در حالیكه‌ عبدالسلام‌ با شش‌ تن‌ از اعضای‌ فامیلش‌ صبحانه‌ صرف‌ می‌نمود، خانه‌اش‌ توسط‌ پلیس‌ افغانستان‌ بوسیله‌ بلدوزر تخریب‌ شد. عبدالسلام‌ كه‌ ٣۵ سال‌ دارد و كارمند ملكی‌ می‌باشد به‌ IRIN گفت‌: «ما فكر كردیم‌ كه‌ انفجار بمب‌ و یا زلزله‌ بود.» او افزود كه‌ دو تن‌ از كودكانش‌ زمانی‌ كه‌ می‌خواستند از كلكین‌ فرار نمایند زخمی‌ شدند.

سلام‌ یكی‌ از ٣٠ فامیل‌ مسكون‌ در منطقه‌ شیرپور وزیراكبرخان‌ كابل‌ بود كه‌ از خانه‌اش‌ رانده‌ شده‌ و بعد با ترس‌ و وحشت‌ شاهد تخریب‌ آن‌ بود.

در جریان‌ عملیات‌ تخریب‌، بسیاری‌ از افراد رانده‌ شده‌ زیر آوار خانه‌های‌ شان‌ جراحت‌ برداشتند. بنابر اظهارات‌ ساكنان‌ و شاهدان‌، رییس‌ پلیس‌ كابل‌ بصیر سالنگی‌ شخصاً عملیات‌ را رهبری‌ می‌كرد.

سلام‌ اصرار ورزید: «پلیس‌ شدیداً باشندگان‌ محل‌ را لت‌ و كوب‌ می‌كردند. حتی‌ آنان‌ به‌ دو زنی‌ حمله‌ كردند كه‌ مانع‌ لت‌ و كوب‌ شوهران‌ شان‌ شدند.»

سازمان‌ ملل‌ متحد در مورد حادثه‌ نگرانی‌اش‌ را ابراز كرد. میلون‌ كوتری‌ یكتن‌ از گزارشگران‌ كمسیون‌ حقوق‌ بشر سازمان‌ ملل‌ متحد روز سه‌شنبه‌ بعد از ملاقات‌ با خانواده‌های‌ بی‌خانه‌ در محل‌ تخریب‌ به‌ IRIN گفت‌: «چیزی‌ كه‌ اینجا اتفاق‌ افتاده‌ است‌ نه‌ تنها نقض‌ شدید حقوق‌ بشر است‌ بلكه‌ همچنان‌ خلاف‌ تعهدات‌ و وظیفه‌ دولت‌ افغانستان‌ می‌باشد.»

مـزار

مستی‌های‌ حسن‌ دیوانه‌

(گزارشگر: الف‌. راضیه‌) قریه‌ هاشی‌نگاری‌ زمبوكان‌ محله‌ فقیر نشینی‌ است‌ كه‌ پیشه‌ مردم‌ آن‌ عموماً زراعت‌ و مالداری‌ می‌باشد. در فاصله‌ چهار كیلومتری‌ شمال‌ ساحه‌ رهایش‌ كود و برق‌ موقعیت‌ داشته‌ و دارای‌ مخروبه‌های‌ قدیمی‌، تپه‌ها و كوشك‌هایی‌ می‌باشد كه‌ انسان‌ را به‌ یاد تمدن‌ قدیم‌ بلخ‌ باستان‌ می‌اندازد. این‌ قریه‌ فعلاً حكم‌روایی‌ دارد به‌ نام‌ حسن‌ دیوانه‌ كه‌ از سال‌ ۱۳۸۰ تا حال‌ خود را به‌ نام‌ فرعون‌ منطقه‌ معرفی‌ نموده‌. وی‌ دو بار در سگ‌جنگی‌های‌ داخلی‌ زخم‌ برداشت‌ اما از بخت‌ بد مردم‌ زنده‌ و سالم‌ ماند.

