٢٥ می ٢٠١١ ـ ٤ جوزای ١٣٩٠
Payam-e-Zan



گزارش از ج.ن. - تخار

این بار اشغالگران امریکایی و آلمانی از تخار قربانی گرفتند

نیروهای آلمانی بیش از ۲۰ تن از هموطنان بیگناه ما را کشتند (رسانه های این تعداد را ۱۲ نفر اعلام کردند که دروغ است)



نیروهای اشغالگر امریکایی که جز قتل و کشتار هموطنان بی گناه ما بوسیله بمباردمان ها و تیر اندازی های کور شان ماموریت دیگری ندارند، این بار تخار را به قربانگاه خود تبدیل نمودند. شب ۲۸ ثور حوالی ۱۱ شب چهار فروند هلیکوپر این نیرو ها در قریه گومالی مربوط تالقان فرود آمده و به تلاشی خانه های مسکونی در محل پرداختند، آنان تمام مردم این منطقه را از خانه های شان بیرون ساخته و با بستن دستان و چشمانشان تا صبح نگهداشتند. نیرو های امریکایی به خانه یکی از اهالی مشهور به «ملای خیاط» هجوم برده و چهار نفر از اعضای فامیل بشمول خودش را کشتند تا اینکه ساعت ۴ صبح بعد از ارتکاب این همه جنایت منطقه را ترک گفتند. بگفته مردم محل افراد کشته شده که شامل دو زن نیز میشوند ارتباطی به طالبان و یا القاعده نداشته و از مردم عادی آن منطقه بودند.

تظاهرات خشماگین مردم تخار علیه کشتار مردم بیگناه
تظاهرات خشماگین مردم تخار علیه کشتار مردم بیگناه
مردم کشته شده های دست امریکا را در تظاهرات حمل میکردند
تصاویر از خبرگزاری آسوشيتد پرس

روی دیگر جنایت:

بعد از این حادثه فردای آن (۲۸ثور) مردم گرد هم جمع شده و تصمیم گرفتند تا این جنایت را بی پاسخ نگذارند. نتیجه تصامیم مردم این شد که ساعت ۸ صبح با بدوش کشیدن اجساد کشته شدگان در مرکز تالقان تظاهراتی را براه بیاندازند و نفرت شان را نسبت به اشغالگران جنایت پیشه و دولت بیکاره کرزی ابراز بدارند، اما دست هایی در راه بود تا با استفاده ابزاری از احساسات مردم آنان را به قربانگاه بفرستند. مردم حق داشتند و بجا بود تا این حرکت مردمی راه بیاندازند تا دولتمردان و حامیان خارجی شان بدانند که آنان آنقدر هم از پا نیافتاده اند که در مقابل این همه خیانت و جنایت سکوت اختیار کرده و بر آن مهر تایید بگذارند.

صبح آنروز که مردم مصروف گردهمایی جهت براه اندازی تظاهرات بودند که تیکه داران قومی و مذهبی از راه رسیدند تا با سمت و سو دادن این حرکت، آنرا به نفع خود بچرخانند. قوماندانان جهادی، تیکه داران مذهبی که درهر فرصت ممکن به تحمیق توده ها می پردازند، وکلایی که فرصت تبارز قومی و منطقوی یافته اند و کاندید های ناکامی که سنگ ایستادن در مقابل دولت فاسد را بر سینه میزنند، همه و همه دست بدست هم دادند تا مردمی سرشار از احساسات پاک میهنی و ایستادگی در مقابل دولت فاسد و نیروهای اشغالگر را به دنبال خود بکشانند. درین جمع اشخاص ذیل دیده میشد:

۱- قوماندان پیر محمد، یکی از قوماندان جهادی که در حال حاضر با جنبش دوستم پیوند دارد. او که زمانی در شورای نظار با مسعود و ربانی بود، حالا در خدمت دوستم در آمده است. او در پهلوی پول بیشتر میتواند تجارت قومی نیز کند.

