوار كند؛ اگر چه‌ كشورهای‌ متعدد دیگر نیز از اتحاد شوروی‌ به‌ مثابه‌ دومین‌ ابرقدرت‌ متجاوز و زورگو فراوان‌ آسیب‌ دیدند، ولی‌ این‌ همه‌ نمی‌تواند بر سراسر تاریخ‌ پر افتخار مردم‌ روسیه‌ سایه‌ افكند چنانچه‌ با چند سال‌ حاكمیت‌ جنایتكاران‌ طالبی‌ و «ائتلاف‌ شمال‌» مسخره‌ است‌ اگر كسانی‌ همه‌ی‌ مردم‌ افغانستان‌ را همانند این‌ مافیای‌ خون‌آشام‌، مردمی‌آدمكش‌، قاچاقبران‌ هروئین‌، خواهر و مادر نشناس‌، دلال‌ بیگانگان‌ و میهنفروش‌ بدانند. حساب‌ مردم‌ روسیه‌ با حساب‌ دولت‌ها و حزب‌ كمونیست‌ فاسد و خاین‌ آن‌ یكی‌ نیست‌ چرا كه‌ آنان‌ خود در منگنه‌ خودكامگی‌ و خیانت‌ حزب‌ حاكم‌ ستم‌ می‌كشیدند.

یكی‌ از تابناكترین‌ صفحات‌ تاریخ‌ روسیه‌ جنگ‌ كبیر میهنی‌ آن‌ می‌باشد. مردم‌ روسیه‌ پیروزی‌ بر فاشیزم‌ را به‌ بهای‌ ۲۰ ملیون‌ قربانی‌ به‌ دست‌ آوردند. و زویا یكی‌ از نامدارترین‌ و جاودانه‌ترین‌ قهرمانان‌ این‌ جنگ‌ به‌ شمار می‌رود.

متاسفانه‌ تا حال‌ در هیچ‌ یك‌ از شماره‌های‌ «پیام‌ زن‌» درباره‌ زویا چیزی‌ نیامده‌ است‌. عجالتاً این‌ مطلب‌ مختصر را با ابراز امتنان‌ از ارسال‌كننده‌ی‌ آن‌ تقدیم‌ می‌كنیم‌ تا آینده‌ كه‌ سعی‌ خواهیم‌ كرد شرح‌ حال‌ نسبتاً مشروحتر او را منتشر سازیم‌ تا خوانندگان‌ در كنار میناها و ملالی‌ها و ناهیدها و رزمندگان‌ حماسه‌ آفرین‌ ایرانی‌ و فلسطینی‌ و... به‌ این‌ اسطوره‌ی‌ جانباخته‌ نیز ارج‌ گذاشته‌ و او را در مبارزه‌ شان‌ بر ضد سرطان‌ بنیادگرایی‌ و سایر دشمنان‌ آزادی‌ و دموكراسی‌ سرمشق‌ قرار دهند.
«پیام‌ زن‌»

بر همگان‌ معلوم‌ بود و ما هم‌ گفتیم‌ كه‌ خانم‌ مسعوده‌جلال‌ با جنایت‌سالاران‌ و مشخصاً باند ربانی‌ در ارتباط‌ است‌. این‌ لكه‌ ننگین‌ بر جبین‌اش‌ را سخنرانی‌ پوك‌ و عاری‌ از هر گونه‌ حمله‌ بر جنایتكاران‌ اسلامی‌ او در لویه‌ جرگه‌ نمایانتر نمود. و بعد هم‌ گفتارهای‌ وی‌ در جریان‌ انتخابات‌ ریاست‌ جمهوری‌ و پوسترهای‌ گرانقیمت‌ «دینی‌»اش‌، حكم‌ فوق‌ را ثابت‌ ساخت‌. زیرا یكچنان‌ پوسترها و حرف‌ها، اكت‌هایی‌ بودند برای‌ عوامفریبی‌ كه‌ خوشبختانه‌ تعداد قابل‌ توجهی‌ را نتوانست‌ فریب‌ دهند. سرانجام‌ دیدیم‌ وی‌ كه‌ خود را مقابل‌ كرزی‌ كاندید نموده‌ بود در برابر پست‌ وزارت‌ شانه‌گك‌ بسیار نرم‌ داشت‌ و به‌ جای‌ پیشبرد مبارزه‌ای‌ اصولی‌ مقابل‌ كرزی‌ تسلیم‌ چوكی‌ وزارت‌ شد تا با آمنه‌افضلی‌، صدیقه‌بلخی‌، خلیلی‌، ضیامسعود، داكتر عبداله‌ وغیره‌ «برادران‌ و خواهران‌ دینی‌» حافظ‌ منافع‌ بنیادگرایی‌ در رژیم‌ باشد.