به‌ تاریخ‌ ۳ جدی‌ سال‌ جاری‌ در اثر خصومتی‌ كه‌ بین‌ او و معاونش‌ حاجی‌ محمدكریم‌ وجود داشت‌ جنگ‌ مشت‌، لگد، تبر و بیل‌ بین‌ شان‌ درگرفت‌ كه‌ بالاخره‌ برادر معاونش‌، سر حسن‌ دیوانه‌ را با تبر زخمی‌ كرد و به‌ تعقیب‌ آن‌ جنگ‌ مسلحانه‌ شروع‌ شد كه‌ با مداخله‌ علم‌سیاه‌ خاموش‌ گردید. دو روز بعد برادر حسن‌ دیوانه‌ كه‌ زخمی‌ شده‌ بود در شفاخانه‌ ۲۰۰ بستر جان‌ داد و بعد از آن‌ بود كه‌ مصیبت‌ مردم‌ شروع‌ شد. در قدم‌ اول‌ تمام‌ مال‌ و اموال‌ برادر مقتول‌ خود را فروخته‌، ختم‌ و خیرات‌ نمود و بعد از آن‌ هرروز گروه‌ گروه‌ مردم‌ بیچاره‌ را در بندی‌خانه‌ قومندانی‌ برده‌ به‌ نام‌ طرفدار حاجی‌كریم‌ لت‌ و كوب‌ نموده‌ و بعد از اخذ جریمه‌های‌ كلان‌ آنان‌ را رها می‌نماید. گوسفندان‌ و سایر مواشی‌ اقوام‌ معاون‌ خود را به‌ نام‌ غنیمت‌ می‌گیرد و كسی‌ جرئت‌ ندارد به‌ این‌ جانی‌ اعتراض‌ كند.


عكس‌ اعضای‌ «جبهه‌ ائتلافی‌ برای‌ دموكراسی‌ در افغانستان‌» را نشان‌ می‌دهد كه‌ علیه‌ قتل‌ اهالی‌ بیگناه‌ ارزگان‌ در برابر دفتر ملل‌متحد دست‌ به‌ تظاهرات‌ زدند. اگر «جبهه‌ ائتلافی‌» موضعی‌ قاطع‌ بر ضد كلیه‌ باندهای‌ بنیادگرا داشته‌ باشد، «راوا» به‌ آنان‌ درود فرستاده‌ موفقیت‌ شان‌ را آرزو می‌كند.

پارچه‌ پارچه‌ شدن‌ ده‌ها و مجروح‌ شدن‌ صدها تن‌ عموماً زن‌ و كودك‌ توسط‌ بمباران‌ نیروهای‌ امریكایی‌ در قریه‌ای‌ در ارزگان‌ كه‌ برای‌ شركت‌ در مراسم‌ عروسی‌ای‌ گرد آمده‌ بودند، مردم‌ شوربخت‌ ما را به‌ غمی‌ تازه‌ نشاند. در پی‌ این‌ سانحه‌، هموطنان‌ ما با خشم‌ و بیزاری‌ حضور نیروهای‌ مسلح‌ امریكایی‌ در كشور را كه‌ این‌ همه‌ از مردم‌ بی‌گناه‌ قربانی‌ می‌گیرد، زیر سوال‌ قرار دادند.

تـخار

سركردگان‌ جهادی‌، سركـردگان‌ مـواد مخدر

‌ (گزارشگر: عبدالشكور) قومندان‌ مطلب‌بیگ‌ در ولایت‌ تخار، آمر لطیف‌ در امام‌صاحب‌، آمر قاضی‌كبیر در ولسوالی‌های‌ ینگی‌قلعه‌، خواجه‌ بهاالدین‌ و درقـد، آمـربشیر در ولسـوالی‌ چـاه‌آب‌ و آمـر پیـرم‌قل‌ در ولسوالی‌ رستاق‌ و یكی‌ دو تن‌ دیگر سركردگان‌ قاچاق‌ می‌باشند.

