سرطان‌ ۱۳۸۴ - جولای‌ ۲۰۰۵

شماره‌ مسلسل‌ ۶۳ و ۶۴

payam-e-zan




مـارلـون ‌بـرانـدو
هنرپیشه‌ مبارز راه‌ عدالت‌ اجتماعی‌



marlon brando in funeral of black tigers leader
مارلون ‌براندو در تشییع‌ جنازه‌ بابی ‌هستن‌ از «حزب‌ پلنگان‌ سیاه‌»

درك‌ ما از هنرپیشگان‌ هالیوود معمولاً اینست‌ كه‌ همگی‌ آنان‌ ملیونرهایی‌ اند كه‌ در شرایطی‌ افسانوی‌ زیسته‌ و در مورد بی‌عدالتی‌های‌ موجود در امریكا و سایر نقاط‌ جهان‌ یا كاملاً بی‌ خبر اند یا اگر خبر هم‌ باشند كوچكترین‌ اعتنایی‌ به‌ آنها مبذول‌ نمی‌دارند. اما واقعیت‌ چنین‌ نیست‌. حتی‌ در همان‌ هالیوود هم‌ زنان‌ و مردان‌ هنرمندی‌ را سراغ‌ میتوان‌ كرد كه‌ شهرت‌ و موفقیت‌ و محبوبیت‌ اجتماعی‌ شان‌ را در خدمت‌ پیكار بر ضد ستم‌ در امریكا یا سایر كشورها به‌ كار گرفته‌ اند.

سال‌ گذشته‌ مایكل‌مور مراسم‌ دریافت‌ جایزه‌ اسكارش‌ را به‌ صحنه‌ تاریخی‌ مخالفت‌ با جنگ‌ عراق‌ بدل‌ كرد. مارلون‌براندو كه‌ در ۱۹۲۴ به‌ دنیا آمد و در جولای‌ ۲۰۰۴ چشم‌ از جهان‌ پوشید یكی‌ از آن‌ هنرمندان‌ برجسته‌ است‌ كه‌ نام‌ و زندگیش‌ با فعالیت‌های‌ مترقی‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ عجین‌ بوده‌ كه‌ در كنار استعداد هنری‌ به‌ آنان‌ تابناكی‌ای‌ جاودانه‌ می‌بخشد.

شاید تجربه‌ ناملایمات‌ دوران‌ كودكی‌ و جوانی‌ براندو نیز موجب‌ شده‌ بود تا وجدانش‌ در برابر ستمكاری‌ها آرام‌ نگیرد. باب‌توماس bob thomas از براندو نقل‌ می‌كند: «پدرم‌ فروشنده‌ای‌ همیشه‌ در سفر و مادرم‌ دایم‌الخمر بود. در ۱۹ سالگی‌ اعصابم‌ را از دست‌ دادم‌. ممكن‌ بود به‌ آسانی‌ به‌ تبهكاری‌ بدل‌ شوم‌. تنها پس‌ از ۱۰ سال‌ تداوی‌ مستمر سلامتم‌ را باز یافتم‌.»

براندو در ۱۹۴۴ به‌ فراگیری‌ هنرپیشگی‌ در آموزشگاهی‌ در نیویارك‌ پرداخت‌ كه‌ در آن‌ محیطی‌ چپ‌ حاكم‌ بود و تحت‌ نفوذ حزب‌ كمونیست‌ امریكا قرار داشت‌. او در یك‌ اكادمی‌ نظامی‌ نیز نام‌نویسی‌ كرد اما ضمن‌ مخالفت‌ با جنگ‌ ویتنام‌ آن‌ را ترك‌ گفت‌. او در زندگینامه‌اش‌ «براندو ـ سرودهایی‌ كه‌ مادرم‌ به‌ من‌ آموخت‌» از تاثیر شدید جنبش‌ حقوق‌ مدنی‌ بر زندگی‌اش‌ سخن‌ می‌گوید.

براندو همراه‌ عده‌ای‌ دیگر از هنرمندان‌ در راهپیمایی‌ تاریخی‌ ۱۹۶۵ واشنگتن‌ كه‌ در آن‌ مارتین‌لوتركینگ‌ نطق‌ معروفش‌ را كرد، شركت‌ جست‌. در یك‌ راهپیمایی‌ حقوق‌ مدنی‌ در ۱۹۶۳ در كالیفرنیا از سوی‌ نژادپرستان‌ مورد یك‌ حمله‌ لفظی‌ قرار گرفت‌.