انبوهی‌ از بریده‌های‌ «شهروند» را مرور می‌كردم‌ كه‌ چشمم‌ به‌ نوشته‌ مختصری‌ از خبرگزاری‌ آلمان‌ درباره‌ داكتر مسعوده‌جلال‌ و عكس‌ وی‌ افتاد در شماره‌ ۸۱۵. جالب‌ است‌ كه‌ در پهلوی‌ عكس‌ خانم‌ مسعوده‌، عكسی‌ از یك‌ تظاهرات‌ «راوا» آورده‌ شده‌ است‌ كه‌ طبعاً باید خانم‌ مسعوده‌ مثل‌ جن‌ از بسم‌اله‌ از آن‌ ترسیده‌ و به‌ خبرگزاری‌ آلمان‌ یا «شهروند» اعتراض‌ كرده‌ باشد كه‌ چرا عكسش‌ را در كنار صحنه‌ای‌ از تظاهرات‌ سازمانی‌ به‌ چاپ‌ رسانده‌ اند كه‌ خواهان‌ سرنگونی‌ بنیادگرایان‌ و منجمله‌ باند جمعیت‌ ربانی‌ است‌ كه‌ او با آن‌ سروسر دارد. (اگر خانم‌ موضوع‌ را رد هم‌ كند ارزش‌ ندارد چرا كه‌ نه‌ در گذشته‌ و نه‌ حال‌ هیچگاه‌ علیه‌ بنیادگرایان‌ مبارزه‌ نكرده‌ و برعكس‌ مقابل‌ آنان‌ به‌ طرز زننده‌ای‌ سازشكار و متملق‌ بوده‌ است‌.)

و میدان‌ افغانستان‌ برباد رفته‌ هنوز هم‌ چنان‌ شغالی‌ باقیمانده‌ كه‌ اگر دیروز جنایت‌پیشگانی‌ خاین‌ با بدنامی‌ احمدشاه ‌احمدزی‌، یونس‌قانونی‌، لطیف ‌پدرام‌، هادی ‌دبیر، دوستم‌، محقق‌ وغیره‌ توانستند با فراغ‌بالی‌ و آسودگی‌ تمام‌ خود را برای‌ ریاست‌ جمهوری‌ كاندید كنند، اینك‌ چلی‌ای‌ به‌ اندازه‌ی‌ آنان‌ متعفن‌ یعنی‌ ملا وكیل‌متوكل‌ در رسانه‌ها به‌ شمول‌ تلویزیون‌ كه‌ استفاده‌ از آن‌ را «حرام‌ و كفر» می‌شمرد، وقیحانه‌ اعلام‌ می‌دارد كه‌ كاندید پارلمان‌ خواهد بود! او كه‌ همانند داكتر عبداله‌ با نشستن‌ در چوكی‌ وزارت‌ خارجه‌، آن‌ وزارت‌ را آلوده‌ گردانید، می‌خواهد با نشستن‌ در پارلمان‌ آینده‌ در كنار «اپوزیسیون‌» فرمایشی‌، ارگان‌ تقنینیه‌ را از هر گونه‌ ارزش‌ و اعتبار عاری‌ سازد.