‌ در منطقه‌ ینگی‌قلعه‌ همان‌ موجود خونخوار و پلید یعنی‌ قاضی‌كبیر سردسته‌ قاچاقچیان‌ مواد مخدر می‌باشد. او یك‌ قومندان‌ غند به‌ نام‌ كریم‌اله‌جان‌ دارد كه‌ در ضمن‌ خواهرزاده‌اش‌ و طبعاً معتمدترین‌ آدمش‌ می‌باشد كه‌ سرپرستی‌ تمام‌ مسایل‌ منطقوی‌ را به‌ دوش‌ او گذارده‌ است‌. قاضی‌كبیر در حقیقت‌ منحیث‌ دلال‌ تمام‌ قومندانان‌ طور پنهانی‌ و علنی‌، مواد مخدر را توسط‌ افراد مسلح‌ به‌ آن‌ سوی‌ دریا به‌ آمر ربانی‌ انتقال‌ می‌دهد. كسانی‌ كه‌ به‌ طور انفرادی‌ خارج‌ ازین‌ باندهای‌ قاچاق‌، مواد حمل‌ می‌كنند، یا كشته‌ می‌شوند و یا در زندان‌های‌ تاجكستان‌ و روسیه‌ می‌پوسند. قومندانانی‌ كه‌ بالای‌ مرز هستند، گروپ‌های‌ مسلح‌ و دستگاه‌های‌ مجهز در اختیار دارند كه‌ دایماً و شب‌ و روز با هم‌ و نیز با روس‌های‌ آن‌ طرف‌ مرز در تماس‌ اند. افرادی‌ كه‌ بدون‌ ارتباط‌ قومندانـان‌ و پـرداخت‌ محصـول‌ بالای‌ مـرزها رفت‌ و آمـد بكنند، از طـریق‌ بـاند قـاضی‌كبیـر یـا از طـریق‌ روس‌هـا از بین‌ مـی‌رونـد.


حاجی‌ قدیر

احتمالاتی‌ كه‌ در مورد این‌ قتل‌ اظهار می‌شود بیشتر برای‌ رد گم‌ كردن‌ اند تا واقعبینی‌.

این‌ها عبارتند از:

ـ چون‌ حاجی‌ قدیر با باندهای‌ مافیای‌ هروئین‌ رابطه‌ داشت‌، ممكن‌ با اشاره‌ امریكا كارش‌ ساخته‌ شده‌ باشد.

ـ چون‌ ثروت‌ عظیمی‌ اندوخته‌ بود، معامله‌داران‌ معینش‌ او را كشتند تا به‌ لااقل‌ گوشه‌ای‌ از دارایی‌هایش‌ دست‌ یابند.

سرمنشی‌ سازمان‌ ملل‌، شهر كابل‌ پایتخت‌ افغانستان‌ را چهار سال‌ پس‌ ازتصرف‌ آن‌ توسط‌ گروه‌ طالبان‌ به‌ یك‌ شهر بمباران‌شده‌ درجنگ‌ دوم‌ جهانی‌تشبیه‌ كرد.

كوفی‌عنان‌ روز سه‌ شنبه‌ در گزارش‌ خود به‌ شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌درباره‌ اوضاع‌ افغانستان‌ نوشت‌: «در افغانستان‌ میلیاردها دالر برای‌ جنگ‌های‌ پیاپی‌ صرف‌ شده‌، منابع‌ كشور تحلیل‌ رفته‌ و نیروی‌ انسانی‌ روشنفكر و تحصیل‌ كرده‌ به‌ كشورهای‌ خارجی‌ پناهنده‌ شده‌اند، شالوده‌ سیاسی‌ كشور از هم‌ پاشیده‌ و توسعه‌ انسانی‌ در این‌ كشور در پائین‌ترین‌ سطح‌ در جهان‌ قرار دارد.»