۲- قوماندان ملک مشهور به قوماندان مله، یکی از قوماندانان جهادی دوستم. قوماندان مله نیز یکی از چوچه قوماندان جهادی بود که تحت قیادت قوماندان مطلب بیک قرار داشت، اما در چند سال اخیر جنبش دوستم توانسته است او را خریده و در مقابل سلف اش قرار دهد.

۳- مولوی لطف الله یکی از کاندیدان شکست خورده ولسی جرگه و مربوط جنبش دوستم. او یکی از ملا هایی است که در دور گذشته عضو شورای ولایتی ولایت تخار بود، این بار شوق ولسی جرگه کرد اما رای نیاورد. او نامزد پیشنهادی دوستم بحیث والی نیز بود که نتوانست به ولایت راه پیدا کند و در مقابل عبدالجبار تقوا بوسیله فهیم در تخار نصب شد.

۴- عبدالله بیک وکیل شورای ولایتی و فرزند قوماندان مطلب بیک یکی از قوماندانان جهادی مربوط به جمعیت و فعلا عضو پارلمان افغانستان.

۵- مولوی عبدالقهار حکیمی، یکی از وکلای شورای ولایتی از جنبش دوستم.

۶- حاجی جمشید، یکی از وکلای شورای ولایتی از جنبش دوستم.

و یک تعداد دیگر از چوچه جنایتکارانی که همیشه به تجارت قومی مصروف اند.

افراد فوق الذکر در سخنرانی هایشان از تمام مردم دعوت کردند تا در پی انتقام بر ایند. چنانچه قوماندان پیر محمد گفت: «اول جام شهادت را من می نوشم و بعد شما»! اما این نوع تحریک احساسات مردمی بار ها صورت گرفته و در نهایت قوماندانان همیشه فرار را بر قرار ترجیح داده و مردم را هیزم معرکه ساخته اند. بالاخره تظاهرات حوالی ساعت ۸ صبح از منطقه گومالی تالقان به سمت مرکز شهرآغاز شد. در ابتدا مردم آن منطقه شرکت کرده بودند ولی با ورود به شهر افراد دیگر نیز به جمع آنان پیوستند و جمعیت وسیع را تشکیل دادند که تعداد شان به بیشتر از ۲۰۰۰ نفر میرسید. مردم که از اینگونه جنایات و فساد حاکم در دولت به ستوه آمده بودند شعارهای تندی علیه دولت و نیروهای اشغالگر سر میداند مانند: «مرگ بر امریکا»، «مرگ به کرزی»، «مرگ به مزدوران امریکا در افغانستان» و از این قبیل.

دیری نپایید که تظاهرات به خشونت گرایید. در کنار مردم که سرشار از خشم بودند وبا بیل و کلند به جاده ها ریخته بودند، عناصر آشوبگری و جود داشتند نظیر افراد فوق که جمعی را سازماندهی کرده بودند تا با سلاح های دست داشته بالای نیروهای امنیتی افغان و خارجی حمله کنند. قوماندان پیر محمد و قوماندان مله از سلسله جنبانان این گروه بودند که خود به کناری خزیده و مردم را با نیروهای امنیتی درگیر ساختند. بعد از اینکه مردم اعتراض شان را نسبت به حمله شبانه نیروهای امریکایی ابراز داشتند، جمعی آنان را بسوی مرکز PAT هدایت کرد که در آن عساکر آلمانی حضور دارند. مردم با پرتاب سنگ به این ساختمان خواستند نفرت شان را نسبت به وضعیت حاکم در این ولایت و قلدری های نیروهای اشغالگر ابراز بدارند که عساکر آلمانی نیز بالای آنان آتش گشودند. نیروهای خارجی که به قتل و کشتار مردم عادت کرده اند، بی پروا آتش گشوده و هرکه را در مقابل شان ظاهر میشد نشانه می‌گرفتند. در نتیجه تعدادی کشته و زخمی شدند.

