۱۸ قوس ۱۳۸۴ – ۹ دسامبر ۲۰۰۵
Payam-e-Zan



مقدمه چاپ ایتالیایی «مینا – زن قهرمان افغانستان»


کتاب «مینا – زن قهرمان افغانستان» که بوسیله میلودی ارماچایلد، نویسنده امریکایی نوشته شده و در سال ۲۰۰۳ بزبان انگلیسی در امریکا انتشار یافت، بوسیله هواداران «راوا» در ایتالیا ترجمه و در اکتوبر ۲۰۰۵ متن ایتالیایی آن منتشر شد. قبلا در مارچ همین سال نسخه جاپانی آن بوسیله گروپ هواداران «راوا» در جاپان انتشار یافته بود.

مقدمه چاپ ایتالیایی این کتاب بوسیله زویا، یکتن از اعضای «راوا» نوشته شده که داستان زندگیش قبلا بوسیله دو نویسنده ایتالیایی تحت عنوان «داستان زویا: مبارزه یک زن افغان برای آزادی» چند سال قبل انتشار یافته بود. در ذیل متن فارسی این مقدمه را می‌آرویم.


Meena - Heroine of Afghanistan by Melody Ermachild Chavis
چاپ انگلیسی این کتاب با استقبال گرم خوانندگان مواجه شده.

قبل از همه میخواهم تبریکات و تمنیات قلبی و دوستانه خود را به تمامی هواداران ایتالیایی "راوا" تقدیم کنم که در اثر زحمات و کار خستگی ناپذیر آنان ترجمه و چاپ ایتالیایی کتاب مینا میسر گردید.

میلودی با کار عظیمش یکی از رویاهای اعضای "راوا" را با چاپ زندگینامه مینا برآورده ساخت و اینک با انتشار ترجمه ایتالیایی این کتاب خرسندیم که رشته های دوستی میان "راوا" و مردم آزادیخواه ایتالیا (که طی سالیان گذشته از نمونه های فراوان همدردی و کمک و همکاری صادقانه شان برخوردار بوده‌ایم) استحکام بیشتری خواهد یافت.

زندگی مینا آینه دار زندگی مردم افغانستان و مخصوصا زنان تیره روز آنست که چندین دهه است که ماتم پی ماتم را تجربه میکنند. آرزو میکردم که بعد از گذشت ۴ سال از سرنگونی دولت قرون وسطایی طالبان خبر های خوشی از آبادانی و شکوفایی وطنم برای خوانندگان ایتالیایی داشته باشم ولی با تاسف بازهم ناگزیرم دراینجا از درد ها و مصایبی سخن گویم که هنوز بر زنان افغان میرود.

مینا جانش را بخاطر آرمان بزرگ، برای تحقق آزادی، دموکراسی، حقوق زنان و عدالت اجتماعی قربان کرد اما امروز که بیش از ۱۸ سال از شهادت وی میگذرد متاسفانه زنان افغانستان هنوز همانقدر از این خواست های انسانی محروم اند که در آن زمان بودند. هنوز هم راهیان صادق مینا جان برکف بخاطر تحقق رویایی که مینا ترسیم کرده بود میرزمند.

کتاب زندگی مینا گوشه هایی از درد و ماتم جانکاه زنان وطنم را بازگو میکند ولی اجازه دهید دراینجا مختصر به آنچه که طی چند سال گذشته زنان ما با آن روبرو بوده اند درد دل نمایم چون متاسفانه با آنکه مطابق فیشن روز کتاب های زیادی بعد از یازدهم سپتامبر در مورد زنان افغانستان به چاپ رسیدند ولی هیچکدام عمق و ریشه درد زنان ما را منعکس نمیسازد.

بعد از سرنگونی رژیم طالبان سروصدای فراوان در مطبوعات غرب بالا گرفت که گویا زنان افغانستان به آزدی دست یافته اند ولی متاسفانه واقعیت ها تلخ و تیره اند. زنان افغان هنوز هم در زنجیرهای ستم و بنیادگرایی اسیر اند. چرا؟ برای آنکه با سقوط طالبان در اثر مداخله نظامی ایالات متحده امریکا، قدرت بدست "ائتلاف شمال" این برادران همفکر طالبان سپرده شد که در جنایت و بربریت و ستم پیشگی هیچ فرق ماهوی با طالبان ندارند و مسئول بربادی و ویرانی افغانستان از سالهای ۱۹۹۲ الی ۹۶ اند.

تاریخ در کشور نگونبخت من به هولناکترین صورتش تکرار میشود. پس از وحوش طالبی سیاهترین نوع بنیادگرایان "ائتلاف شمال" مجددا بر حاکمیت دست یافتند و پست های کلیدی در دولت آقای کرزی را اشغال نمودند. هنوز هم پلید ترین چهره های بنیادگرا همدست با روشنفکران مزدبگیر شان ساطور در دست بر زنان و مردان تیره روز ما حکم میرانند و در مقابل از حمایت وسیع دولت امریکا نیز برخوردارند. باورکردنی نیست اما واقعیت دارد که حتی بر چهره های خون آشامی چون وکیل احمد متوکل (وزیر خارجه طالبان) نیز عطر و پودر "میانه رو" زده میخواهند آنان را یکبار دیگر بر مردم ما مسلط سازند. درین چند سال گذشته آقای کرزی به فرمایش مشاوران امریکایی‌اش فقط یاد داشت چگونه از در سازش و مدارا با دشمنان خونی آزادی و دموکراسی و زن در کشور ما پیش رود و آنان را بدورش جمع نموده در قدرت شریک سازد. عصاره های جنایت و ارتجاع و جهالت چون سیاف، ربانی، قانونی، فهیم، اسماعیل خان، دوستم، خلیلی، محقق و غیره هنوز هم بمثابه عزیزان دولت امریکا با تفنگ و پول و قدرت شان حاکمان مطلق این ملک دیدنی دار اند.

