۱۵ جوزاي ۱۳۸۵ - ۵ جون ۲۰۰۶
Payam-e-Zan



چشم ديدي از خيزش ۸ جوزا در کابل


حوالی ساعت ۸ صبح ۸ جوزا بود که سر وصدای مردم بلند شده و نمان، نمان بگوش هرکسی که در ساحه‌ی زیر کوتل خیر خانه مصروف غریبی بودند می‌رسید، عراده جات گزمه قوای امریکایی که از بگرام به طرف کابل در حرکت بودند با تصادم قصدی یا عوارض تخنیکی، چند موتر تیز رفتار شخصی مردم را خورد و خمیر کرده که در اثر آن به گفته ناظران صحنه تا ۳۰ نفر مرد و زن و طفل به قتل رسيدند و بعد دراثر تيراندازي قوای امریکایی به طرف مردم، به تعداد قربانيان افزوده شد. بر اساس گزارش شفاخانه جمهوریت و ۲۰۰ بستر پولیس جمعا در حدود ۱۲۰ نفر زخمی میشوند که در اثر آن احساسات مردم برانگیخته شده عليه قوای مسلح امریکا دست به تظاهرات زدند.

صحنه ای از شورش کابل
شورش مردم در کابل که بوسیله جاسوسان جمعیتی و شورای نظاري ملوث شد.

به گفته یکی از منسوبین ریاست امنیت دولتی: "اطلاعات می‌رساند که در همین روز های نزدیک در شهر کابل مظاهره از جانب شورای نظار صورت خواهد گرفت که هدف آن دادن شعار های ضد کرزی و حریق نمودن تاسیسات عامه خواهد بود."

این پیشبینی ریاست خاد یا امنیت دولتی بی رابطه با حادثه ۸ جوزا نيست زیرا که:

الی ساعت ده صبح و رسیدن مظاهره کنندگان تا چارراهی باغ زنانه، اوضاع کاملا نورمال و بدون خشونت بود، متعاقبا در وضعیت مظاهره تغییراتي دیده شد، از هر طرف جوانان و نوجوانان از موتر های سیاه و موتر های تونس شخصی (غیر کرایی) پایین شده در صف مظاهره چیان قرار گرفته شعار های "مرگ به کرزی"، "مرگ به امریکا" را سر داده با بوتلهای پر از پترول که قبلا آماده شده بود، يک از موسسات را که در خانه پیر سید احمد گیلانی فعالیت می‌نمودند طعمه حریق ساختند و فرش و اموال آن را چور نمودند، در ساحه وزیر اکبرخان عکس مسعود را بالا می‌نمایند، در شاروالی عکس کرزی حریق میشود ولی عکس مسعود احترام می‌گردد، به تلویزیون آریانا حمله و قسمتي از آن حریق و موتر ضدگلوله احسان اله بيات را به يغما بردند، موسسه ماین پاکی چور و موسسه پاملرنه حریق و چور می‌گردد.

تلويزيون آريانا صحنه هاي حمله به دفتر شان و چور و چپاول را مستقيما پخش نموده از پوليس تقاضاي کمک نمودند ولي پوليس اقدامي براي کمک نکرد تا اينکه کارکنان دفتر خود به دفاع پرداخته مانع ورود حمله‌کنندگان جمعيتي به داخل دفتر شدند. تلويزيون آريانا دو تن از دزدان را دستگير نموده بودند که بعد برادر قانوني شخصا با تفنگچه تهديد کرده آندو را نجات داد. اين تلويزون فلم اين صحنه را نيز در اختيار دارد.

افراد مسلح امان الله گذر (که به زودي بعد از شورش کابل به حيث قومندان امنيه کابل منصوب گرديد) در ساحه بادام باغ و افراد سیاف در گردنه باغ بالا جابجا شده بودند. یک شاهد عینی بنام موسی خان که برای مزدور کاری به آنسوی کوتل خیرخانه رفته بود می گوید:

"موتر امان الله گذر پیش و موتر بادی گاردهايش در عقب روان بودند که موترهای امریکایی از سوی شمالی میرسند، افراد امان الله تيراندازي ميکنند که امریکایی ها به سرعت از محل دور ميشوند که کمي دور تر باعث حادثه ترافيکي‌اي ميشوند که خيزش مردم را بدنبال داشت."