سرمنشی‌ سازمان‌ ملل‌ درباره‌ گروه‌های‌ متخاصم‌ در افغانستان‌ اظهار داشته‌ بین‌ دوجناح‌ در گیر عدم‌ اعتماد عمیقی حكمفرماست‌. برنامه‌ مبادله‌ اسرا كه‌ در جده‌ درباره‌ آن‌ توافق‌ شد هنوزبه‌ مرحله‌ اجرا گذاشته‌ نشده‌ است‌.

عنان‌ از نقض‌ آشكار حقوق‌ بشر در افغانستان‌ كماكان‌ گزارش‌ داده‌ و هر یك‌ از طرفین‌ متخاصم‌ به‌ امید پیروزی‌ و از میدان‌ به‌ در كردن‌ حریف‌ به‌ نبرد ادامه‌ می‌دهد.

او از تشكیل‌ «لویه‌ جرگه‌» در افغانستان‌ و گفتگوهای‌ صلح‌ بین‌ جناح‌های‌ متخاصم‌ در افغانستان‌ حمایت‌ كرد و گفت‌ این‌ اقدام‌ باید مورد حمایت‌ جهانی‌ قرار گیرد.

وی‌ گفت‌: «متأسفانه‌ شواهد نشان‌ می‌دهد طرفین‌ درگیر علیرغم‌ درخواست‌های‌ جامعه‌ جهانی‌ از جمله‌ شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌، خود رابرای‌ برخورد در آینده‌ نزدیك‌ آماده‌ می‌كنند.

مـزار

«جامعه‌ مهذب‌» طالبی‌ در مزار

(گزارشگر: خ‌. ر.) در شهر مزارشریف‌ ریاست‌ امربالمعروف‌ قیوداتی‌ وضع‌ كرده‌ است‌ كه‌ اكثر مـردم‌ را از زنـدگی‌ بیـزار سـاختـه‌ و اگر بتـواننـد كشور شان‌ را ترك‌ می‌كنند. مخصوصاً برخورد آنان‌ به‌ زنان‌ سختگیرانه‌تر بـوده‌ و آنان‌ حق‌ ندارند بـدون‌ محـرم‌ شـرعی‌ از خانه‌های‌ شان‌ بیرون‌ شـونـد، تـكسی‌رانـان‌ حق‌ نـدارنـد زنـان‌ بـدون‌ محـرم‌ را جـایـی‌ برسانند و در صورت‌ خلاف‌ورزی‌ مورد لت‌ و كـوب‌ قـرار مـی‌گیـرنـد.

زنان‌ و دختران‌ می‌توانستند روزهای‌ چهارشنبه‌ برای‌ زیارت‌ روضه‌ بروند اما بنابر فرمان‌ امربالمعروف‌ و اخترمحمدعثمانی‌ والی‌ مزارشریف‌ از این‌ حق‌ محروم‌ شدند. به‌ همین‌ ترتیب‌ امربالمعروف‌ در وقت‌ نماز در شهر گشت‌ و گذار می‌كند و اگر دكانی‌ باز و صاحبش‌ موجود بود برای‌ سه‌ روز مهر و لاك‌ گردیده‌ و دكاندار در زیر خانه‌ی‌ تعمیر امربالمعروف‌ زندانی‌ می‌گردد.

اگر ریش‌ شخصی‌ دراز نباشد و یا قیچی‌ خورده‌ باشد مورد لت‌ و كوب‌ قرار گرفته‌ برای‌ شش‌ روز زندانی‌ و ۳۶۰۰۰۰ افغانی‌ جریمه‌ می‌گردد. افرادی‌ كه‌ كلاه‌ بر سر نمی‌گذارند مورد لت‌ و كوب‌ قرار می‌گیرند و به‌ تهكوی‌ تعمیر امربالعمروف‌ و یا محبس‌ مزارشریف‌ انتقال‌ داده‌ می‌شوند. در مساجد همه‌ گذرها از طرف‌ امربالمعروف‌ حاضری‌ ترتیب‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ هر شب‌ بعد از نماز بررسی‌ می‌شود و «غیر حاضران‌» به‌ افراد امربالمعروف‌ معرفی‌ می‌گردد تا جزای‌ شرعی‌ ببینند.