هنرمندان‌ زیادی‌ بودند كه‌ به‌ دفاع‌ از «حزب‌ پلنگان‌ سیاه‌» پرداختند اما پشتیبانی‌ براندو و نیز لیوناردبرنشتین‌ از این‌ حزب‌ چشمگیر بود. او در زندگینامه‌اش‌ از تاثیر «حزب‌ پلنگان‌ سیاه‌» بر دید رفقایش‌ به‌ سود سیاهان‌ تذكر می‌دهد. او به‌ دفاع‌ از جی‌جگا از پلنگان‌ سیاه‌ كه‌ به‌ ۲۷ سال‌ زندان‌ محكوم‌ شد برخاست‌ و در ۱۹۶۸ در مراسم‌ تشییع‌ جنازه‌ی‌ بابی‌هستن‌ از جانباختگان‌ آن‌ حزب‌ حضور یافت‌.

ماندگارترین‌ فلم‌ او «زنده‌ باد زاپاتا» است‌ كه‌ در آن‌ نقش‌ زاپاتا، انقلابی‌ مكزیكی‌ را بازی‌ می‌كند. فلم‌ را الیاكازان‌ كارگردانی‌ كرده‌ فردی‌ كه‌ بعدها به‌ جاسوسی‌ برای‌ استخبارات‌ امریكا درباره‌ هنرمندان‌ سقوط‌ كرد. و اتفاقاً فلمنامه‌ آن‌ را هم‌ جان‌اشتاین‌بك‌ نوشته‌ بود، نویسنده‌ شهیر و برنده‌ جایزه‌ نوبل‌ كه‌ در آخرهای‌ عمرش‌ با دفاع‌ از جنگ‌ امریكا در ویتنام‌ به‌ اعتبارش‌ لطمه‌ زد.

براندو اگر چه‌ در چندین‌ فلم‌ ارتجاعی‌ هم‌ ظاهر شده‌ ولی‌ این‌ واقعیت‌ نمی‌تواند جنبه‌ اصلی‌ شخصیت‌ او را به‌ مثابه‌ هنرپیشه‌ای‌ ضد نژادپرستی‌ و ضد جنگ‌ تحت‌الشعاع‌ قرار دهد. فلم‌ «در بارانداز» (on the waterfront) او از همانگونه‌ فلم‌ها محسوب‌ می‌شود كه‌ الیاكازان‌ و شولبرگ‌ آن‌ را در واقع‌ به‌ منظور توجیه‌ اعمال‌ خود ساخته‌ بودند. اما براندو در شرح‌ حالش‌ در این‌ باره‌ می‌نویسد:

«من‌ در آن‌ موقع‌ نمی‌دانستم‌ كه‌ "در بارانداز" واقعاً كوشش‌ كازان‌ و شولبرگ‌ است‌ جهت‌ توجیه‌ جاسوسی‌ شان‌ علیه‌ دوستان‌ شان‌...

وقتی‌ فلم‌ به‌ نمایش‌ درآمد آنقدر از بازی‌ام‌ در آن‌ گرفته‌ شدم‌ كه‌ برخاستم‌ و محل‌ را ترك‌ گفتم‌. من‌ خود را آدم‌ مغلوب‌ و ناكامی‌ می‌پنداشتم‌.»

وقتی‌ به‌ خاطر بازی‌ خاطره‌انگیزش‌ در فلم‌ «پدرخوانده‌» برای‌ بار دوم‌ حایز جایزه‌ اسكار شد به‌ رسم‌ اعتراض‌ در مراسم‌ حاضر نشد و هنرپیشه‌ای‌ را به‌ عنوان‌ نماینده‌اش‌ برای‌ دریافت‌ آن‌ فرستاد تا اعلام‌ جرم‌ ۱۵ صفحه‌ای‌اش‌ علیه‌ ستم‌ بر بومیان‌ امریكا را بخواند.

