مطلب‌ ارسالی‌ خواننده‌ و همكار ما از بلژیك

زنان‌ افغانستان‌ با وصف‌ محدود بودن‌ شان‌ در چهارچوب‌ تنگ‌ ساختار عقب‌مانده‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ میهن‌ ما تاریخ‌ مبارزاتی‌ پر تحرك‌ و درخشانی‌ داشته‌ و هر گاه‌ كه‌ در فضای‌ پر از اختناق‌ فیودالی‌ و نیمه‌ فیودالی‌ كشور كوچكترین‌ روزنه‌ برای‌ تبارز نظر پیدا شده‌ از اعتراض‌ علیه‌ نابرابری‌ حقوقی‌ و اجتماعی‌ و طغیان‌ بر آنانیكه‌ مانع‌ پیشرفت‌ كشور ما بسوی‌ ترقی‌ و اعتلا شده‌اند، باز نه‌ ایستاده‌اند.

ارشادالنسوان و  اسما رسميه
مدير مسوول اين جريده اسما رسميه همسر محمود طرزی بود.

تا جاییكه‌ به‌ نهضت‌ معاصر زنان‌ كشور ما مربوط‌ میشود، اساس‌ این‌ نهضت‌ درست‌ هفتادویك‌ سال‌ قبل‌ از امروز در دوره‌ امانی‌ توسط‌ حلقه‌های‌ روشنبین‌ آنزمان‌ گذاشته‌ شد. رفع‌ نقاب‌ و تاسیس‌ مكاتب‌ نسوان‌ گام‌های‌ بزرگ‌ عملی‌ در راه‌ رهایی‌ زنان‌ از ستم‌ قرون‌ وسطایی‌ حاكم‌ محسوب‌ میشد ولی‌ گام‌ مهم‌ دیگری‌ كه‌ از لحاظ‌ تاریخی‌ و كلتوری‌ فراموش‌ ناشدنیست‌ انتشار جریده‌ «ارشادالنسوان‌» میباشد كه‌ اولین‌ شماره‌ آن‌ در اول‌ حمل‌ ۱۳۰۰ ه‌،ش‌ انتشار یافته‌ و درفش‌ رهایی‌طلبی‌ زنان‌ كشور ما را برافراشت‌.

با وصف‌ آنكه‌ نهضت‌ زنان‌ در آن‌ هنگام‌ همانند خود نهضت‌ امانی‌ در مجموع‌ منشا خود را از دربار گرفته‌ و در بین‌ زنان‌ طبقات‌ رنجدیده‌ و محكوم‌ ریشه‌ نداشت‌ ولی‌، در خطوط‌ عام‌ و كلی‌ انعكاس‌دهنده‌ بیزاری‌ همه‌ زنان‌ ما از سیستم‌ قرون‌ وسطایی‌ حاكم‌ بر كشور و بطور خاص‌ بر روابط‌ زن‌ و مرد بخصوص‌ محسوب‌ شده‌ و در زمان‌ خود نقش‌ مثبت‌ داشته‌ است‌.

در رابطه‌ با نهضت‌ نسوان‌ درمیان‌ شخصیت‌های‌ مهم‌ این‌ دوره‌، محمودطرزی‌ پدر ژورنالیزم‌ افغانستان‌ نقش‌ برجسته‌ای‌ ایفا كرده‌ است‌. او زنان‌ روشنفكر را تشویق‌ كرد تا قلم‌ بدست‌ گیرند و فریاد آزادی‌ و عدالت‌خواهی‌ زنان‌ افغان‌ را كه‌ قرن‌ها در گلوی‌ شان‌ گره‌ خورده‌ بود بر روی‌ صفحات‌ «ارشادالنسوان‌» بازتاب‌ نمایند. تصادفی‌ نیست‌ كه‌ در انتشار این‌ جریده‌ اسما، زن‌ و روح‌ افزا خواهرزاده‌ محمودطرزی‌ نقش‌ عمده‌ داشته‌اند.

هر گاه‌ نهضت‌ زنان‌ در دوره‌ امانی‌ را از نظر زمانی‌ با نهضت‌ زنان‌ در كشورهای‌ اروپای‌ غربی‌ مقایسه‌ كنیم‌ به‌ این‌ نتیجه‌ میرسیم‌ كه‌ نهظت‌ زنان‌ ما از لحاظ‌ رشد آنقدر عقب‌ نبود و در قسمتی‌ از اروپای‌ غرب‌ نیز در همین‌ ربع‌ اول‌ قرن‌ بیستم‌ بود كه‌ زنان‌ حق‌ رای‌ را بدست‌ آورده‌ و توانستند در زندگی‌ سیاسی‌ كشور شان‌ سهمی‌ داشته‌ باشند.

با چیره‌ شدن‌ ظلمت‌ بر نور، چراغی‌ كه‌ بخاطر ارشاد زنان‌ وطن‌ ما روشن‌ شده‌ بود مدتی‌ خاموش‌ شد ولی‌ دل‌ها و دماغ‌هایی‌ كه‌ ازین‌ چراغ‌ روشنی‌ گرفته‌ بودند بخاطر افروختن‌ مجدد آن‌ در پی‌ فرصت‌ مساعد بودند، تا بالاخره‌ در فضای‌ نیمه‌ باز دوره‌های‌ هفتم‌ (۱۳۲۸ ه‌،ش‌) و هشتم‌ (۱۳۳۱ ه‌،ش‌) شورا كه‌ نیروهای‌ دموكراسی‌خواه‌ كشور فرصت‌ تنفس‌ و تبارز یافتند، زنان‌ آزادیخواه‌ هم‌ بیكار ننشسته‌ بخاطر دموكراسی‌ و آزادی‌ دست‌ به‌ پیكار زدند كه‌ گواه‌ و مثال‌ روشن‌ مبارزه‌ زنان‌ درین‌ دوران‌ انتشار كتاب‌ «پرده‌نشینان‌ سخنگوی‌» اثر ماگه ‌رحمانی‌ (دختر احمدرحمانی‌ - مشروطه‌خواه‌ مشهور) طبع‌ كابل‌ ۱۳۳۱ ه‌،ش‌ میباشد.