تبلیغات‌ دینی‌ و مذهبی‌ از طرف‌ آخندهای‌ طالبی‌ در روزهای‌ پنجشنبه‌ و جمعه‌ صورت‌ می‌گیرد كه‌ باید نصف‌ روز مردم‌ صرف‌ شنیدن‌ آن‌ گردد. در ختم‌ تبلیغ‌ معمولاً به‌ نام‌ ذكات‌ و خیرات‌ و ترمیم‌ مساجد پول‌ جمعآوری‌ می‌كنند.

بعد از نماز یكی‌ از روزهای‌ جمعه‌ وكیل‌ گذر در مسجد كارته‌بخدی‌ از مردم‌ خواست‌ تا برای‌ مصارف‌ عروسی‌ ملای‌ مسجد كه‌ عبدالله‌ نام‌ دارد، پول‌ جمعآوری‌ كنند. مردم‌ بیچاره‌ در حالیكه‌ نان‌ خوردن‌ خویش‌ را با هزار مشقت‌ بدست‌ می‌آورند از ترس‌ امربالمعروف‌ برای‌ ملای‌ مذكور پول‌ جمعآوری‌ كردند.

اكثریت‌ افراد امربالمعروف‌ در وقت‌ نان‌ خوردن‌ به‌ جای‌ این‌ كه‌ به‌ قرارگاه‌های‌ خود بروند در كافی‌ها و هوتل‌ها می‌روند ولی‌ پولی‌ نمی‌پردازند.

ورزشگاه‌ سینا محل‌ اجرای‌ جزاهای‌ شرعی‌ طالبان‌ می‌باشد و هر هفته‌ و یا پانزده‌ روز یكبار زن‌ و یا مردی‌ مورد شلاقكاری‌ طالبان‌ قرار می‌گیرد.

طالبان‌ در اكثر جاها مكاتب‌ را به‌ مدرسه‌ و ورزشگاه‌ها را به‌ مسجد تبدیل‌ نموده‌ اند. مثلاً مكتب‌ ناصرخسروبلخی‌ را به‌ مدرسه‌ عبدالغنی‌آخند و میدان‌ سرپوشیده‌ والیبال‌ شهر حیرتان‌ را به‌ مسجد امیرالمومنین‌ تبدیل‌ نموده‌ اند.

متن‌زیركه‌بر دیوار تالار پوهنتون‌ بلخ‌ نصب‌ گردیده‌ بخوبی‌نمایانگر سطح‌ درك‌ آنان‌ از «جامعه‌ مهذب‌» و آداب‌ اجتماعی‌ می‌باشد:

بیایید! بازسازی‌ كشور را از فرهنگ‌ اسلامی‌ آغاز نماییم‌

۱ـ نظم‌ را مراعات‌ كنید. چون‌ نظم‌ یك‌ اصل‌ مهم‌ جامعه‌ مهذب‌ را تشكیل‌ می‌دهد.

۲ـ خود را با زیور اخلاق‌ اسلامی‌ مزین‌ سازید.

۳ـ بسیار خنده‌ نكنید. بخاطریكه‌ خنده‌ زیاد قلب‌ را از تپش‌ باز می‌دارد.

۴ـ چك‌چك‌ نكنید. زیرا چك‌چك‌ با شعار اسلامی‌ در تضاد است‌.

۵ـ اشپلاق‌ نكنید! زیرا اشپلاق‌ كردن‌ شخصیت‌ انسان‌ را سبك‌ می‌سازد.

بلی‌! احساسات‌ خوشی‌ را با ماشااله‌، سبحان‌اله‌ و جزاكم‌اله‌ اظهار نمایید.

سرمقاله‌ این‌ شماره‌ را به‌ گزارشی‌ از جنایات‌ طالبان‌ در شمالی‌ اختصاص‌ داده‌ایم‌.