در متن‌ سخنرانی‌ او به‌ این‌ مناسبت‌ از جمله‌ گفته‌ می‌شود:

«ما ۲۰۰ سال‌ است‌ كه‌ به‌ سرخپوستان‌ كه‌ به‌ خاطر سرزمین‌ شان‌، زندگانی‌ شان‌، خانواده‌های‌ شان‌، و حق‌ شان‌ برای‌ آزاد بودن‌ می‌رزمند گفته‌ایم‌: "اسلحه‌ تان‌ را به‌ زمین‌ بگذارید، دوستان‌ من‌؛ و بعد ما با هم‌ یكی‌ می‌شویم‌: فقط‌ اگر اسلحه‌ تان‌ را به‌ زمین‌ بگذارید دوستان‌ من‌، بعد می‌توانیم‌ درباره‌ صلح‌ صحبت‌ كنیم‌ و به‌ توافقی‌ برسیم‌ كه‌ به‌ خیر تان‌ خواهد بود."

وقتی‌ آنان‌ اسلحه‌ را به‌ زمین‌ گذاشتند، ما آنان‌ را كشتیم‌... آنان‌ را فریب‌ دادیم‌ و به‌ وعده‌های‌ خود به‌ آنان‌ وفا نكردیم‌.»

براندو در ۱۹۵۹ همراه‌ هنری‌فوندا، آرتورمیلر، مارلین‌مونرو و عده‌ای‌ دیگر، كمیته‌ هالیوود ضد اسلحه‌ هستوی‌ را بنیاد گذاشت‌. در ۱۹۶۴ طی‌ سفری‌ به‌ لندن‌ در مقابل‌ سفارت‌ افریقای‌ جنوبی‌ علیه‌ رژیم‌ نژادپرست‌ آن‌ كشور اعتراض‌ نموده‌ و از تمام‌ هنرمندان‌ خواست‌ تا در هیچ‌ جایی‌ كه‌ آپارتاید بر آن‌ سایه‌ افكنده‌ باشد، اجازه‌ ندهند فلم‌های‌ شان‌ به‌ نمایش‌ درآیند. در همین‌ سال‌ به‌ جرم‌ پشتیبانی‌ از حقوق‌ سرخپوستان‌ امریكا به‌ زندان‌ افتاد.

در ۱۹۹۲، براندو خواست‌ تا اسمش‌ را از فلم‌ «كرستیف‌كلمب‌» حذف‌ كنند زیرا نسخه‌ آخرین‌ فلم‌، كشتار جمعی‌ سرخپوستان‌ را افشا نمی‌ساخت‌.

براندو زمانی‌ كه‌ مصمم‌ بود فلمی‌ راجع‌ به‌ حقوق‌ بومیان‌ امریكا بسازد از فلمساز چپ‌ ایتالیایی‌ گیلوپونتوكورفو خواست‌ تا كارگردانی‌ فلم‌ را به‌ عهده‌ گیرد. گیلو كه‌ بنابر تجربه‌اش‌ كار كردن‌ با او را مشكل‌ می‌دانست‌ گفت‌ كه‌ با ساختن‌ این‌ فلم‌ باز هم‌ جنجال‌ خواهند داشت‌ ولی‌ براندو گفت‌: «نه‌. نه‌، نه‌، این‌ فلم‌ به‌ دلایل‌ سیاسی‌ و اخلاقی‌ واقعاً برای‌ من‌ مطرح‌ است‌ و از تو استدعا می‌كنم‌ آن‌ را بسازی‌.»

براندو از منتقدان‌ صریح‌ و سرسخت‌ ابتذال‌ در صنعت‌ فلم‌ و هنرپیشگی‌ بود. او به‌ مصاحبه‌گران‌ می‌گفت‌: «دیدن‌ هنرپیشگان‌ در تلویزیون‌ كه‌ از زندگی‌ خصوصی‌ خود می‌گویند، تهوع‌آور است‌.»

جیمزبكن‌ ستون‌نگار و دوست‌ براندو در ۲ جولای‌ ۲۰۰۴ ضمن‌ گفتگو با لاری‌كینگ‌ lorry king یادآور شد كه‌ جای‌ فلم‌های‌ ارتجاعی‌ جان‌وین‌ را براندو می‌گیرد تا نشان‌ دهد كه‌ مردم‌ بومی‌ امریكا در نبرد علیه‌ سواره‌نظام‌ سفید پیروز می‌شوند.