گلاب شاه از باشندگان همان ساحه نیز این گفته را تایید می نماید که در صحنه حاضر بود.

قومندان امان الله گذر کیست؟

تا صنف سوم مکتب ابتدائیه درس خوانده، از آوان جوانی به دزدی و قمار عادت داشت و از قریه گذر یا گذره کوهدامن است. در زمان حاکمیت پرچمی ها به‌اصطلاح عسکر گریز بود که بالاخره موفق به جمع کردن چند نفر ملیشه شده و به ضد مقاومت، به نفع حزب خلق و پرچم، در منطقه فعالیت می‌نمود، با گذشت چند سال و تسلیم شدن "سنگی" (یکی از قومندانان منطقه) اوهم به انور دنگر (يک قومندان وحشي جمعيت) تسلیم میشود و در صف تنظیم ربانی قرار می‌گیرد، در اوایل آدم عادی بود، غیر از دزدی و قمار کاری نداشت، با قومنداناني مثل انور دنگر، صوفی پاینده، امان الله قوچی و غیره چندان ارتباط تنگاتنگ نداشت. با رسیدن طالبان در شمالی وی مقاومت کرده و چند پوسته طالبان را تصرف می نماید که مورد توجه احمد شاه مسعود قرار گرفت و از طرف شورای نظار حمایه و ترغيب شد.

روزنامه گاردين به تاريخ ۱۳ جون ۲۰۰۶ مينويسد: "... بحث برانگيز ترين تقرري، رئيس جديد پوليس کابل امان‌اله گذر ميباشد... اسنادي که بدست دپلماتها رسيده مدعي دست داشتن وي در اخاذي، غصب زمين ها و ربودن سه کارمند ملل متحد در اواخر ۲۰۰۴ ميباشد."

وي به دستور مسعود، امان الله قوچی، قومنداني از کوهدامن را با چند نفر افرادش به شکل سری طي یک کمین به قتل رساند و به جاسوس و همکار احمد شاه مسعود در منطقه مبدل گرديد.

با آمدن نيرو هاي امريکايي وقتي چند نفرش بالای موترهای گشت آیساف فیر کرده و فرار می‌نمایند، امان الله به امریکاییان تعهد می‌سپارد تا آندو را دستگیر و تسلیم نماید که همین کار را انجام داده و بدينصورت اعتماد امريکاييان را نيز جلب نمود و بعدا بحیث قومندان فرقه ۸ به رتبه جنرالی ارتقا يافت.

وقتي بحیث قومندان فرقه ۸ فعال بود، يکي از افرادش به نام سميع، که از وابستگان نزديکش نيز ميباشد، به دخترک ۸ یا ۹ ساله به نام نوريه در وضو خانه مسجد تجاوز کرده و آن دخترک معصوم حامله ميشود. مادر و پدر نوريه براي جلوگيري از رسوايي شان، دختر شانرا در مقابل ۵۰۰۰ لک افغانی (پول سابقه) به طالبان بفروش میرسانند. مردم و پدر دخترک حامله از جنايت سميع به امان‌الله شکایت می‌نمایند ولی امان‌الله آنان را تهدید کرد تا از عرض خود منصرف شوند.

امان الله گذر بعد تعقيب رسوايي زمين هاي شيرپور، ساحه وسيع زمین های کوتل خیرخانه را به زور تصاحب کرده و فی نمره سه بسوه‌ای را تا مبلغ ۸ لک افغانی بالای مردم فروخته که صاحب صدها ملیون افغانی شد. درین اواخر بحیث قومندان شاهراه سالنگ اجرای وظیفه می‌نمود و رتبه فعلی اش دگر جنرال است.

به گفته دگروال (نامش محفوظ) کارمند ریاست امنیت دولتی، درحادثه هشتم جوزا امان الله گذر با رهبری شخصی بنام بریالی، یکی از خویشاوندان نزدیک قانونی و برادر قانونی از خیرخانه در عقب مظاهره کنندگان قرار داشته و سود بردند که سرانجام به پاس آنهمه جنايات و پستي هايش بوسيله کرزي بحیث قومندان امنیه کابل جانشين جميل جنبش گرديد.