مهاجرین‌ شمالی‌ در كابل Refugees from Shamali in Kabul
سگ‌جنگی‌ های‌ اخیر جهادی‌ و طالبی‌ هزاران‌ تباه‌ شده‌ی‌ دیگر را بر صدها هزار هستی‌برباد رفتگان‌ دیروز افزود و تا حاكمیت‌ این‌ جانیان‌ ادامه‌ داشته‌ باشد این‌ مصایب‌ دلخراشتر از پیش‌ ادامه‌ خواهد یافت‌.

(گزارشگر: ب.عمر) با آغاز دور تازه‌ای‌ از جنگ‌ها در شمال‌ كابل‌ میان‌ تبهكاران‌ «ائتلاف‌ شمال‌» و طالبان‌ و برادران‌ پاكستانی‌ شان‌، به‌ علت‌ بمباران‌ شدید مناطق‌ شمالی‌ و پیشبرد سیاست‌ «زمین‌ سوخته‌» از سوی‌ طالبان‌، هزاران‌ تن‌ از مردمان‌ شمالی‌ به‌ ترك‌ منطقه‌ و محصولات‌ تابستانی‌ شان‌ مجبور گردانیده‌ شدند.

كـابـل‌


<

در دخمه‌های‌ سفارت‌شوروی

(گزارشگر: سلیم‌) چشمدیدم‌ از سفارت‌ سابق‌ شوروی‌ كه‌ عده‌ای‌ از زنان‌ ربوده‌ شده‌ از شمالی‌ را در آنجا محبوس‌ كرده‌ بودند

تعمیر سفارت‌ در اثر جنگ‌های‌ جهادی‌ها به‌ نیمه‌ خرابه‌ تبدیل‌ و از مدت‌ها به‌ این‌ طرف‌ متروك‌ بوده‌ و از آب‌ و برق‌ در آن‌ خبری‌ نیست‌. در بلاك‌های‌ تخریب‌ شده‌ آن‌ حدود ۳۵۰ خانواده‌ كه‌ شامل‌ زنان‌ و اطفال‌ و چند پیرمرد مریض‌ و از حال‌ رفته‌ بود انداخته‌ شده‌ كه‌ متعلق‌ به‌ قریه‌جات‌ فرزه‌، كلكان‌، سرای‌خواجه‌، استالف‌، چاریكار، قره‌باغ‌، كوهستان‌، گلبهار و سایر قریه‌جات‌ اطراف‌ شاهراه‌ عمومی‌ كابل‌ـپروان‌ بودند.

ربوده‌ شدگان‌ از سرنوشت‌ شوهران‌، پسران‌، برادران‌ و پدران‌ خود خبر نداشتند. فضا را گریه‌ و زاری‌ زنان‌ بی‌سرنوشت‌ پر كرده‌ بود. بلاك‌های‌ فارسی‌زبانان‌ و پشتون‌ها از هم‌ جدا بوده‌ قید و قیود شدید طالبی‌ بر آنان‌ تحمیل‌ می‌گردید. اجازه‌ بیرون‌ رفتن‌ نداشتند. از آب‌ صحی‌ و بدرفت‌ خبری‌ نبود. شب‌ها نان‌ خشك‌ می‌خوردند. تعدادی‌ از اطفالی‌ كه‌ در سه‌ شبانه‌ روز اول‌ بصورت‌ عموم‌ گرسنه‌ بودند، تلف‌ شدند. یكی‌ از موسسه‌های‌ خیریه‌ برای‌ هر فامیل‌ یك‌ كمپل‌ و یك‌ فرش‌پلاستیكی‌ داد. بعد از مدت‌ ۵ روز (۲۰ اسد) برای‌ هر خانواده‌ صرف‌ شش‌ قرص‌ نان‌ خشك‌ و صبح‌ها كمی‌ حلوا كه‌ از آرد ماش‌ و برنج‌ تهیه‌ شده‌ بود توزیع‌ می‌گردید. یك‌ تعداد زنان‌ به‌ بهانه‌ خانه‌ دوستان‌ خود ازین‌ اردوگاه‌ بیرون‌ رفته‌ و حتی‌ تا شهر غزنی‌ و مقر هم‌ دربدر و بی‌پناه‌ شدند.