با ترویج‌ نسبتاً وسیع‌تر سواد و دانش‌ در بین‌ دختران‌ مقیم‌ شهرها در سالهای‌ ۳۰ (ه‌،ش‌) تعداد زنان‌ و دخترانی‌ كه‌ خواهان‌ براه‌ انداختن‌ یك‌ تحول‌ جدید بنفع‌ زن‌ بودند افزایش‌ یافت‌ و این‌ بار باز هم‌ سررشته‌ را زنان‌ تحصیلكرده‌ دربار و حواشی‌ آن‌ در دست‌ گرفتند. «موسسه‌ نسوان‌» (میرمنو ټولنه‌) تاسیس‌ شد، رفع‌ نقاب‌ تا حدی‌ در شهرها ترویج‌ یافت‌ و «میرمنو ټولنه» مجله‌ای‌ را بنام‌ «میرمن‌» انتشار داد. این‌ تحول‌ كه‌ مثل‌ حركت‌ «ارشادالنسوان‌» فاقد ریشه‌ در بین‌ زنان‌ زحمتكش‌ بود پروگرام‌های‌ آن‌ بنا به‌ ضرورت‌ اقشار فوقانی‌ عیار میشد، ساحه‌ تاثیر آن‌ از خانواده‌های‌ مامورین‌ بلندرتبه‌ ملكی‌ و نظامی‌ پایین‌تر نرفت‌ و بناً نمیتوانست‌ مایه‌ دلگرمی‌ اقشار وسیع‌ زنان‌ باشد.

سالهای‌ ۴۰ (ه‌،ش‌) برای‌ همه‌ جنبش‌های‌ ملی‌ و آزادیخواه در آسیا، افریقا و آمریكای‌ لاتین‌ سالهای‌ پر از جهش‌ و زایش‌ است‌. حلقه‌های‌ حاكمه‌ افغانستان‌ هم‌ در همین‌ سالها بنا به‌ فشار فزاینده‌ نیروهای‌ دموكراسی‌خواه‌ وادار به‌ قبول‌ سیستم‌ مشروطیت‌ و قانون‌ اساسی‌ ۱۳۴۳ شد كه‌ قسمتی‌ از حقوق‌ و آزادی‌های‌ اولیه‌ بشر در آن‌ پذیرفته‌ شده‌ بود. با استفاده‌ ازین‌ دموكراسی‌ نیم‌ بند، خواست‌ دموكراسی‌ وسیع‌تر در كشور اوج‌ گرفت‌ و درین‌ میان‌ زنان‌ بدون‌ اینكه‌ سازمان‌ خاص‌ خود را بسازند در پهلوی‌ برادران‌ خود دست‌ به‌ مبارزه‌ سیاسی‌ زدند. نقش‌ زنان‌ در فضای‌ گرم‌ مبارزاتی‌ این‌ سالها برجسته‌تر از آنست‌ كه‌ از نظرها پوشیده‌ مانده‌ باشد، حتی‌ كابینه‌سازان‌ آن‌ دوران‌ مجبور بودند بخاطر تسكین‌ و انحراف‌ شور و هیجان‌ مبارزاتی‌ زنان‌، یكی‌ دو زن‌ را در تركیب‌ كابینه‌ خود جا دهند. حتی‌ دشمنان‌ روسی‌ متوجه‌ نیروی‌ طغیانگر زنان‌ شده‌ بخاطر به‌ فساد كشانیدن‌ و وابسته‌ سازی‌ آنان‌ لجنزاری‌ را بنام‌ (سازمان‌ دموكراتیك‌ زنان‌) ایجاد كردند. ولی‌ جای‌ تشكیلات‌ وطنپرست‌ مردمی‌ و رزمنده‌ كه‌ از اكثریت‌ زنان‌ كشور نمایندگی‌ كرده‌ بتواند، كماكان‌ خالی‌ ماند.

در فضای‌ ترور و وحشت‌ ماورای‌ فاشیستی‌ ناشی‌ از كودتای‌ ننگین‌ هفت‌ ثور تشكل‌یابی‌ عناصر ملی‌ و وطنخواه‌ كار آسانی‌ نبود. در چنین‌ شرایطی‌ فقط‌ شیرزن‌ قهرمانی‌ چون‌ مینا توانست‌ همراه‌ با سایر همرزمان‌ خود با پایه‌گذاری‌ «جمعیت‌ انقلابی‌ زنان‌ افغانستان‌» به‌ خلای‌ مذكور برای‌ همیشه‌ پایان‌ دهد. جمعیتی‌ كه‌ جای‌ پایش‌ را همه‌ جا از سنگرها تا شهرها و بالاخره‌ تا خارج‌ از كشور میتواند دید و «پیام‌»اش‌ را كه‌ همچون‌ تیری‌ بر چشم‌ دشمنان‌ بنیادگرا وغیره‌ میخلد، در هر كجا میتوان‌ دریافت‌.

آخرین مطالب