اوژن‌گرندل‌  Eugen Grindel

اوژن‌گرندل‌ Eugen Grindel معروف‌ به‌ پل‌الوار Paul Eluard از پر آوازه‌ترین‌ شاعران‌ سده‌ی‌ بیستم‌ جهان‌ در سال ۱۸۹۵ در سن‌ دنی‌، حومه‌ی‌ صنعتی‌ و كارگرنشین‌ پاریس‌ زاده‌ شد. در ۱۹۱۷ اولین دفتر شعر خود را به نام «وظیفه‌ و نگرانی‌» و سال‌ بعد دومین‌ دفتر شعرش‌ را با عنوان‌ «اشعار برای‌ صلح‌» به‌ چاپ‌ رساند. در سال ۱۹۳۵ در كنگره‌ی‌ نویسندگان‌ ضد فاشیست‌ شركت‌ كرد. در جنگ‌ داخلی‌ اسپانیا حضور یافت‌ و همراه‌ دیگر نویسندگان‌ و شاعران‌ مترقی‌ جهان‌ در كنار جمهوری ‌خواهان‌ علیه‌ نیروهای‌ فاشیستی‌ فرانكو جنگید. در هنگام‌ اشغال‌ فرانسه‌ به‌ نهضت‌ مقاومت‌ پیوست‌. الوار همزمان‌ با پایان‌ جنگ‌ اول‌ با آندره‌برتون‌، لویی‌آراگون‌ و فلیپ‌سویو آشنا شد و با شركت‌ آنان‌ «بیانیه‌ شعر سورریالیستی‌ فرانسه‌» را امضا كرد. اما پس‌ از به‌ میان‌ آمدن‌ اختلاف‌ بین‌ اعضای‌ انجمن‌ سورریالیست‌ها جدا گردید و مانند آراگون‌ كه‌ قبل‌ از او به‌ حزب‌ كمونیست‌ پیوسته‌ بود ۱۹۴۲ به‌ حزب‌ كمونیست‌ فرانسه‌ ملحق‌ شد. در طی‌ جنگ‌ دوم‌ جهانی‌ الوار و آراگون‌ در راس‌ شاعرانی‌ بودند كه‌ دلیرانه‌ برای‌ دفاع‌ از وطن‌ خود بر ضد فاشیست‌های‌ هیتلری‌ می‌جنگیدند و اشعار خود را به‌ مثابه‌ سلاحی‌ در مبارزه‌ با اشغالگران‌ آلمانی‌ به‌ كار می‌بردند. او از شاعران‌ سرآمد نهضت‌ مقاومت‌ گشت‌ و از طرف‌ نهضت‌ به‌ هماهنگ‌ كردن‌ فعالیت‌ روشنفكران‌ در خاك‌ فرانسه‌ مامور شد. اشعار الوار مملو از ستایش‌ عشق‌، برابری‌، برادری‌ و آزادی‌ اند.

الوار از سیر و سلوك‌ و عرفان‌ بازی‌های‌ رایج‌ در شعر اروپایی‌ كاملاً به‌ دور است‌ و حتی‌ به‌ طور آشكار مسایل‌ ماورالطبیعه‌ را نفی‌ می‌كند. به‌ عقیده‌ ژان‌روسلو نویسنده‌ «فرهنگ‌ شعر معاصر فرانسه‌»: از میان‌ همه‌ شاعران‌ مكتب‌ سورریالیزم‌، كسی‌ است‌ كه‌ وسیعترین‌ تاثیر را بر نسل‌های‌ جدید شاعران‌ گذاشت‌.»

پل‌الوار در سال‌ ۱۹۵۲ درگذشت‌. از جمله‌ آثار او میتوان‌ به‌ «چشمان‌ زاینده»، «شعر و حقیقت‌»، «شعر ناگسسته»، «امید بر جا ماندن» و «سیمرغ» اشاره‌ كرد.

آزادی

بر دفترچه ترانه هایم
بر میز، بر درختان
با نقشی بر شن، با نقشی بر برف
می نویسمت

بر هر صفحه که می خوانم
بر هر صفحه ی سفید
برخاکستر کاغذها یا بر سنگ خون
می نویسمت

بر عکس های طلایی
بر زره جنگجویان
بر تاج هر شاه
می نویسمت

بر جنگل و صحرا
بر آشیانه و بر سرو کوهی
بر انعکاس کودکی ام
می نویسمت

بر مرمر شب ها
برسفیدی نان روزها
بر همه ی فصل های موعود
می نویسمت

بر هر وصله آبی در آسمان های سربی
بر برکه در آفتاب پوسیده
بر آبراه زندگی
می نویسمت

بر دشت ها، بر افق
بر هر بال هر پرنده
بر آسیاب سایه ها
می نویسمت

بر هر وزش غروب
بر دریا، بر کشتی ها
بر کوهستان دیوانه
می نویسمت

بر جوش و خروش ابرها
بر عرق توفان
بر بوی نا و انبوهی باران
می نویسمت

بر هر مساعدت
بر پیشانی دوستانم
بر هر دست کمک
می نویسمت

بر پنجره شگفتی ها
بر لبان شنونده
به مراتب برتر از سکوت
می نویسمت
بر بهشت های بر باد رفته ام
بر فانوس های دریایی مخروب
بر دیوارهای یاس
می نویسمت

بر غیبت بی آرزو
بر برهنگی تنهایی
حتی بر قدم های مرگ
می نویسمت

بر سلامت بازگشته
بر خطر بیهوده
بر امید بی عداوت
می نویسمت

و با قدرت یک کلمه
زندگی ام را دوباره باز می یابم
من زاده شدم تا ترا بشناسم
تا ترا نام دهم
آزادی


زندگینامه و ترجمه شعر از مجله ی «چیستا» و چند سایت فارسی برگرفته و تدوین شده است.

آخرین مطالب