بخشی‌ از جزوه‌ی‌ «راوا» در مورد وضعیت‌ كودكان‌ در افغانستان ‌



شكیلا ولد احمدعلی‌ ۱۳ ساله‌ گدا
سكونت‌ اصلی‌ ـ شكردره‌
سكونت‌ فعلی‌ ـ زورآباد
اعضای‌ فامیل‌ ـ ۶ نفر
شغل‌ پدر ـ سابق‌ دهقان‌

پدرش‌ را چند طالب‌ در هنگام‌ آب‌ دادن‌ زمین‌ها صرف‌ بخاطر ساعت‌تیری‌ نشان‌ گرفته‌ به‌ قتل‌ می‌رسانند. مامایش‌ در اثر بمباران‌ طالبان‌ در حالیكه‌ مصروف‌ دهقانی‌ بود به‌ قتل‌ رسیده‌ است‌. یك‌ مامای‌ دیگرش‌ نیز توسط‌ راكت‌ طالبان‌ زخمی‌ می‌شود و فعلاً در شفاخانه‌ با مرگ‌ روبرو است‌.

بعد از مرگ‌ پدر و بربادرفتن‌ خانه‌ و دارایی‌ شان‌ در اولین‌ پیشروی‌ طالبان‌ بطرف‌ شمالی‌، به‌ كابل‌ مهاجر می‌شوند. با مرگ‌ پدر، كاكایش‌ مادر شكیلا را جواب‌ می‌دهد تا به‌ خانه‌ پدرش‌ برود. كاكا دید و باز دید آنان‌ را با مادر شان‌ منع‌ می‌نماید و تا حال‌ شكیلا، خواهران‌ و برادرانش‌ موفق‌ نشده‌ اند تا از مادر و فامیل‌ مادر دیدن‌ كنند. با این‌ هم‌ مامایش‌ به‌ علت‌ فقر و تنگدستی‌ كاكایش‌ كه‌ كراچی‌وان‌ می‌باشد مصارف‌ لباس‌ شان‌ را می‌پردازد. اما شكیلا مجبور است‌ تا با گدایی‌ قوت‌لایموتش‌ را بدست‌ آورد.

عاید ماهانه‌ شان‌ ۱۵ الی‌ ۵۰ هزار می‌باشد. خوراك‌ صبح‌ شان‌، گاهگاهی‌ نان‌ و توت‌ خشك‌ ولی‌ عموماً چای‌ تلخ‌ با نان‌ خشك‌ است‌ كه‌ حاصل‌ گدایی‌ وی‌ می‌باشد. نان‌ چاشت‌ و شب‌ پیاوه‌ كچالو است‌ كه‌ كچالو و پیاز را از زیر كراچی‌های‌ تركاری‌ در بازار بدست‌ می‌آورد. به‌ میوه‌ و گوشت‌ تنها در عیدها ممكن‌ است‌ برسند كه‌ بعضی‌ از خویشاوندان‌ برایشان‌ می‌فرستند. وضع‌ صحی‌ بسیار بد دارد، ضعیف‌ و لاغر و معده‌ درد است‌. بیسواد اما بیدار و هوشیار می‌باشد. لباس‌ها ژنده‌ و بسیار چرك‌، چادر سیاه‌ پاره‌ پاره‌ و بوت‌های‌ پلاستیكی‌ وصله‌ شده‌ در پا دارد. خاطره‌ فراموش‌ ناشدنی‌اش‌ مرگ‌ پدر، مهاجرت‌، جدایی‌ مادر و شوهر كردن‌ او.

آخرین مطالب