بعضی‌ دوستان‌ خارجی‌ كه‌ هنوز آشنایی‌ كافی‌ به‌ افغانستان‌ تار و مار شده‌ توسط‌ میهنفروشان‌ بنیادگرا نیافته‌ اند از ما می‌پرسند: آیا ملاراكتی‌ واقعاً خود را برای‌ پارلمان‌ كاندید می‌كند یا اینكه‌ این‌ را رسانه‌ها چاق‌ می‌كنند تا تبسمی‌ بر لبان‌ مردم‌ سوگوار شما آورند؟

و وقتی‌ ما توضیح‌ می‌دهیم‌ كه‌ نه‌ موضوع‌ جدی‌ است‌ و نه‌ تنها او بلكه‌ خاینان‌ كثیفتر نسبت‌ به‌ او مثل‌ ملا وكیل‌متوكل‌ و ملاخاكسار و حتی‌ گلبدینی‌ها هم‌ كاندید خواهند بود، لااقل‌ یكی‌ از آنان‌ آنقدر بهت‌زده‌ شد كه‌ لحظاتی‌ هیچ‌ حرفی‌ بر زبان‌ نیاورد و همدردی‌اش‌ را با مردم‌ ما فقط‌ با قطرات‌ اشكش‌ بیان‌ داشت‌. البته‌ تقریباً تمامی‌ دوستان‌ مذكور، اینگونه‌ برآمدهای‌ طالبان‌ و گلبدینی‌ها را آش‌هایی‌ می‌دانند كه‌ امریكا برای‌ مردم‌ افغانستان‌ می‌پزد. از یاد نمی‌بریم‌ كه‌ امریكا ملاراكتی‌ را پس‌ از مدت‌ بسیار كوتاهی‌ از گوانتانامو رها كرد و این‌ نامردك‌ جنایت‌پیشه‌ هر چه‌ در انبان‌ تعریف‌ و تمجید داشت‌ درباره‌ شرایط‌ گوانتانامو به‌ زبان‌ آورد.

  1. «بچه‌»هایی‌ كه‌ بر ما حكومت‌ كردند
  2. درنگی‌ بر ژورنالیزم‌ زردِ جنایت‌سالار پسند شكراله‌ كهگدای
  3. غـروب‌ آخـرین‌ سپیـده
  4. مسئول‌ لچكی‌ تورن‌ اسماعیل‌ كیست‌؟
  5. عرفات‌ درگذشت‌، زنده‌ باد مردم‌ قهرمان‌ فلسطین‌!
  6. «مینا» زنده‌ خواهد ماند
  7. كی‌ خاین‌ است‌، دولت‌ اسرائیل‌ یا افشاگر آن‌؟
  8. وقاحت‌ و چشم‌پارگی‌ به‌ طاقت‌ دو!
  9. زنده‌ باد جنبش‌ آزاديخواهانه‌ی ايران‌! سرنگون‌ باد جمهوری اسلامی جنايت‌پيشه‌!
  10. بشرنورزی، سگ‌ ماهی يا شارك‌ خونخوار؟
  11. امریكا و دولت‌ كرزی‌ ربایندگان‌ كانتونی‌ را می‌شناسند
  12. ملاشینـواری‌، چاكـر یا احمق‌؟
  13. آیا «راوا» انتخابات‌ راتحریم‌ كرد؟
  14. آیا اسماعیل‌خویی‌ حق‌ دارد به‌ بـاقر پـرهام‌ ایراد بگیرد؟
  15. برخورد به‌ جنایت‌سالاران‌ از كدام‌ موضع‌؟
  16. هادی‌دبیر، جاوید و اوباش‌خادی‌های‌ مثل‌ آنان‌ را مطرح‌ نسازید!
  17. انتخابات‌، لگد تاریخی‌ بر پوزه‌ی‌ جنایت‌سالاران
  18. «سپیـده»‌ای‌ كه‌ نبـود
  19. انسانگـرایی‌ فـراسوی‌ مـرزها
  20. «پرنیان‌» فرش‌ راه‌ جانیان‌!
آخرین مطالب