نیروهای آلمانی و کشتار افغان ها:

با آنکه بار ها از آلمان ها شنیده میشود که آنان یک «پیوند تاریخی» با مردم افغانستان دارند، اما تجربه این را ثابت ساخته است که نیروهای اشغالگر از هر قوم و ملت و از تمام کشور هایی که افغانستان را به میدان رقابت های خود تبدیل کرده اند از هم فرق نداشته و همیشه در پی آنند که در هر فرصت ممکن با وارد کردن ضربه ها به مردم ما به اهداف استراتیژیک خود در افغانستان و منطقه برسند. آلمانی ها نیز با قتل هموطنان ما چهره واقعی خود را نمایان ساختند. در این تظاهرات که عده‌ای از مردم در پشت دروازه نیروهای آلمانی تجمع کرده بودند تا نفرت شان را نسبت به نیروهای خارجی از جمله آنان ابراز بدارند، همه بوسیله گلوله های کور نیروهای آلمانی هدف قرار گرفتند که در نتیجه بیش از ۲۰ نفر از هموطنان بیگناه ما کشته شده (رسانه های این تعداد را ۱۲ نفر اعلام کردند که دروغ است) و بالغ بر از ۸۰ نفر زخم برداشتند.

در حال حاضر تظاهرات کنندگان خواست های زیر را مطرح نموده اند تا به آنها رسیدگی شود در غیر آن به تظاهرات ادامه خواهند داد:

۱- نیروهای آلمانی باید از تالقان بیرون کشیده شوند چون در اکثر نا امنی ها دست دارند.

۲- والی تخار، قوماندان امنیه و رئیس امنیت ملی باید برکنار شوند.

۳- عاملان اصلی کشتار مردم در آن شب باید محاکمه شوند.

۴- قاتلان افرادی که در جریان تظاهرات کشته شده اند باید بدست مردم سپرده شده و یا محاکمه شوند.

۵- در صورتیکه به مسایل فوق رسیدگی نشود، مردم به تظاهرات خود ادامه داده و آرام نمی نشینند.

والی تخار عبدالجبار تقوا از جنایتکاران جمعیتی و از دلالان فهیم است و توسط او درین پست گماشته شده است. قوماندان امنیه تخار، مولانا شاه جهان نوری نام دارد که با وصف بی‌شخصیتی و نالایقی، مانند سایر افراد نصب شده در پست های دولتی از سابقه سرگروپی اش در باند شورای نظار سود می برد.

آلمانی ها از سال ۲۰۰۲ به تخار آمده اند. آنان سرمایه گذاری و اکثر پروژه های خود را تخار و کندز اختصاص داده اند. آلمانی ها در جلسات خود با ادارات دولتی و موسسات موجود در تخار همیشه به تخریب امریکایی ها پرداخته و آشکارا با امریکایی ها در رقابت اند. حتی مردم تخار و کندز به این نظر اند که آلمانی ها و امریکایی ها هر کدام طالبان مطلوب خود را برای بی ثبات ساختن وضعیت در این دو ولایت بوجود آورده و در فرصت های مساعد آنان را بکار گرفته و درین میان مردم بی گناه ما هستند که آسیب می بینند.

باند دوستم با سو استفاده از وضعیت پیش آمده در تخار میکوشند از دولت امتیاز بگیرند. آنان خواستار ولایت، قوماندانی امنیه و سایر پست های پر درآمد اند. سران این باند جنایت پیشه چند هفته قبل از وقوع حادثه در هوتل آریانا جمع شده و از حکومت انتقاد نمودند که «در ادارات محلی تخار از قوم ازبک افراد کمی حضور دارند حالانکه ۷۰ فیصد مردم تخار را ازبک ها تشکیل میدهند.» اما حقیقت موضوع آن است که این قاتلان هیچگونه علاقه در دفاع از مردم فقیر ازبک نداشته و همیشه از آن بحیث سپر جهت مستور نگهداشتن جنایات خود استفاده کرده اند.