از همینروست که ستم و استبداد در گوشه و کنار افغانستان بیداد میکند و از امنیت و آرامش خبری نیست. با زنان ما همچنان مانند حیوانات برخورد صورت میگیرد و از تمامی حقوق انسانی محروم اند. میزان خودکشی در بین زنان به صورت وحشتناک بالا رفته و ازدواج اجباری و خرید و فروش زنان به مثابه متاع های بی ارزش کماکان ادامه دارد. هنوز هم رحیمه های ۱۳ ساله مورد تجاوز جمعی جنگ سالاران قرار میگیرند، آمنه ها سنگسار میشوند ولی عاملان این فجایع مست و الست و تفنگ بر دست در کرسی های وزارت و ریاست و ارتش حکم میرانند و کسی نیست که به فریاد قربانیان بی‌پناه گوش دهد. افغانستان زیر نظر هزاران سرباز امریکاییی و آیساف بازهم به بزرگترین تولید کننده مواد مخدر مبدل گشت که در زرع و قاچاق آن مقامات ارشد دولت نیز دست دارند و بدینصورت این ماده زهرآگین برای ویران کردن زندگی جوانان سایر کشور ها صادر میگردد.

امریکا از حادثه دلخراش یازدهم سپتامبر درس لازم را نگرفته. نتیجه مزدورپروری و تقویت فاشیزم بنیادگرایی در کشور ما بود که مکروبش حتی در قلب امریکا سرایت کرد و آن حادثه را آفرید اما امروز بازهم شاهدیم که دولت امریکا دوستانش را در افغانستان از بین خاین ترین، جانی ترین و بدنام ترین افراد و سازمانهای بنیادگرا انتخاب نموده و بر آنان سرمایه گذاری میکند. این سیاست غلط دولت امریکا نه تنها زندگی مردم افغانستان را برباد میدهد که دیر یا زود برای سایر کشور ها و منجمله امریکا یازدهم سپتامبر دیگری خواهد آفرید.

اگر قبلا استقلال افغانستان به طور پوشیده خدشه دار شده بود اکنون امریکا تلاش میورزد تا با رسمیت بخشیدن حضور دایمی نیروهایش در کشور ما با تکیه روی دوستان بنیادگرا و به اصطلاح لیبرالش وطن ما را مستقیما مستعمره‌ و به یکی از ایالتهایش بدل کند و در عوض به ما "دموکراسی" و "آزادی" اعطا کند! اما از "دموکراسی" و "آزادی" فرضی تحت اشغال بیگانه فقط مشتی میهنفروش و مزدور استقبال خواهد کرد نه مردم ما.

مردم ما به "آزادی" و "دموکراسی" اهدایی نیازی ندارند. این ارزش های والا را نمیشود به کسی بخشش کرد. این مردم ما هستند که میتوانند با پیکار و جانفشانی شان زنجیر های ستم و بنیادگرایی را درهم شکنند. نتیجه "آزادی" و "دموکراسی" اهدایی فقط میتواند فاجعه به بار آرد که نمونه های آن را امروز در عراق و افغانستان شاهدیم.

خوشبختانه مردم افغانستان به آن آگاهی دست یافته اند که سلطه بیگانه پرستان را نپذیرند. طی یک سال گذشته شهر ها و دهات افغانستان در موج اعتراضات و تظاهرات عظیم توده های ما غرق بود که در برابر جو حاکم صدای اعتراض شانرا بلند کردند. دولت و مطبوعات کوشیدند که این اعتراضات توده‌ای را نتیجه تحریک القاعده و طالبان وانمود سازند تا راه لجن پاشی و سرکوب آنرا باز گذارند ولی مردم افغانستان به خوبی میدانند که این سیاست های خاین نوازانه دولت کرزی و خیانت های فاشیست های دینی است که مردم را به حرکت در آورده است.

روح مبارزه جویی و مقاومت مینا همچنان در رگهای زنان و مردان آزادیخواه و دموکراسی خواه افغانستان جاریست. او با خونش راهی را ترسیم نموده که ادامه بی تزلزل آن تنها راه رسیدن به آزادی و دموکراسی واقعی در کشور نگونبخت ماست. ما قلبا از کمک و همکاری مردم صلحدوست دنیا و مخصوصا ایتالیا برای کمک شان به مردم افغانستان سپاسگزاریم.

آرزومندم انتشار ترجمه ایتالیایی کتاب مینا باعث جلب توجه و همکاری عملی تعداد هرچه بیشتر آزادیخواهان ایتالیا به مسئله افغانستان شده رشته های دوستی میان جنبش آزادیخوهانه دو کشور را عمیقتر و فشرده تر سازد.

زویا
۲۷ جون ۲۰۰۵